|
درباره
من / تماس با من نوشته
ها ي من كارهاي صوتي كارهاي تصويري عكس
ها توليدات
پشتيباني Youtub |
|||||
|
صفحه
ويژه افسانه |
|||||
|
بايگاني (آرشيو ) |
|||||
دروغ زشت ترين زشتي ها
داريوش پادشاه مقتدر هخامنشي در نيايش معروف
خود از اهورامزدا ميخواهد كه سرزمين ايران را از خشك سالي و دروغ
محفوظ دارد . از آنجا كه به هيچ وجه معقول نيست و ديده نشده است كه كسي براي
چيزي دعا كند كه وجود نداشته باشد . مثلا هيچگاه ما دعا نميكنيم كه خدا يا ما را
از شر قورباغه هاي پرنده نجات ده . چرا كه مشكلي به نام قورباغه هاي پرنده برايمان
وجود ندارد كه براي رفعش دعا كنيم . پس ميتوان چنين
برداشت كرد كه سرزمين ما از همان 2500 سال قبل نيز به آفت اين بلا دچار بوده است .
و افسوس كه اين ناپسند ترين و زشت
ترين كار ممكن رايج ترين و عادي ترين پديده اي است كه ميشناسيم .
دروغ سرچشمه همه زشتي ها و خطاهاي ممكن است . باور نداريد ، امتحان كنيد
. براي گسترش نيكي ها ، فقط كافي است تصميم بگيريم دروغ نگوييم . همه چيز خود به
خود درست ميشود . تقريبا خطايي نيست كه بتوانيم انجام دهيم ، اگر نخواهيم آن را به
دروغي بپوشانيم .
ميگويند به كسي كه همه نوع اعمال زشتي
انجام ميداد گفتند فقط دروغ نگو .
شبي او كه تنها يكي از كارهاي زشتش دزدي بود از خانه بيرون آمد تا به دزدي بپردازد . كنار در منزلي ايستاده بود
كه يكي از او پرسيد اينجا چه ميخواهي ؟ و او كه قرار بود دروغ نگويد
مجبور شد اين شغل شريف را كنار بگذارد . شبي ديگر براي خوش گذراني ميخواست از منزل خارج شود كه
همسرش پرسيد كجا ميروي ؟ و اوكه تعهد كرده بود دروغ نگويد مجبور شد به خانه باز گردد . خلاصه هر كار خلافي
كه قبلا انجام ميداد را فقط به واسطه اينكه عهد كرده بود دروغ نگويد كنار
گذاشت .
يادم مي آيد مدتي قبل همسايه اي داشتيم
كه مرد خوب و درستي بود . او در تمام مدت ماه رمضان در
خانه ميماند و به سر كار نميرفت .
يك بار از او علت اين كارش را پرسيدم . گفت كار من در بازار فقط با
دروغ ميگذرد ! و چون در اين يك ماه نميخواهم دروغ بگويم ناچار سر كار نميروم
.
داستان ديگري نيز وجود دارد كه در نكوهش شراب خواري آمده است . اين داستان
بيان ميكند كه به شخصي گفتند مادرت را بكش يا اموالش را بدزد و يا شراب بخور . زشتي دو كار اول بحدي سنگين بود كه قادر به
انجامش نبود . لذا پذيرفت كه شراب بخورد .
شراب خورد و سپس هم مادرش را كشت و
هم اموالش را برد . راستش من فكر
ميكنم دروغ نيز
اگر در اين زمينه بسيار بدتر از شراب عمل نكند حداقل همينگونه خواهد بود .
راستي ما چطور ؟ آيا
ميتوانيم دروغ نگوييم ؟
زنگ تلفن . . . .
بگو من نيستم !
دوستي تعريف ميكرد كه در يك كشور
خارجي يك راهنما استخدام كرده بود تا او را در انجام كارهاي بازرگاني كمك كند .
روزي قرار بود ساعت 9 به ديدن فردي بروند . در راه به راهنماي خود ميگويد كه
برويم اين مغازه را ببينيم و بعد برويم . اين كار باعث ميشود كه يك ساعت دير
تر به قرار ميرسند . آن كسي كه منتظرشان بود علت تاخير را ميپرسد و دوست ايراني ما
ميگويد ترافيك خيلي سنگين بود ! مرد راهنما كه در استخدام اين دوست
ايراني ما نيز بوده و از او حقوق ميگيرد ، در اعتراض ميگويد
" نه چرا دروغ ميگوييد ما سر راه به يك
مغازه رفتيم و خريد كرديم " . دوست من تعريف ميكرد كه با اين حرف راهنما
غرق در خجالت ميشود و بعد به راهنما ميگويد تو از من حقوق ميگيري و
عليه من حرف ميزني ؟ مرد راهنما ميگويد شما دروغ
گفتيد و من براي دروغ گفتن از شما حقوق نميگيرم .
اما افسوس كه
دروغ گفتن و دروغ شنيدن براي ما
بديهي ترين امري است كه ميشناسيم .
مظفر شريعتي
خرداد 85