|
تقديم
به روان پاك
همسر
نازنينم |
||||||
روايت اول
به استناد
كتيبه
بيستون
نوشته شد به
فرمان داريوش
بزرگ :
كورش دو
پسر داشت به
نام كمبوجيه و
برديا ، كه هر
يك فرماندار
يا حاكم
مناطقي از
سرزمين ايران
بودند . پس از
كورش كمبوجيه
بر تخت سلطنت
مينشيند . و ،
برديا را
ميكشد اما
مردم از اين
ماجرا خبر دار
نميشوند ( كتيبه
بيستون ستون 1
بند 10 ) تا در
غيابش ، خطري
سلطنت او را
در ايران
تهديد نكند .
مغي به نام
گئوماتاكه
ظاهرا
شباهتي نيز به
برديا داشته
است به نام برديا
بر تخت
پادشاهي
ايران
مينشيند و دست
به تغييراتي
در اوضاع و
احوال
اجتماعي ميزند
كه به نظر
داريوش بزرگ
در جهت آشوب
كشور بوده است
. او حتي مدت
سه سال ماليات
را براي اقشار
پايين مانند
كشاورزان
ميبخشد . بنا
به كتيبه كوه
بيستون ستون 1
بند 12 گئوماتا
همه كساني كه
او را
ميشناختند
ميكشد تا رازش
كشف نشود .
داريوش با
كمك شش تن از
بزرگان پارس
قيام كرده و
موفق ميشوند
تا او را كشته و
داريوش بر تخت
سلطنت
مينشيند . و
كمبوجيه نيز
خودكشي ميكند
! ( ستون ا بند 11 )
روايت دوم
:
برديا كه
حاكم نواحي از
ايران بود در آغاز
لشكر كشي
كمبوجيه به مصر و
آفريقا همراه
او بود اما
بعد از او جدا
شده به پارس
بر ميگردد.و
بر تخت سلطنت
مينشيند . در ايران
بر اثر ماليات
هاي سنگيني كه
براي هزينه
لشكر كشي ها
از كشورهاي
زير فرمان
دريافت ميشد ،
اعتراضاتي
آغاز شده بود
و ميرفت تا
اوضاع را
متزلزل كند .
برديا براي سه
سال ماليات ها
را ميبخشد و
خدمت سربازي
را لغو ميكند
و ميتواند
اوضاع را آرام
كند . او دست به تغييرات
وسيع اجتماعي
به نفع طبقات
پايين اجتماع
ميزند . تا
اينكه اشراف
كشور و بويزه
شش تن از
بزرگان معروف
پارسي با
داريوش همدست
شده و برديا
را به قتل
رسانده و
داريوش را به
سلطنت
ميرسانند و
داريوش پس از
به قدرت رسيدن
. داستان
برديا را
تحريف كرده و
به صورت روايت
اول بر كتيبه
بيستون ثبت
ميكند و با قدرت
و نفوذ خويش
ساير وقايع
نگاران را نيز
به باور آن
وادار ميكند .
طرفداران
روايت دوم با
استناد به
كتيبه بيستون
كه داريوش
اعتراف ميكند
كه در آغاز
همه به اين
بردياي قلابي
رو مي آورند ،
معتقدند پس
نميتوان پذيرفت
كه برديا
قلابي بوده
باشد و مردم
فريب يك مغ را
خورده اند كه
شبيه او بوده
است . به
نظر من
براي داريوش
كه ميخواهد
قدرت امپراطوري
ايران را به
دست بگيرد
بهتر است تا مغي
به نام گئو ما
تا را بكشد كه
قاتل برديا
باشد ، تا
فرزند كورش
بزرگ را !
و كتيبه كوه
بيستون نيز به
فرمان داريوش
پادشاه
بزرگترين امپراطوري
جهان نوشته
شده است .
در هر صورت
همانطور كه
بارها گفته ام
وقتي در مورد
تاريخ يكصد
سال اخير با
اين همه
دشواري روبرو
هستيم . در
مورد چند هزار
سال قبل با
قاطعيت فتواي
دادن كار
سنجيده اي
نخواهد بود .
به گفته
حسن پيرنيا در
تاريخ ايران
باستان جلد
اول تناقضات و
اختلاف
نظرهاي زيادي
در اين ماجرا
وجود دارد . موافق
كتيبه بيستون
برديا قبل از
عزيمت به مصر
كشته شده است
اما هرودوت
ميگويد او در
سفر جنگي به
مصر كشته شده
.و قضيه كمان
حبشي و غيره
نيز بي اساس
است زيرا
برديا اصلا در
مصر نبوده است
. (
پادشاه حبشه
كماني براي
كمبوجيه
فرستاد كه
كمبوجيه
نتوانست زه آن
را بكشد اما
برديا توانست
و لذا مورد حسادت
برادر خود
قرار گرفت )
واقعيت هر
چه كه باشد .
آنچه قطعي است
اين است كه در
زمان كمبوجيه
اوضاع ايران
به هر دليل ،
افزايش هزينه
هاي لشكر كشي
و يا فساد
ناشي از تجمع
قدرت و ثروت
در دست عده اي
، مغشوش بوده
است . و برديا و
يا گئوماتا
دست به
تغييرات
وسيعي ميزنند
كه احتمالا
بيشتر در جهت
منافع طبقات
پايين نيز
بوده است . و لي
سرانجام داريوش
و شش تن از
بزرگان پارس
عليه اين
برديا و يا
گئوماتا
كودتا كرده و
او را سرنگون
ميكنند .
اطلاعات
بيشتر در
خلاصه تاريخ
ايران در
بخش نوشته هاي
من