درباره من

 

تماس با من

صفحه شخصي مظفر شريعتي

پايگاهي علمي ، فرهنگي و ادبي

تقديم به روان پاك همسر نازنينم افسانه

www.shariaty.com

 

همكاري با اين پايگاه

 

صندوق نيكوكاري

 

 

نوشته هاي من

 

ساخته ها

 

افسانه شريعتي

 

اعضاء

نجوم

ادبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

روان شناسي

رايانه

گوناگون

سخنان كوتاه

داستانهاي كوتاه

كتابخانه

  عكس

موسيقي

فيلم

شادي

بازارچه

فيزيك 

شيمي

رياضي

آمار

زيست شناسي

جغرافي

الكترونيك

نانو تكنولوژي

 طبيعت

حيوانات

فشرده  تاريخ     ايران

بخش تاريخ

فشرده  تاريخ     جهان

تنها درسي كه تاريخ مي آموزد اين است كه كسي به درسش گوش نميدهد .

 

منشور حقوق بشر كوروش كبير در مراسم تاج گذاری بابل

قسمتي از فرمان كوروش كبير  در 2500 سال قبل

 اعلاميه جهاني حقوق بشر pdf ) )   

 در صورت نياز به داشتن  اطلاعاتي در مورد pdf   به قسمت كامپيوتر مراجعه كنيد

اينك كه به ياری  اهورا مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروز ی كه زنده ام و اهورا مزدا توفيق سلطنت به بدهد به دين و آداب و رسوم ملتهايی را كه من پادشاه انها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آيين  و رسوم ملتهايی كه من پادشاه ان هستم و ديگر ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .

 

من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و اهورا مزدا توفيق سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد .

 

من تاروزی كه پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق ويرا از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

 

من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .

 

من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری به گيرد و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .

 

من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است بپرستد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی را غصب نكند .

وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خودرابه هرطريق كه ميخواهدبه مصرف به رساندمشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .

 

من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده ر مجازات كرد . و مجازات برادر گناهكار بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .

 

من تاروزی كه به ياری اهورا مزدا سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز شوند .

رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از اهورا مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه برعهده گرفته ام موفق كرداند .

دنياي باستان  ، دنياي مذهب بوده است و قوميت و نژاد در درجه دوم اهميت قرار داشت و بنابراين وقتي كورش در فتوحات خود تعصب مذهبي را كنار ميگذارد و دين و آيين كشورهاي فتح شده را محترم ميشمارد بايد قبول كرد كه عامل تازه اي در روابط بين المللي وارد شده است .   ( نقل از محمد علي اسلامي ندوشن )

بنابر نوشته هاي هرودوت و شهادت تاريخ كشتن و نابودن كردن شكست خوردگان و غارت شهر ها  يك امر بسيار بديهي در جنگ ها در دوران باستان بوده است . به عنوان نمونه آشور بني پال شاه قدرتمند آشور در  باره قدرت خود مينويسد :

من شهر شوش را فتح كردم كاخ هايشان را تسخير كردم و هر چه طلا و جواهر داشتند گرفتم . معابدشان را ويران ساختم قبور پادشاهان گذشته شان را نابود كردم . همه زنان و كودكان و ... را به اسارت گرفتم  و ....      در تاريخ هاي قبل و بعد از كورش نيز  ميزان جنايات پادشاهان پيروز در شهر هاي تسخير شده آنقدر فجيع و دهشتناك است كه نيازي به ياد آوري ندارد .  حتي در همين تاريخ چند قرن اخير و به عنوان مثال رفتار آقا محمد خان قاجا با مردم كرمان .

 

در طول تاريخ مانند پادشاهي كورش تا كنون ديده نشده است . يعني احترام  به مردم و بخشش   در عين داشتن قدرت مطلق ( امپراطوري هخامنشي قدرتمند ترين امپراطوري تاريخ ميباشد چه از نظر وسعت سرزمين ها و چه از نظر قدرت نظامي و تمدن محلي  در كتيبه بيستون داريوش به 23 كشور كنوني جهان اشاره كرده است كه تحت حكومت او بوده اند   روميان در تاريخ تنها كشور همپاي خود را ايران ميدانستند اما ايرانيان را مردمي نا آزاد ميدانستند كه همگي از يك تن كه شاه بود اطاعت ميكردند و مجلس سنا و ملي و شورا و راي مردم در كار نبود  ضمن پذيرش اين اشكال بايد به اين نيز توجه كرد كه آيا اداره كشوري به پهناوري ايران آن زمان در مقايسه با كشور كوچك يونان  با سي يا چهل هزار جمعيت  به روش يونانيان ممكن بود ؟ يعني در عين قبول اين سرزنش بايد شرايط ديگر جغرافيايي و اقليمي و .. را نيز در نظر گرفت        محمد علي اسلامي ندوشن )

 باز گشت به صفحه اصلي