زمین از ورای پلوتو

 

 

یوتیوب           

 

 

در باره ی من

 

 

در کار صوتی  اسم من هیچکس است   !  ، با  داستان زندگی  ، تحصیلات و علائق من  و آنچه میخواستم ، آنچه توانستم و آنچه شد  نیز  به صورتی  صادقانه ، عاشقانه، طنز آلود و قطعا  آموزنده  آشنا خواهید شد

 

 

اسم من هیچکس است     

 

من مظفر شریعتی هستم .  متولد 1337  . هیچ نسبت قومی و شباهت  عقیدتی  با آن دکتر! علی شریعتی    روشنفکر نما و فتوشاپ کار  معروف ندارم  . من متولد روستایی در  کرمان  هستم .  و کرمان را تنها  در یک مسافرت دو روزه در سال 83  دیدم . شهر کودکی من سیرجان است که تا ده سالگی در آنجا بودم   و در همان سال 83 پس از 35 سال به اتفاق همسر نازنین از دست رفته ام  سفری به آن داشتم . زماني كه بيست سال داشتم   با خواندن چند  جلد کتابهای رایج و بی ارزش  در دسترس ، بجز كتابهاي درسي و علمی و فنی ،    تصور ميكردم   که  ديگر خيلي چيزها را با قاطعيت ميدانم . و دلم براي آناني كه دانسته هاي مرا نميدانستند خيلي  ميسوخت . تلاش میکردم دیگران را هدایت کرده و از نور دانش خود بهره مند سازم !   اما  بیست سال بعد  وقتی صدها جلد کتابهای با ارزش غیر در دسترس ديگر را  خوانده ام و هزاران ساعت  به سخن ها و انديشه هاي رایج و غیر رایج  مختلف گوش فرا داده ام  ، , و بسیار اندیشیدم ، سرانجام دریافتم  که  آنکه بیست سال پیش محتاج هدایت  بود خود من بودم !! این من بودم که هیچ نمیدانسته و هنوز هم نمیدانم  و حتی  بسیار چیزها یی را  که عین عقل میدانستم خود جهل بودند !  در واقع چهل سالگی برای من سن  تحول فکری  بود  . و تولدی دیگر . بنابراین  تشنه دانستن  نا دانسته هايم  هستم . هر سخن و مطلب جديدي را حتي اگر همه باورهاي امروزم را نيز به چالش بگيرد با نهايت علاقه  و احترام گوش كرده و يا ميخوانم و در باره اش مي انديشم . چرا كه تغيير باورهاي گذشته ام  دليل قاطع اين است كه باورهاي امروزم نيز ميتوانند  بكلي  نادرست و يا تنها گوشه اي ديگر از حقايق باشند . به همين جهت  هنوز هم نميدانم حقيقت چيست و راه درست كدام است . اما دست کم  آموخته ام  كه چه چيزهايي حقيقت نيستند .

 

ما انسانها با ویژگی های ژنتیکی و حتی بیماریهای ژنتیکی خاصی در زمان و مکانی در این سیاره به دنیا می آییم و سپس در طی حدود بیست سال  اطلاعات ، افکار و اعتقادات  پیش فرضی را باز هم بر حسب محل تولدمان در ذهنمان  جا داده و  پرورش میدهند  که البته اجتناب ناپذیر هم هست ، بنابراین کافی بود ما در زمان یا مکان دیگری به دنیا می آمدیم ، در این صورت همه چیزمان با امروز متفاوت بود . بنابراین به این نتیجه رسیدم که انسانها باید بعد از بیست سالگی بدون هیچ تعصب پیش فرضی کوله بار اطلاعاتی و  فرهنگی خود را  تحقیق و بررسی کنند ، چیزهای درست و خوبش را نگه دارند و مطالب نادرستش را دور بریزند .  که البته کاری بس دشوار نیز هست  .  بنابراین آنچه در  این سایت مینویسم و یا می آورم ،  گوشه ای است از آموخته هایم در زندگی ، برای انتقال این تجارب  به دیگران و نیز  یافتن نقایص و کاستی هایشان به لطف  دریافت نظرات انتقادی دوستانی که آنها را میخوانند ، میبینند و یا میشنوند . که  نقد آنها ارزشمندترین هدیه به  من  تلقی خواهد شد  .

 و آنچه در  این سایت مینویسم و یا می آورم ،  گوشه ای است از آموخته هایم در زندگی ، برای انتقال این تجارب  به دیگران و نیز  یافتن نقایص و کاستی هایشان به لطف  دریافت نظرات انتقادی دوستانی که آنها را میخوانند ، میبینند و یا میشنوند . که  نقد آنها ارزشمندترین هدیه به  من  تلقی خواهد شد  . در ادامه گزیده هایی از برخی نوشته ها  را می آورم   . برخی نوشته هایم نیز قابل انتشار نخواهندبود به دلایلی که همه میدانیم و شاید تا وقتی دیگر .

 

همانطور که در کار صوتی و نیز نوشتاری " اسم من هیچکس است " شرح دادم ، علاقه ی  اصلی  من به سینما و فیلمبرداری بود که به دلایلی که در این کار صوتی بیان کردم  نتوانستم وارد این مسیر بشوم . در نهایت پس از آنکه دوره های آزاد الکترونیک متعددی را گذراندم به عنوان تکنسین الکترونیک در یکی از کارخانه های  الکترونیکی  به کارمشغول  شدم که البته بعد ها  با اخراج از شرکتی که در آن کار میکردم ( شرح در همان کار صوتی ) از الکترونیک فاصله گرفته و به کامپیوتر پرداختم و در زمینه های سخت افزاری و نرم افزاری و نیز شبکه های کامپیوتری آن دوران ( ناول ) و نیز  به عنوان مدرس سخت افزار کامپیوتر مشغول به فعالیت شدم  . سرانجام  باز آنگونه که در همین کار صوتی شرح دادم در نهایت وارد  رشته های  برق و میکروبیولوژی  در دانشگاه آزاد و  زیست شناسی در دانشگاه پیام نور شدم   اما چون  امکان همزمان خواندن این رشته ها بخصوص در زمان امتحانات ممکن نبود فقط رشته ی زیست شناسی را دامه دادم  اما  به دلیل علاقه ی همیشگی از دوران کودکی  به نجوم ، فیزیک را شخصا و البته با کمک برادر م که دکترای فیزیک است  خواندم و ژنتیک را هم در حد کارشناسی ارشد از طریق دانشگاههای اینترنتی و البته باز با کمک برادر دیگرم زنده یاد دکتر منوچهر شریعتی متخصص سیتوژنتیک پزشکی  مطالعه کردم . باز هم به دلیل علاقه کتب رشته ی زمین شناسی دانشگاه پیام نور را هم مطالعه کرده ام .

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

 

در این ویدئو  که از مجموعه ویدئو های آموزشی نجوم و کیهان شناسی  تولید 1396  میباشد ، میتوانید  با من و افکارم بیشتر آشنا شوید  . ( در صورت عدم دسترسی به یو تیوب این ویدئو را میتوانید در اینجا و از کانال تلگرام من نیز دریافت کنید . ) 

 

 

باور دارم كه اسكلت فكري  ما  انسانها به صورت عمده در  در دهه اول زندگی  و بقیه  نیز در دهه  دوم آن   و  در محيط خانواده و اجتماعي  كه در آن قرار داريم و خارج از كنترل ما  ساخته ميشود( طاس زندگي   )  . شخصیت و ذهنیتی که معمولا تا پایان عمر قادر به ایجاد تغییری کلی در آن نخواهیم شد و همان را عینا  و مانند  اسکلت جسمانی خود به فرزندان ، شاگردان و در کل به  اجتماع نسل بعدی   خود منتقل خواهیم کرد . چرا که آگاهی فرایندی است طولانی و  داخلی که  ذهن ما  بتدریج بدان دست یافته است  و اطلاعات درست یا نادرست آن را  نمیتوان  از خارج  ، ناگهانی و  به جبر تغییر داد  مگر آنکه ذهن ما در برابر تغییر  باورهایمان  ترسانده و مقاوم نشده باشد .  حقیقت  هرگز قادر به نفوذ به ذهن هایی که در مقابل آن  اندود شده اند نخواهد بود  .  جمله بسیار  زیبایی منسوب به گالیله وجود دارد که میگوید  " هیچ چیز را نمیتوان به کسی یاد داد اما میتوان به او کمک کرد تا خود حقیقت را بیابد .

 

مشاهده ی رفتار فرهنگی و اجتماعی و باورها و سنت ها ی مناطق مختلف جهان به خوبی نشان میدهد که هر یک از ما اگر در نقطه ای دیگر از این جهان به دنیا آمده بودیم  ، اکنون همانگونه  بودیم  و می اندیشیدیم و رفتار میکردیم  که ساکنان کنونی این مناطق می اندیشند و رفتار میکنند . به عنوان نمونه ای شاخص   اگر هر یک از ما به جای تولد در  شهر و کشور و فرهنگ و سنتی که در آن قرار داریم  در هندوستان  به دنیا آمده بودیم ، اکنون در کنار رود گنگ ، با لباس و زبان هندی ، در حالیکه  دود و بوی سوختن جنازه ی مردگان و ریختن خاکستر و بقایای آنها به رودخانه ،   فضا و آب  را آلوده کرده بود ، با شادی و غرور   مشغول غسل  کردن در آب بسیار آلوده ی آن بودیم و یا در حال  ریختن سطل های شیر  بر روی مجسمه ی شیوا  و یا پرستش عضوی از اعضای  بدن و یا یک  کل بدن یک حیوان . حال آنکه از دید گاه کنونی  ما ممکن است این گونه  باورها و رفتارها بسیار نادرست و نشانه ی بی خردی مطلق  تلقی گردد .   اما نه آنها هیچگاه در مورد خود و باورها و فرهنگ و رفتارشان چنین اندیشیده یا تغییری در آن خواهند داد  و نه  ما  و هیچکس و در هیچ کجای  دیگر جهان در مورد  باورها و رفتار و کردار خود  چنین خواهیم کرد  . جمله ی معروفی وجود دارد که میگوید  ما به افکار و باورها و آیین و رسوم  دیگران با عقلمان نگاه میکنیم اما در مورد خودمان با احساسمان .   

بخش از نوشته ی  تغییر و تحول اساس پیدایش و تداوم بقای موجودات زنده و نیز جوامع بشری و  سخنی در باره ی نسل جدید ،  خطاب به نسل گذشته      PDF     

 

 

باور دارم که اغلب ما انسانها  با وجود ساختار شگفت آور مغزمان  ، گرايش شگفت انگيزي  به جهل و خرافات داشته و در غار افلاطون   زندگی میکنیم . ،  و این گرايش آنچنان  شديد  و شيرين     است كه گاه چون غریزه  جنسي ،  انسان با جهل و خرافات نيز به اوج لذت و رضايت از خويش ميرسد !  شايد نادرست نباشد  اگر  انسان را  به جاي  حيوان  سخن گو  يا  ابزار ساز و از اين قبيل  تعاريف  ، تنها  موجود  خرافاتي  -شناخته شده - بدانيم   . اگر یک پرسش ساده یا مشکل  دهها پاسخ داشته باشد ،ذهن اغلب انسانها شیفته ابلهانه ترین و خرافی ترین پاسخ ممکن است  .  بنابراین  خرافات  از  شیرین ترین و جذاب ترین علائق بشری است .  به این نتیجه رسیده ام که ميزان  دانش و مهارتهاي فني افراد  یک جامعه تاثیری در سطح خرد و شعور اجتماعی ، فلسفی و انسانی آنها  ندارد .شايد بهتر باشد كه انسان ها را داراي دو نوع  هوش و خرد  بدانيم . يكي هوش و خرد فني كه تقريبا همه انسانها در حد متوسط از آن برخوردارند و در حد شديد  علاقمند به تقويت آن نيز ميباشند  .  و ديگر هوش و خرد فلسفي و اجتماعي  كه متاسفانه در بسياري از  انسانها  بسيار ضعيف و حتي  خاموش ميباشد و علاقه اي نيز به تقويت آن وجود ندارد . یک فرد تحصیلکرده  معمولا نتیجه  یافته های علمی و فنی دیگران را حفظ میکند تا از آنها بهره  اقتصادی برده  و در جهان امروز برای خودش کاری و جایی دست و پا کند .  در حالیکه تعقل روشی است که باعث شد آن  نوآوران  بتوانند  نادرستها را کنار زده و تازه  و درستی را  از دل کهنه  و نادرستی  بیرون آورند . و آن را در مدرسه و دانشگاه نمیتوان آموخت  .     داشتن  تخصص ،الزاما با  تعقل همراه نخواهد بود .       اما  گاهی نیز برخی افراد قادر میشوند چسب قدرتمندی که  سلولهای ذهنشان را در قالب مشخصی شکل داده است را بی خاصیت کرده و به تدریج قادر به تغییر ساختار فکری و شخصیتی خود شوند  . و البته این افراد هستند که تاریخ و سرنوشت بشریت را رقم زده و خواهند زد .   اگر نیوتن ، انشتین ، پاستور ، ادیسون و  دیگر مکتشفان و مخترعان و نویسندگان و هنرمندانی که مسیر تفکر بشریت را تغییر دادند   متفاوت از دیگران نمی اندیشیدند  هر گز هیچیک از این اکتشافات و اختراعات و ادبیات و هنرها خلق نمیشد.  زمانی برای بشر گردش خورشید به دور زمین یک امر بدیهی بود که فقط دیوانگان خلاف آن می اندیشیدند .اما سرانجام همین دیوانگان که گونه ای دیگر میدیدند و می اندیشیدند   نشان دادند که درست برعکس آنچه به ظاهر در آسمان دیده میشود  این زمین است که بر گرد خورشید میگردد .  

  

  تذکر این مطلب را لازم میدانم که متاسفانه  امروزه  همه کسانی که باورها و ادعاهای  عجیب و غریبی  در سر داشته وقادر به اثبات آن نیز به دیگران نیستند  به همین امر استناد کرده و مدعی میشوند  همانطور که ارزش آن دانشمندان ، مخترعان ، فیلسوفان ، هنرمندان و ادبیبان در زمان خودشان درک نشد   ، ارزش آنها و درستی سخنانشان نیز بعد ها ثابت خواهد شد  !   که پاسخ به اینگونه مدعیان نظرات عجیب و غریب  به زیبایی در کتاب کوچک " علم و نابخردی " داده شده که در بخش کتابخانه سایت میتوانید به آن مراجعه کنید و یکی از کتابهای مورد علاقه ی من میباشد . در واقع   همه دانشمندانی که برخی نام برده شدند   چیزی را ادعا نکردند ،   بلکه  ادعایی را اثبات کردند .  آنهم به دقیق ترین زبان جهان  یعنی ریاضی و آنهم به گونه ای که هر کس و در هر نقطه گیتی بتواند همان مسیر را رفته و به همان نتیجه  نیز  برسد . در حالیکه باقی مدعیان نظریه های عجیب و غریب در نهایت مانند ملا نصر الدین خودمان میخی را بر زمین کوفته و مدعی میشوند اینجا وسط زمین است و اثبات نظر شان را بر عهده دیگران  و آیندگان میگذارند !!  و یا به جای استدلال ،   به استشهاد  ، ارجاع به دیگران ، بیان امید ها و آرزوها ، اثبات در آینده ، اثبات در صورت ایمان  ، و سرانجام اگر نشد به  قهر و  بلند کردن صدا و یا چماق  متوسل میشوند ! 

 

 

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

كشف حقيقت بسيار دشوار است ، اما دشوار تر از آن  پذيرش آن است .

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

ما  خواندن را به  فرزندانمان یاد داده ایم  ، اما جلوی دیدنشان را گرفته ایم .

علم را به فرزندانمام می آموزیم ، اما جلوی علمی فکر کردنشان را میگیریم 

*******    *********     ********     ********     *******

 

من اهل عرفان و عرفان بازی هم نیستم چه از مولانا باشد و چه از اشو و چه این کسی که شما میگویید . عرفان نقطه ای  باشد یا خطی ، مثلثی ، دایره ای و یا کوانتومی !  از نظر من همه نوعی فریبکاری و انحراف آگاهانه و یا نا آگاهانه هستند .   از پرسش و پاسخ های  تلگرامی   https://t.me/mozaffarshariaty/2325

و   https://t.me/mozaffarshariaty/3380

 

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

به این نتیجه رسیده ام که  پدران  و مادران و سپس معلمان ( با فرض اینکه خود در موضع درست بوده باشند که  نه تنها الزاما  چنین نیست ، که معمولا هم چنین نیست ! )  18 سال فرصت دارند تا فرزندان و نسل جوان خود را  به درستی تعلیم داده و به  راهی درست  هدایت  کنند آنگاه این فرصت برای همیشه از آنان گرفته خواهد شد ،   سپس حدود سی  سال خود ما فرصت داریم تا خود را بررسی کرده و تغییر دهیم ، و پس از آن  دیگر امکان هیچ تغییری در ما وجود ندارد . با افراد بالاتر از پنجاه   سال باید به سان   ساختمانهای بتنی آب دیده ای  مواجه شد که دیگر امکان هیچگونه نفوذ و تغییری در آنها وجود ندارد ( نه الزاما اما استثنا ها مورد بحث نیستند )  پس تا به پنجاه  سالگی  نرسیده ایم  در شناخت حقیقت و مسیر درست زندگی تلاش کنیم . چون پس از آن تنها تدبیری که طبیعت برایمان اندیشیده است  پایان دادن به ما و آغاز دیگری است .

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

در مورد سیاست و حکومتها    ،  حکومت مطلوب من البته در شهر روئیاهایم که وجود خارجی ندارد و احتمالا هم نخواهد یافت  ، حکومتی است نه جمهوری های فعلی و نه پادشاهی های گذشته . نه سرمایه داری و نه کمونیستی ، نه راستی و نه چپی . به این صورت که نوعی  جمهوری است   که به جای سه قوه ی قضاییه ، مقننه و مجریه   دارای پنج قوه میباشد  که رسانه ها  و نیز مجلسی با دو تا حتی چند هزار عضو هم  دو رکن  یا قوی دیگر آن میباشند و ریاست قوه ی مجریه ه قدرتی در حد یک پادشاه دارد   اما  در مدتی محدود و در شرایطی که هم توسط قوای دیگر نظارت  میشود و هم میتواند مورد سوال و بازخواست قرار گیرد  و هم در صورت اراده ی اکثریت بالای شصت درصد مردم  و در هر لحظه میتواند که از قدرت عزل شود  . چرا 51 درصد  مطابق عرف و قوانین جاری نه ،  و 60 درصد  دلیلش باشد در شهر روئیاهای من و شاید وقتی  .      بنابراین بر این باور هستم که در جوامع بشری باید بر اساس توانایی های شگرف فناوری امروزی سامانه ای برای جوامع ایجاد شود  که ضمن به رسمیت شناخته شدن تفاوتها  و سلایق و استعدادها و ... امکانات جامعه چنان تقسیم شود که تفاوت زندگی های حداقلی و حداکثری  از حدی که آن میزان را امکانات جامعه و حتی جامعه ی جهانی  تعیین میکند  بیشتر و یا کمتر نباشد . اما  در این سامانه افراد توانا و با استعداد باید بتوانند به هر میزان توانمندی دست یابند  اما توانمندی که با نام  و مدیریت خودشان  در اختیار جامعه ی محلی یا جهانی قرار میگیرد اما در حوزه ی زندگی شخصی  همان تفاوت حداقلی و حداگثری بین حداقل و حداکثر  الزاما رعایت گردد . در چنین جوامعی بیل گیتس ها ، استیو جابزها ، ایلان ماسک ها و  شرکتهایشان  به راحتی میتوانند ظهور کرده و جهان از منافع هوش و توانشان بهره مند گردد ، اما در بعد زندگی شخصی  این افراد در گروهی  با یک  فاصله  ی معقول و عادلانه  و نه یک تساوی ظالمانه ، با دیگر افراد جامعه قرار خواهند گرفت 

 

 

*******    *********     ********     ********     *******

دروغ  را سرچشمه ی همه ی فساد ها و تباهی های  انسانی میدانم  .   اما دروغ با رشته های ظریف و نامرعی به هوش و ذکاوت انسان نیز مرتبط است  ! دروغ وسیله ای است برای رسیدن به هدف و حتی گاه گریز از خطر و  حفظ حیات  که فقط در اثر قدرت هوش انسان و  تجزیه و تحلیل مسائل  و  توان پیش بینی  اتفاقات  در انسان رخ میدهد .  و بنابراین شاید هرگز نتوان از آن رهایی یافت . اما قطعا میتوان آن را چون دارویی تلخ  و با شرمساری  مصرف کرد و نه شربتی گوارا و با افتخار!  که متاسفانه بویژه ما ایرانیان آن را به وجه دوم مصرف میکنیم !   آيا تعارف هاي رايج ما ايرانيان كه به آن افتخار هم ميكنيم ! دروغ هايي بس  آشكار نيستند  ؟!    چند دقيقه به دروغ هايي كه  در طول روز ميگوييم  دقت كنيم !  بسياري از آنها  بقدري برايمان  بديهي و  روزمره شده اند   كه  حتي  نميخواهيم و يا نميتوانيم  بپذيريم  كه دروغ  هستند ! و آنها را عادتهاي فرهنگي خوب خود نيز  ميدانيم !! ( بگو من نیستم ! ) و البته از اين عادتهاي فرهنگي  ما بسيار در كوله پشتي فرهنگي خود داريم .  یکی دیگر  از نمونه های بسیار زشت آنها فرهنگ  رشوه دادن ما میباشد . ما حتي  براي  اجابت آرزو ها و دعاهایمان  و  یا آمرزش  خود و مردگان خود نيز  رشوه میدهیم !  و میخواهیم همه چیز و همه کس و همه نیازهایمان را  بخریم  !  حتي مهمان نوازي ما و اينكه بهترين اتاق و لوازم و امكانات  خانه را براي مهمان در نظر ميگيريم نيز بيشتر  ريشه در ريا كاري ما دارد  تا مهماندوستي .  در سلام و عليك كردن و معاشرت  با مردم هم آنچه را كه در نظر ميگيريم   موقعيت اجتماعي آن فرد و منافعي است  كه ممكن است  از آن ناحيه متوجه ما شود  براي همين تا كمر جلوي صاحبان مقام و موقعيت  خم ميشويم  و در مقابل  با نهایت ظلم و ستم با زیر دستان خود رفتار میکنیم  ( از نوشته ی " دروغ  و ریا زشت ترین و عادی ترین کار ما ایرانیان " )

 

اما یکی از  خطرناک ترین انواع  دروغ  نیز   دروغهایی است که نه برای فریب دیگران  که برای فریب خود  و به خود  میگوییم !  درحالیکه :

 

دروغ گفتن  به خود زشت است ، اما دروغ گفتن به خود خطرناک    زیرا  شفاف ترین آیینه ها نیز نمیتوانند آنها را به  چشمان ما منعکس کنند .

 

 

"

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!

نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ...

  دکتر علی شريعتي

 

مشكل در داشتن  روشنفكراني !  است چون شما !     ( پاسخی کوتاه به دکتر علی شریعتی )

 

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

....اينگونه  سخنان ،مانند سخنان پزشك حاذقي است كه بيماران فربه را  از پر خوري منع ميكند و يا دستورات مفيدي براي هضم آنها ميدهد  . دستوراتي چون پياده روي و ... دستوراتي  بسيار زيبا و لازم. اما  اي كاش در جهاني زندگي نميكرديم كه روزي يك ميليون كودك در اثر بي غذايي تلف شوند  تا همه با هم ميتوانستيم اينگونه رفتار كنيم .     اما در جهاني كه زنده ماندن در آن  ، در گرو كشتن و خوردن موجود زنده ديگري است و ما انسانها آن را  نه فقط برای زنده ماندن که برای تفریح و به وحشیانه ترین روشها نیز انجام میدهیم . و در جهاني كه  حداقل من در طي نيم قرن زندگي  خود تا كنون چيزي به نام عدل و داد در آن  نيافته ام ،  درك  اين گونه جملات زيبا و ارتباط برقرار كردن با آنها براي من دشوار است  .    ( از نوشته ی سخنی کوتاه با دکتر وین دایر )

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

ما انسانها بزرگترین اشتباهاتمان را  زمانی مرتکب میشویم  که  تصور میکنیم از همیشه عاقل تر هستیم .   ای کاش  ما انسانها میتوانستیم  همانگونه که دیگران را قضاوت میکنیم  ، در مورد رفتار و کردار خود نیز به قضاوت بنشینیم .  چرا که :

 

ما اغلب به همان دلایلی محکوم هستیم  که دیگران را محکوم میکنیم .

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

حسادت ، جهالت ، حماقت  و  لجاجت ریشه بسیاری از  مشکلات ما آدمیان است . ما مرده گان را دوست داریم چون تنها به آنها حسادت نمیکنیم !

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

به نظر من همه ی عقاید محترم نیستند

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

با دو گروه هرگز   به بحث نخواهم نشست ،   عاشقان  و  مومنان  . چرا كه هر دو تصميم خود را قبلا گرفته اند و  اگر انتخابشان  درست نيز باشد   باز هم جايي براي بحث وجود نخواهد داشت .

 

چرا که هیچیک برای اثبات عشق یا ایمانشان استدلال نمیکنند  بلکه  در بهترین شرایط  به   استشهاد  ، وعده به اثبات در  آینده  و یا مغالطه متوسل  میشوند  . 

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

آنان که خواستهای  حقیری دارند ، شایسته عظمت نیستند .

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

در زندگی من نیز مانند همه ی انسانها ،  افراد زیادی آمده اند و رفته اند . حوادثی آنها را آورد و حوادث دیگری نیز برد . گاه برخی را من  به زور به زندگی خود کشیدم ، گاه نیز دیگران مرا  به زور وارد زندگی خود کردند  .  برخی را من از زندگی خود  کنار گذاشتم  و  برخی  هم مرا  از زندگی خود کنار کذاشتند  . برخی از  رفتگان و یا گمشدگان  را  سالهای بسیار طولانی پس از رفتن  و  یا گم کردنشان ، باز یافتم ،  اما  یا  آنها چنان تغیییر کرده بودند که دیگر جایی در کنار من نداشتند و یا من بقدری تغییر کرده بودم  که جایی در کنار آنها نداشتم ، اما در ورای همه ی این نشیب و فرازها  آنچه آموخته ام  این است  که در ارتباطم با دیگران  آنها را در همان اولویتی قرار دهم  که مرا درآن  اولویت  ارتباطی  قرار داده اند . و این هم در واقع چیزی نیست جز رسیدن به یک ضرب المثل کوتاه و عامیانه که مانند بسیاری از ضرب المثلهای دیگر   چه زیبا و عمیق عمری تجربه ی انسانی را در چند واژه  به انسان منتقل میکنند . "  برای کسی بمیر  که برایت تب  کند ! "   اگر   صدها صفحه مطلب با جملات سنگین و  شاعرانه هم در اینباره بنویسی  کار این  جمله ی  بسیار ساده و عامیانه   را نمیکند   !

*******    *********     ********     ********     *******

 

  علاقه به  مطالعه در زمينه هاي فيزيك  ، زيست شناسي ، فلسفه و تاريخ   ، ادبيات  و بويژه نجوم  به من در شناخت و درك بهتر و معقول تري   از جهان  كمك كرد  . سخن هاي بسياري را خواندم و شنيدم  .  گاه از انسانهايي   بي  نام و نشانان .  كه از بزرگترين  انديشمندان   بيشتر و عميق تر بر من تاثير گذاشتند . اگر  پله هايي را  براي بالارفتن يافتم  آنها را  دانش و رنج  انديشمنداني  ساخته بود كه بسيار  قبل از من آنها را  طي كرده بودند  و گاه حتي هزاران سال پيش !     و اين پايگاه   نيز مكاني براي انتقال آنها  براي جستجو گراني كه  شايد  در آن چيزي بيابند . اگر درست بودند بهره اش را ببرند  همانگونه كه من از تلاش ديگران بهرمند شدم و اگر نادرست بود از نقدشان بهره مند شوم .   و همه پس از قدردانی از خانواده ی مهربانم که در همه ی سختی های زندگی در کنارم بوده اند و بدون حمایت آنها دیر زمانی بود که از پای افتاده بودم ،تقدیم میگردند به  مادر ، پدر، خواهر  و برادران  از دست رفته ام    و سرانجام  به روان پاك  همسر نازنينم افسانه   كه  مطالعاتم بويژه در سالهاي  زندگي مشتركمان   تنها در سايه آرامشي ميسر شد كه از وجود او  برايم ناشي ميشد  .

 

به نظر من همه باید کمی فیزیک و نجوم ، کمی فلسفه ،  زیست شناسی و تاریخ  بدانند . فیزیک و نجوم به ما نشان میدهد  که جهان آنقدر عظیم است که ما و همه ی کهکشانمان هم در آن به حساب نمی آییم . اما زیست شناسی هم به ما میگوید که خودمان را هم خیلی  دست کم نگیریم چرا که عظمت همان سلولهای خاکستری مغزمان کمتر از آن کهکشانها نیست . فلسفه هم کمک میکند که وجود خودمان را در این دنیای عجیب  توجیه کرده  و یا دست کم بتوانیم  تحملش کنیم وسرانجام  تاریخ هم به ما یاد میدهد که حال  که هستیم و مجبوریم که در آن زندگی کنیم   چگونه باید باشیم .    در فراق یار یک     شنیدن این بخش  در تلگرام

 

 

دنیای ما حد فاصل تولد و ذهن ماست ، آنچه خارج از این دو وجود دارد ، دنیای دیگران است و نه ما

 

 

*******    *********     ********     ********     *******

 

 

  و سرانجام به اين باور رسيده ام كه  در مقابل عظمت جهان ، ما  احتمالا يك هيچ بزرگ بيش نيستيم . اما اين جهان بس عظيم نيز  حتي در همين دوران ناچيز حيات ،  در برابر انديشه هايي كه حاصل  چند صد گرم سلولهاي مغز ما  ميباشد ، در صورت قرار گرفتن در كنار   مفهومي به نام انسانيت    احتمالا چيزي جز يك هيچ  بزرگ ديگر  نخواهد بود  .    و در نهایت   همانطور که در آخرین جمله از ویدئوی سه ساعته کیهان شناسی به زبان ساده گفته ام :

 

به نظر من هر فلسفه ای که بتواند به  ما    در این جهان عظیمی که با آن آشنا شدیم ،آرامش بخشیده ،   ما را از  دروغ ، جهل  و خرافات    بر حذر داشته    و به احترام به حقوق بشر و غیر بشر وادار کند ،  فلسفه ای  نیک  ،  زیبا  و  مفید  خواهد بود  .  

 

 

 

 

 

 

از نوشته ی " اسم من هیچکس است " 

 

 

مهم نیست چقدر درس خوانده باشیم ، چقدر متخصص باشیم  و چه کارهایی در زمینه ی    علمی  یا اعتقادی انجام داده  باشیم .  هویت  و ماهیت علمی یا اعتقادی بودن ما   زمانی مشخص میشود که   در تعارض بین  دو دیدگاه متفاوت علم و اعتقاد  خود ،کدام را برمیگزینیم  .

 

از نوشته ای خطاب به دکتر رضا منصوری

 

نیوتون 

گالیله

کوپرنیک

انشتین

داروین

Isaac Newton

Galileo Galilei

Nicolaus Copernicus

Albert Einstein

Charles Darwin

مندل

روزالیند فرانکلین

ماری کوری

هایزنبرگ

هابل

Gregor Mendel

Rosalind Franklin

Marie Curie

Werner Heisenberg

Edwin Hubble

 

ده   چهره تاثیر گذار در  درک انسان از جهان هستی

Table006

 

 

 

 

تفاوت ژنتیکی ما با شامپانزه تنها چهار درصد میباشد !

 

 

به نظر شما  موجوداتی با تنها چهار درصد تفاوت بالاتر ژنتیکی  با ما ، ما ، افکار و زندگی مان را چگونه خواهند دید ؟

ویدئو ی حیات ، پیدایش و تکامل

 

 

 

متنی در دنباله ی نوشته و کار صوتی  " اسم من هیچکس است "

بازگشت به صفحه اصلی

 

Counter001

carpet cleaning palm beach
carpet cleaning palm beach