تقديم به روان پاك همسر نازنينم    

   افسانه

www.shariaty.com     

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي         

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي

رايانه

علوم و فناوري

گوناگون

كتابخانه  /  فرهنگ نامه

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه

   سخنان كوتاه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 

روايت اول  به استناد كتيبه بيستون  نوشته شد به فرمان داريوش بزرگ : 

 

كورش دو پسر داشت به نام كمبوجيه و برديا ، كه هر يك فرماندار يا حاكم مناطقي از سرزمين ايران بودند . پس از كورش كمبوجيه بر تخت سلطنت مينشيند . و ،  برديا را ميكشد اما مردم از اين ماجرا خبر دار نميشوند  ( كتيبه بيستون ستون 1 بند 10 )  تا در غيابش ، خطري سلطنت او را در ايران تهديد نكند .  مغي به نام گئوماتاكه  ظاهرا شباهتي نيز به برديا داشته است  به نام برديا بر تخت  پادشاهي ايران مينشيند و دست به تغييراتي در اوضاع و احوال اجتماعي ميزند كه به نظر داريوش بزرگ در جهت آشوب كشور بوده است .    او حتي مدت سه سال ماليات را براي اقشار پايين مانند كشاورزان  ميبخشد . بنا به كتيبه كوه بيستون ستون 1 بند 12 گئوماتا همه كساني كه او را ميشناختند ميكشد  تا رازش كشف نشود  .  داريوش  با كمك شش تن از بزرگان پارس قيام كرده و موفق ميشوند تا او را كشته و داريوش بر تخت سلطنت مينشيند  .  و كمبوجيه نيز خودكشي ميكند !  ( ستون ا بند  11 )

 

روايت دوم :

 

برديا كه حاكم نواحي از ايران بود  در آغاز لشكر كشي كمبوجيه  به مصر و آفريقا همراه او بود اما بعد از او جدا شده به پارس بر ميگردد.و بر تخت سلطنت مينشيند .  در ايران بر اثر ماليات هاي سنگيني كه براي هزينه لشكر كشي ها از كشورهاي زير فرمان دريافت ميشد ، اعتراضاتي آغاز شده بود و  ميرفت تا اوضاع را متزلزل كند . برديا براي سه سال ماليات ها را ميبخشد و خدمت سربازي را لغو ميكند و ميتواند اوضاع را آرام كند . او دست به تغييرات وسيع اجتماعي به نفع طبقات پايين اجتماع  ميزند  . تا اينكه اشراف كشور و بويزه شش تن از بزرگان معروف پارسي با داريوش همدست شده و برديا را به قتل رسانده و داريوش را به سلطنت ميرسانند  و داريوش پس از به قدرت رسيدن . داستان برديا را تحريف كرده و به صورت روايت اول  بر كتيبه بيستون ثبت ميكند و با قدرت و نفوذ خويش ساير وقايع نگاران را نيز به باور آن وادار ميكند .

 

طرفداران روايت دوم با استناد به كتيبه بيستون كه داريوش اعتراف ميكند كه در آغاز همه به اين بردياي قلابي رو مي آورند  ، معتقدند  پس نميتوان پذيرفت كه برديا قلابي بوده باشد  و مردم فريب يك مغ را خورده اند كه شبيه او بوده است .  به نظر من  براي داريوش كه ميخواهد قدرت امپراطوري ايران را به دست بگيرد بهتر است تا مغي به نام گئو ما تا را بكشد كه قاتل برديا باشد ، تا فرزند كورش بزرگ را !  و كتيبه كوه بيستون نيز به فرمان داريوش پادشاه بزرگترين امپراطوري جهان نوشته شده است .   در هر صورت همانطور كه بارها گفته ام وقتي در مورد تاريخ يكصد سال اخير با اين همه دشواري روبرو هستيم . در مورد چند هزار سال قبل با قاطعيت فتواي دادن كار سنجيده اي نخواهد بود .

 

 

به گفته حسن پيرنيا در تاريخ ايران باستان جلد اول تناقضات و اختلاف نظرهاي زيادي در اين ماجرا وجود دارد  . موافق كتيبه بيستون برديا قبل از عزيمت به مصر كشته شده است اما هرودوت ميگويد او در سفر جنگي به مصر كشته شده .و قضيه كمان حبشي و غيره نيز بي اساس است زيرا برديا اصلا در مصر نبوده است .   ( پادشاه حبشه كماني براي كمبوجيه فرستاد كه كمبوجيه نتوانست زه آن را بكشد اما برديا توانست و لذا مورد حسادت برادر خود قرار گرفت )

 

 

واقعيت  هر چه كه باشد . آنچه قطعي است اين است كه در زمان كمبوجيه اوضاع ايران به هر دليل ، افزايش هزينه هاي لشكر كشي و يا فساد ناشي از تجمع قدرت و ثروت در دست عده اي ،  مغشوش بوده است . و برديا و يا گئوماتا   دست به تغييرات وسيعي ميزنند كه احتمالا بيشتر  در جهت منافع طبقات پايين نيز بوده است . و لي سرانجام داريوش و شش تن از بزرگان پارس عليه اين برديا و يا گئوماتا  كودتا كرده و او را سرنگون ميكنند .

اطلاعات بيشتر در خلاصه تاريخ ايران  در بخش نوشته هاي من

 

باز گشت به صفحه اصلي