آيا جهان ما
(هر عالم
شتابداري ) همه
نشانه هاي
آغاز خود را
محو ميكند ؟
پيش
فرض : آشنا
بودن خواننده
با مبحث
انبساط عالم
(
در صورت عدم
آشنايي به
نوشته هاي
مرتبط بخش
نجوم مراجعه
فرماييد )
ثابت
كيهان شناختي
" افق رويداد "
مشخصي دارد . افق
رويداد سطحي
فرضي است كه
در وراي آن
هيچگونه ماده
يا تابشي
نميتواند به
ما برسد . از
اين نظر عالم
شبيه سياه
چاله وارونه
اي است كه ماده
و تابشبه جاي
درون افق
رويداد بيرون
از آن به دام
افتاده اند .
اين يافته به
اين معني است
كه
عالم قابل
ديدن فقط شامل
مقدار محدودي
اطلاعات است و
در نتيجه
پردازش
اطلاعات - و
حيات -
نميتواند تا
ابد پايدار
بماند .
مدتها
پيش از اين كه
محدوديت
اطلاعات به
معضلي تبديل
شود تمام
مادهي در حال
انبساط عالم
به بيرون از
افق رويداد
كشيده ميشود
.آبراهام لوب و
كنتارو
ناگاماين هر
دو از دانشگاه
هاروارد اين
فرايند را
برسي كردند و
دريافتند كه
گروه محلي
كهكشان ها
متشكل از راه
شيري ،
«اندرومدا و
تعداد زيادي
كهكشان
كوتوله
بر خود فرو
ميريزند و تبديل
به ابر خوشه
هاي بسيار
بزرگي از
ستاره ها
ميشوند .
همه كهكشانهاي
ديگر نيز هم در
نيستي وراي افق
رويداد ،
ناپديد
ميشوند . اين
فرايند صد ميليارد
سال طول ميكشد
كه شايد
طولاني به نظر
رسد . اما در
مقايسه با
ابديت
چيزي نخواهد بود
.
دانشمنداني
كه صد ميليارد
سال ديگر به
آسمان نگاه
كنند چه
خواهند ديد ؟
آنها
بدون تلسكوپ
همانچيزهايي
را ميبينند كه
ما امروز
ميبينيم يعني
ستارگان
كهكشان خودمان
را . اما
وقتي با
تلسكوپ به دور
دستها نگاه
كنند
چيزي
نخواهند ديد ! كهكشانهاي
وراي كهكشان
خودمان در راه
شيري ادغام
شده و كهكشاني
بزرگتر را
بوجود آورده
اند . و ساير
كهكشانهاي
ديگر مدتهاست كه
به وراي
مرزهاي افق
رويداد
گريخته اند ! اما اين
ناپديد شدن ها
نيز يكباره اتفاق
نمي افتد و
تدريجي خواهد
بود . در نتيجه
تجربه درك
انبساط عالم
يعني كشف مهم
هابل تكرار
نشدني خواهد
شد . و همه ماده
در حال انبساط
عالم به وراي
افق رويداد
رفته و از نظر
ناپديد خواهد
شد .
انبساط
شتابدار
كنوني عالم تنها
عاملي نخواهد
بود كه
باعث ميشود تا عالم
اطلاعات مربوط
به گذشته خود
را نابود كند . بلكه شتابي
كه احتمالا در
انبساط اوليه
كيهان رخ داد
تقريبا همه
نشانه هاي
ابتداي عالم
را محو كرد ه
است . از جمله
آنچه در خود
انفجار بزرگ
رخ داده است .
همچنين سياه
چاله ها نيز
نه تنها اجرام
كه
اطلاعات همراه
آنها را نيز
ميبلعند . كه
شايد بطور ابدي
نابود گردند و
عامل ديگر
اينكه
هنگامي كه
مجموعه اي كوانتومي
را اندازه
ميگيريم معمولا
آن را وارد حالتي
ويژه ميكنيم و
شواهد مربوط
به بسياري
از
صورتبندي هاي
ممكن را
كه احتمالا
جسم به خود
گرفته بود پاك
ميكنيم .
پنج
ميليار سال
ديگر :
آندرومدا
آسمان شب ما
را ميپوشاند .
خورشيد به غول
سرخي بدل شده
و زمين را
ميسوزاند و
نابود و يا به
مكاني بي روح
تبديل خواهد
كرد .
صد
ميليارد سال
ديگر :
يك
ابر
كهكشان توپ
مانند جانشين
راه شيري شده
است و- باقيمانده
- زمين هم
احتمالا
درمانده در
نواحي دوردست
خارجي اين
كهكشان در
گردش است . و
كهكشانهاي
ديگر از
محدوده ديد ما
گريخته اند
هزار
ميليارد سال
ديگر :
نورها
فرو ريخته اند
آخرين
ستارگان نيز
خاموش شده اند
. بجز سياه
چاله هاي محو
، با با نوري
خفيف و يا
نوري مصنوعي كه تمدن
هاي
احتمالي
روشن كرده اند ، عالم
در تاريكي فرو
ميرود .
كهكشانها نيز
بعد ها
ميرمبند و به سياه
چاله هاي
ديگري تبديل
ميشوند .


گزيده
شده از
مقاله
آيا كيهان شناسي
به پايان
ميرسد ؟
نوشته
لارنس كراوس و
رابرت شرر ترجمه سليمان
فرهاديان مجله نجوم 193 منبع
اصلي Science American March 2008
يكي بود ، يكي
نبود ، غير از
خدا هيچكس
نبود .
صد هزار
ميليارد سال
قبل !
توي
يكي از
چهارصد
ميليارد
كهكشان قديمي ، كهكشان
كوچكي بود به
نام
راه شيري كه صد
ميليارد ستاره توي اون
زندگي
ميكردند . يكي
از اون ستاره
هاي كوچك قشنگ
، خورشيد بود
كه چند تا
سياره دورش ميچرخيدند
. يكي از اين
سياره ها ،
سياره قشنگ و
آبي رنگي بود به
اسم زمين . چند ميليارد سال
بعد از
تولد زمين بود
كه توي يكي از خشكي
هاي اونجا ....
بدنيا اومد و
.... ؟ !!