www.shariaty.com www.mozaffarshariaty.com

 

تذكر : شايد برخي از خصوصياتي كه از زبان غير ايرانيان در مورد ما ايرانيان در اين كتاب آمده و برخي در اين گزيده نقل شده اند در مورد ساير ملل دنيا نيز صحت داشته باشد كه اگر با تاريخ ساير ملل جهان آشنا باشيم قطعا چنين است . چرا كه برخي خصوصيات ظاهرا در ذات انسانها قرار دارد و مرز و سرزمين نميشناسد . از جمله بر بيرحمي و قساوت ايرانيان و يا پادشاهان آنها در اين نوشته ها زياد اشاره ميشود كه گرچه محكوم است و مذموم اما تاريخ جهان و تقريبا اغلب ملتها آكنده است از اينگونه حوادث و قساوتها كه همه نيز محكوم هستند و مذموم .بنابراين در بعد قساوت ، خشونت ، زور گويي و ستم و تجاوز تقريبا هرفرد و ملت و گروهي كه در طول تاريخ قدرتي داشته است از بذل آن به ديگران دريغ نورزيده اند و كمتر اسثثنايي براي آن در تاريخ ميتوان يافت . و اتفاقا بدون آنكه قصد دفاع از هر ايراني و غير ايراني كه در طول تاريخ موجب حتي تنها يك فقره جنايت عمدي شده باشد را داشته باشم ، اما تا آنجا كه من در تاريخ خوانده ام ايرانيان حداقل در برخورد با غير ايرانيان كمتر از ساير ملل و اقوام در بيرحمي ها و جنايات دسته جمعي دست داشته اند و بيشتر سرشان بريده شده تا سر كسي را بريده باشند . اما به هر حال از بعد انساني جنايت د ر حق يك تن نيز مذموم است و شايسته نكوهش . اما موارد ديگر انتقاداتي كه به ما ميشود را الحق بايد جدا بررسي كنيم . بويژه يك صفت مشترك زشت كه همه به ما ايرانيان در طول تاريخ نسبت ميدهند و متاسفانه ظاهرا كه جز حقيقت نيز نيست يعني " عادت ما ايرانيان به دروغ ، ریاکاری و تظاهر " در مواردي نيز مطالبي در این کتاب بيان ميشود كه باور كردنش براي ما ايراني ها بسيار دشوار است . زيرا در تمام طول زندگي خود خلاف آن را خوانده و شنيده ايم . در اينگونه موارد علاقمندان ميتوانند دست به مطالعه و تحقيق بزنند و ديگران را نيز از حاصل تحقيقات خود آگاه سازند . هر گونه مطلبي كه بتواند به غناي اين بحث كمك كند را اگر سراغ داريد ميتواند معرفي كنيد تا به اين صفحه متصل شود ( LINK)

 

 

گزيده اي از كتاب خلقيات ما ايرانيان نوشته محمد علي جمالزاده

 

آيينه گر عيب تو بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست

 

چه خوش گفت آن مرد دارو فروش شفا بايدت داروي تلخ نوش سعدي

 

اكنون بايد در مقابل آنچه ديگران در حق ما گفته يا ميگويند چگونه عمل كنيم ؟ در پاسخ ميتوان گفت كه چها راه در مقابل ما باز است :

1-    تجاهل و تغافل يعني وانمود كنيم كه از همه جا بيخبريم و نميدانيم و نميخواهيم هم بدانيم كه ديگران در مورد ما چه ميگويند .

2-    دوم انكار يعني اصلا بزنيم زيرش و بگوييم همه اين ها از بيخ دروغ است .

3-    تلافي يعني ما هم هر چه ميخواهيم بگوييم راست و دروغ را ر عليه آنها بكار گيريم كه كلوخ انداز را پاداش سنگ است .

4-    تعقل يعني كلاهمان را قاضي كنيم و از خر شيطان و عصبانيت بياييم پايين و ببينيم كه عقل و انصاف چه حكم ميكند .

 

صفحه 67 آراء و عقايد بيگانگان در مورد ما ايرلنيان

يونانيان باستان :

هرودوت در پنج قرن قبل از ميلاد در مورد نياكان ما مينويسد ايرانيان فرزندان خود را با سه خصلت بزرگ ميكنند اول راست گفتن دوم سواري بر اسب و سوم تير اندازي

آمي ين مارسلين مورخ قرن چهارم ميلادي در مورد ايرانيان مينويسد :

... بي اندازه به هم سوءظن دارند .... بسيار خودستا هستند و چه در كامكاري و چه در مصيبت هميشه لفظ تهديد و تخويف بر لب دارند . مكار و بيرحم هستند ...نسبت به غلامان و زير دستان خود با استبداد رفتار ميكنند و خود را صاحب اختيار مال و جان آنها ميدانند و ...

 

شاعري عرب :

نه ادب دارند و نه به عهد و پيمان پايبند هستند . به هر خاكي پا نهادم طوايفي از آنها را ديدم كه مانند گله گوسفند در زير فرمان بنده اي بسر ميبردند

 

جيمز موريه انگليسي 1813 :

در تمام دنيا مردمي به لاف زني ايرانيان نديدم لاف و گزاف اساس وجود ايرانيان است . هيچ ملتي هم مانند ايرانيان منافق نيست و چه بسا همان موقعي كه دارند با تو تعارف ميكنند بايد از شرشان بر حذر باشي .ايرانيان تا دلت بخواهد حاضرند به تو قول و وعده بدهند . اگر احيانا اسبي يا مزرعه اي، خانه و هر چيزي را تعريفش كني ميگويند متعلق به خودتان است و عيب ديگرشان اين است كه دروغ ميگويند خارج از حد تصور.... ايرانيان لبريزند از خودپسندي و شايد بتوان گفت در تمام دنيا مردمي پيدا نشود كه به اين درجه به خودشان اهميت بدهند

سياح هلندي كورني لوبروين 1745 :

حكومت شاهان ايران يكي از مستبدترين حكومتهاي جهان است و پادشاه در اعمال خود جز به اراده و مشيت شخصي خود هيچگونه اصول و قاعده اي نميشناسد . حيات و ممات و دارايي همه اهل مملكت بدون استثنا در يد فدرت اوست

پادشاه در حرمسراي همايوني بدنيا مي آيد و در همان چهار ديواري بزرگ ميشود و هيچ ارتباطي با دنياي خارج ندارد ...تا روزي كه نوبت شاهي او برسد و او را بر تخت مينشانند و درمقابلش به خاك مي افتند . اطرافيان تمام تلاششان در بي خبر نگاه داشتن او از اوضاع مردم و مملكت است ....

ايرانيان بسيار مخفي كارند و بزرگترين متملقين عالم هستند . بغايت دروغ ميگويند و در دنائت و وقاحت هم بي همتا هستند و براي اندك نفعي حاضرند شهادت دروغ بدهند .در خدمتگذاري عاري از صداقت هستند و در معاملات درستي نميفهمند .

نظر ولتر فيلسوف معروف فرانسوي در مورد شرقي ها :

شرقي ها تقريبا همه بنده و غلام بوده اند و از خصائص بندگي يكي هم اين است كه در همه چيز اغراق ميكنند و به همين دليل علم بيان و فن فصاحت آسيايي بسيار مهيب و وحشتناك بود .

 

شاهزاده روسي الكسي سولتيكوف يكصد سال قبل

درستي صفتي است كه در ايران وجود ندارد . دروغ به صورتي عادي و جا افتاده است كه اگر احيانا شخصي به درستي عمل كند انتظار جايزه و پاداش دارد

ژ.راولينسون انگليسي :

ايرانيان از آغاز تا پايان سلطنت و عظمتشان ابدا التفاتي به تحصيلات علمي نداشتند و تصور ميكردند براي اثبات اقتدارشان همان ساختن كاخ هاي شوش و تخت جمشيد و دستگاه عظيم سلطنتي آنها كافي است .

گوبينو ديپلمات و دانشمند فرانسوي :

ايرانيان امام آنچه را عربها از فهم آن عاجزند ميفهمند و هوش آنان هر معنايي را درك ميكند . فقط چيزي كه هست اين فهم و شعور استوار نيست و قوه تخيلشان اندك است ولي آنچه بيشتر از همه ايرانيان فاقد آن هستند وجدان است . .... زندگي مردم ايران عبارت است از يك رشته توطئه و پشت هم اندازي و فكر و ذكر هر ايراني فقط متوجه اين است كه كاري كه وظيفه اوست را انجام ندهد . ارباب ها مواجب نوكران خود را نميدهند و نوكران هم تا بتوانند اربابان را سركيسه ميكنند دولت حقوق مستخدمين را نميدهد و مستخدمين هم تمام تلاششان دزديدن مال دولت است . از بالا گرفته تا پايين در تمام مدارج و طبقات اين ملت جز حقه بازي و كلاه برداري بي حد و حصر و بدبختانه علاج ناپذير چيز ديگري ديده نميشود و عجيب اينجاست كه اين اوضاع هم مقبول آنهاست و همه هم به سهم خود از اين اوضاع بهرمند ميشوند و كم كم وضعي ميشود كه احدي هم حاضر نيست به اين آساني از آن دست بردارد ... محال است يك ربع ساعت با يك ايراني صحبت كنيد و كلماتي مانند ماشاء الله ، استغفر الله ،و .. نشنوي ...ولي بي ترديد از بين بيست نفر ايراني كه با اين شيوه تقدس به خرج ميدهند و جانماز آب ميكشند يكي شان صادق نيست و باز هم عجيب است كه ملتي بدين درجه گرفتار نفاق و دورويي كه كسي هم از خودشان فريب آن را نميخورد ، شده در ظاهر همه به هم نان قرض ميدهند و بله بله تحويل هم ميدهند .

همين گوبينو دانشمند فرانسوي :

ايراني ملتي است كه از چند هزار سال قبل با صدها مذهب كنار آمده و خصوصا مذاهب پنهاني. بطوري كه اين ملت را شكاك و بوقلمون صفت كرده كه محال است شخصي بتواند به گفته آنها اعتماد كند زيرا هر چه ميگويند غير از گفتار آنهاست

سرجان ماكدنال انگليسي :

در مكر و حيله و دورويي ماهرند ، نسبت به زير دستان سقي و غدار و در مقابل بالا دستان افتاده و فروتن

جيمز موريه :

به ايرانيان دل مبدنديد كه وفا ندارند

 

رابرت گرنت واتسن انگليسي :

ايراني ها بطور كلي باهوشند اما هوش آنها توام با نادرستي و فقدان اخلاق است . .. جواناندر ايران قديم راست گويي و سواري و تير اندازي مي آموخته اند . ... كاري سخت تر از اين نيست كه يك ايراني را براي دروغي كه گفته است وادار به اعتراف كني و هيچ چيز نادر تر از آن نيست كه انسان حقيقت ساده امري را از زبان يك ايراني بشنود .

كونراد بركويچي انگليسي :

ايرانيان از گذشته خود هيچ نياموخته اند و درس عبرت نگرفته اند و چرخهاي عقايد و افكارشان تا به ميان در لجنزار هرافات و موهومات ازمنه قديم فرو رفته است .

دكتر فوريه طبيب فرانسوي ناصر الدين شاه :

در يك مجلس ميهماني حضور داشتم بين اعتماد السلطنه وميرزا علي اصغر خان دشمني عميقي وجود داشت اما در آن مجلس اعتماد السلطنه بقدري تملق دشمن خود را گفت و چاپلوسي كرد كه اگر تا به حال نفهميده بودم حالا خوب فهميدم كه ايرانيان تا چه اندازه مزور و متملق هستند و با چه وقاحتي دروغ ميگويند .

گوستاو لوبون:

اهميت ايرانيان در تاريخ سياست دنيا زياد بوده است ولي بر عكس در تاريخ تمدن نه . در مدت دو قرني كه ايرانيان قديم بر قسمت مهمي از دنيا سلطنت داشتند شاهنشاهي فوف العاده عظيمي بوجود آوردند ولي در علوم و فنون و صنايع و ادبيات ابدا چيزي ايجاد نكردند و بر گنجينه علوم و معرفتي كه از ديگران گرفته بودند چيزي نيفزودند .

فكر ميكنم تا همينجا بس باشد ! دنباله را خودتان در كتاب مطالعه كنيد . البته در ادامه كتاب نظر خودي ها هم در مورد خودمان آمده به عنوان مثال :

آه ازين قوم بي حميت و بي دين كرد ري و ترك خمسه و لر قزوين دشمن از ايشان به عيش و شادي و عشرت دوست از ايشان به آه و ناله و نفرين

ثنايي

ميرزا عبدالحسين معروف به ميرزا اقا خان كرماني( در 1314 در تبريز سرش را بريدند ):

كمتر كسي از اهالي اين ملت است كه ميرغضبي نداند . يا ستم و تعدي نداند . و ظلم و بي انصافي نپرورد .تمامساكنان آن از طبقه حكما و وزرا گرفته تا حمال و بقال همه ستمگر و بي مروت و خونخوارند و همه فرياد دارند كه چرا ما ميرغضب باشي نيستيم و همه ميخواهند ظالم منفرد و حاكم مستبد و جلاد باشي باشند .

 

ميرزا محمد خان قزويني :

.. برخي از ايرانيان خائن و عرب ماب به محض آنكه حس كردند اركان دولت ساساني متزلزل شده است فورا به دامان عربها رفتند و راه و چاه را برايشان از كردند به شرط آنكه آنها را به حكومت آن نواحي بگمارند

سيد حسن تقي زاده 1338

... ايرانيان خيال ميكنند كه آنها در گذشته يك تمدن عالي و درخشان داشته اند مانند يونانيان. وقتي حقايق امور بر آنها گفته شود خواهند ديد كه ايران بعلم و ترقي دنيا كمك خيلي زيادي نكرده و مانند اغلب ملل عالم در آنچه هم كه داشته مديون تمدن و علم يونان بوده است .

صفحه 53

خرد بما ميگويد اگر ما احوال خود را تغيير ندهيم و حاضر نشويم كه وضع و احوال خودمان را با نظر انصاف و واقع بيني بسنجيم و در صدد اصلاح خود برنياييم ممكن است كم كم در ميان مردم روزگار و ملتهاي دنياي امروز و سازمان هاي بين المللي و مجامع و مخافل بزرگ و كوچك و همچنين در جريان بازار جهاني و جريانات سياسي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي بد نام شويم و خداي ناخواسته مار به رسوايي كشد و رفته رفته ما ايرانيان را در ميدان فعاليتهاي دنيا حريف جدي و مطمئن نشناسند و با ما رفتاري كنند كه با تاجر ورشكسته و بي اعتبار و بدقول مينمايند و بتدريج معاملات تجاري و روابط مالی و رسمي خود را با ما محدود سازند و به اسم اينكه در معاملات مرد امانت و درستي نيستيم با اكراه با ما معامله كنند و يا حتي خواهي نخواهي مناسبات و روابط خود را با ما در تحت مراقبت و نظارت مخصوص قرار دهند و حتي ممكن است چنان سلب اعتماد از ما بشود كه در مواقع بلا و سختي مانند سيل و زلزله و قحطي و مرض ، از بيم حيف و ميل و اختلاس و بريز و بپاش و...ديگر به ما كمك هم نكنند و يا ان كمك و اعانه را بشرايط مخصوصي كه براي ما مايه آبرومندي نباشد مشروط كنند و اصولا در زمينه سرمايه گذاري و مشاركتهاي مالي بيش از پيش خوداري روا دارند و خلاصه آنكه با نهايت متانت و نزاكت كه نام ديگرش سياست است دور ما را خط بكشند و خداي ناكرده آن وقت است كه در محاكم و مراجع و محاضر بين المللي حرف ها و ادعا هاي ما كم وزن ميشود و با ما رفتار طفل صيغه اي خواهند كرد و سرانجام بما تنها بديده گاو شير ده نگاه خواهند كرد و اگر روزي ديگر شيري در پستان و پوستي بر استخوانمان نمانده باشد و كفگير استفاده به ته ديگ خورده باشد ما را به خدا و سرنوشت خودمان سپرده و فاتحه مان را با بي اعتنايي خواهند خواند . پس خرد به ما ميگويد كه ناچار بايد در صدد رفع مفاسد خود برآييم و خود را اصلاح كنيم . محمد علي جمالزاده 1344 خلقیات ما ایرانیان

 

همچنين مطالعه كنيد جامعه شناسي خودماني نوشته حسن نراقي

نظر یک مهندس ژاپنی در مورد ایرانیان

 

 

~باز گشت به صفحه اول