حقيقت  تلخ    در رفتار و كردار ما ايراني ها

 چند سال قبل دوستي ناديده در آمريكا كه از طريق اينترنت يكي از كارهاي صوتي مرا شنيده بود  يك اشكال در آن يافته بود و به من گوشزد كرد  .اين دوست عزيز ناديده من در ادبيات  دستي داشت و من ضمن تشكر برايش نوشتم كه اين كار را پس از تكميل و در مرحله  اول به تعدادي از دوستان و نزديكان دادم تا اگر اشكالي در آن  ديدند به من تذكر دهند . اما  به صورت كاملا تصادفي  و غير عمدي  سي دي كه من به اين دوستان داده بودم داراي  يك اشكال فني بود  كه صداي آن  چند دقيقه پس از شروع قطع ميشد .   فقط يكي از دوستان به من زنگ زد كه سي دي اشكال صدا دارد  و از ديگران    هیچگاه  خبري نشد . اين حادثه تصادفي مرا به فكر آزموني از دوستان  انداخت! . حدود سي عدد   سي دي خام ! را به عنوان كار دوم به همین  دوستان  آشنايان دادم كه نظر خودشان و اشكالات  آن را به من بگويند .  باز هم فقط همان يك دوست موضوع را متوجه شد  .و بقيه هنوز متوجه نشده اند كه آن  سي دي ها   خالي بودند  ! و  البته خيلي  از آنها نيز وقتي  كه سراغ نظرشان را گرفتم گفتند  خيلي زيبا بود !

امسال  نيز مناسبتي پيش آمد و در همين مورد با دوستي صحبت ميكردم و او نيز   داستان جالبي  را از وقايع دانشگاهش  در همين زمينه برايم تعريف كرد   كه نقلش خالي از درد ! نيست .

اين دوست من كه از اساتيد باز نشسته دانشگاه نيز ميباشد  چنين تعريف كرد كه  روزي  يك دانشجوي دوره دكتري  نسبت به  بررسي و به قول معروف نمره  تز دكترايش اعتراض و تقاضاي تجديد نظر ميكند .  اساتيد و مسئولان دانشگاه   مخالفت ميكنند و ميگويند كه  كار دقيق بوده و نظر قابل تغيير نيست .  دانشجوي  رند  كه عمدا كار را به اين مرحله رسانده بوده است در  يك مجمع عمومي  يقه استاد را ميگيرد كه نظرتان در باره صفحه فلان و فلان پايان نامه من  چيست ؟ وقتي در آن شرايط عمومي و حضور جمع  ، استاد مربوط مجبور ميشوند كه به اين صفحات مراجعه كنند متوجه ميشوند كه در آن صفحات جملاتی  . . . . . . نوشته شده است . سپس دانشجو به استادش  ميگويد صفحه  اول و پشت جلد  را هم  بلند و برای همه بخوانيد .  و جالب تر اینکه در پشت جلد سیاه دفترچه  پايان نامه نيز نوشته شده بود  تقديم به   ..!  

در اثر كار اين دانشجوي رند  معلوم شد كه آن استاد محترم !   آن دانشگاه  بسیار معتبر ایران !  حتي پايان نامه دانشجو را  نگاه هم نكرده بود .

بنابراين  به آن دوست ناديده و اين دوست  حاضر در صحنه و همه دوستان ديگر همدرد ، ميگويم كه متاسفانه  اين  از خصوصيات بسيار نازيباي ما ايراني هاست . كه  :

در ظاهر احساسي را بيان ميكنيم كه در عمق وجود خود ،  خلاف آن را داريم . نمیدانم چرا اما ظاهرا  اغلب نيز  نوعي احساس نازيباي دروني  ما را از انجام هر كار مثبتي براي ديگران حتي اگر تجربه و تخصصش را هم داشته باشيم ،  نه تنها دور ميكند كه  اگر بتوانيم و موقعيتي پيش بيايد پوست موزي هم در زير پاي دوست و همكار خود هم مي اندازيم . بخصوص اگر در زمينه مورد نظر  ميز و مقامي نيز داشته باشيم .  متاسفانه درصد قابل توجهي  از  ما ايراني ها  حتي اگر خود نيز فرد موفقي باشيم . چشم ديدن هر گونه موفقيتي را در ديگران نداريم . هر گونه تجربه مختصري از كار در هر محيطي  ، تجاري ، فني ، علمي ، ادبي ، فرهنگي ، سياسي  و.... داشته باشيد  قطعا متوجه شده ايد كه هيچكس نردبان ترقي را در ايران بيش از  چند پله نميتواند بالا برود  و در  واقع همان لحظه  اي كه  ديگران متوجه حضور و توانش در پيمودن  نردبان ترقي در هر مسيري شده باشند . روند  سقوطش آغاز ميشود . شايد به همين دليل هم هست كه سرزميني هفت هزار ساله داريم كه جز چند ستون سنگي تخت جمشيد  چيزي  از آن همه در دست نداريم .

( البته اين خصوصيات فقط مختص ما ايراني ها نيست  و این ویژه گی ها انسانی است .  اما من فكر ميكنم ما در داشتن اين همه خصوصيت نازيبا و در يك مجموعه ، رتبه بالايي در جهان داريم . و البته صفت ممتاز  و بي رقيب دروغ گفتن  را هم كه مطلقا نبايد در  سبد خصوصيات ما ايرانيان  ناديده گرفت)

ديگران از ما تصوراتي مثبت  دارند كه خود بهتر ميدانيم كه تا چه حد نادرست هستند .   و  ما نيز  از ديگران تصوراتي داريم كه درست نيستند .  و چون ما ايراني  ها براي هم نقش بازي ميكنيم  كسي از اين احساسات ما آگاه نميشود . 

 

در هر حال مقصود اينكه اگر در هر يك از نوشته ها و كارهاي صوتي و تصويري من اشكالي مشاهده كرديد ، بر من منت نهاده و به من اطلاع دهيد  . مگر آنکه بخواهید که آن خطا  موجب سقوط من گردد ! تا برطرف شدنش باعث ارتقای من .

مظفر شريعتي

فروردين 89

 

گزيده اي از كتاب هاي  خلقيات ما ايرانيان  و    جامعه شناسي خودماني    را در بخش كتابخانه  نيز  مطالعه كنيد  .

 

بازگشت  به صفحه اصلی