|
بجاي آنكه تاريكي را لعنت كني ، شمعي
روشن كن
باران باش و ببار
مپرس پياله هاي خالي ازآن كيست
هيچ چيز را نميتوان به
كسي ياد داد . اما ميتوان به او كمك كرد
تا خود حقيقت را بيابد . گاليله
دو چيز انتها ندارد . جهان ، و جهل مردم . البته در اولي شك دارم . آلبرت انشتين
چندين سال قبل شوراي شهر مونتزا در ايتاليا نگهداري ماهي هاي خانگي را در تنگهاي بلوري
مدور ممنوع كرد . دليل آن بود كه معتقد بودند
نگهداري ماهي در تنگ با ديوار هاي منحني ، بيرحمانه
است ، زيرا ماهي از درون آن تصوير تحريف شده اي از جهان
بيروني خواهد ديد . حال سوال اين است كه از كجا بدانيم تصويري كه ما از واقعيت بيروني جهان ميبينيم
تحريف شده نيست . ؟ آيا امكان ندارد كه
ما هم خود درون يك تنگ بزرگتر قرار
داشته باشيم ؟ از كتاب طرح بزرك (The grand design ) نوشته استيون هاوكينگ و لئونارد ملودينو صفحه 35 ) گزيدهاي از اين كتاب را ميتوانيد در بخش كتابخانه مطالعه كنيد .
آدم هاي بزرگ درد ديگران را
دارند، آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند و آدم هاي كوچك بي دردند. ادامه ..
تنها درسي كه تاريخ مي آموزد اين است كه
كسي به درس او گوش فرا نميدهد . و
تاريخ تكرار تكرار است .
همه ما آدمها همانطور كه يك كودك درون
، در
خود داريم . يك
خ ر ! درون
هم در كنارش داريم كه گاه
جفتك ميزند و زمام امورمان را به دست ميگيرد .
آيا اين دو گفته سعدي كافي نيست تا او را در
بلند ترين جايگاه انديشمندان
امروزي جهان قرار دهد
و آيا اين دو گفته سعدي
چكيده دو مفهوم دموكراسي و حقوق
بشر در دنياي امروز نيست ؟ و آيا دور از
انصاف نيست كه با انديشه هاي امروز خود كه حاصل
آگاهي بر تجارب فكري و اجتماعي همه جهان و به مدد فناوري ارتباطات ميباشد ،
بر انسانهاي بزرگ تاريخ گذشته
خود كه گاه تنها يك خط از سخنان
و انديشه هاي آنها كافيست تا آنها را در
بالاترين جايگاههاي انساني قرار دهد .
به خاطر برخي باورهاي مطابق عصر خود
، بكلي خط بطلان
بكشيم . بخشي از نوشته در مورد سعدي
|