نقدي
دوستانه بر مجله دوست
داشتني
نجوم
راستش
حتي فكر
اينكه در
مورد مجله اي
بسيار با
ارزش و
با سابقه درخشان چون نجوم مطلبي
انتقادي بنويسم براي خودم هم باور
كردني نيست .
سالهاست براي
تشويق
دوستان به
مجله
نجوم براي هر
مطلبي
به اين مجله راهنمايي
ميكنم . در روي
ميز
دفتر و منزل
و حتي
در اتوبوس و
خيابان
به نحوي آن را در
دست ميگيرم كه
كاملا ديده شود و از
هر فرصتي براي تبليغ و
معرفي آن
استفاده
ميكنم . اما چند
ماه قبل
وقتي تعداد
زيادي از
صفحات اين
مجله بسيار با
ارزش ، (
نجوم شماره 203 دي
ماه 89 )به
بهانه
اجازه
ناسا براي براي
فيلمبرداري
ازپايگاهايش
براي
ساخت يك
فيلم
علمي تخيلي ، به آن
فيلم خاص اختصاص
داده شده بود مطلب
كوتاهي
نوشتم اما آن را
فقط براي
مسئولان مجله
فرستادم و صفحه آن
مطلب را در
سايت قرار
ندارم
تا تنها انتقادي
باشد
خصوصي و
دوستانه . اما با
دريافت
شماره
205 مجله
نجوم (
اسفند 89
و فروردين 90 ) كه به
صورت
رنگي
و به همراه
يك سي دي
نيز عرضه
شده
بود
مشاهده
كردم
كه
تنها دو شماره
بعد از آن
مطلب
مجددا
ضمن توضيح
كوتاهي در
توجيه آن عمل و يا به آن
بهانه ،
24 صفحه ديگر از
107 صفحه
اولين
شماره
رنگي
مجله
نيز
به
فيلمهاي
علمي و تخيلي اختصاص
داشت !
بنابراين بر آن شدم تا اينبار
تنها
جنبه
خصوصي
آن انتقاد
را حذف
كنم .
بخش
دوستانه اش همچنان
پابر جا و غير
قابل خدشه دار شدن خواهد
ماند .
مطلقا
تصور نكنيد من
با فيلمهاي
علمي و تخيلي مخالفم.
من خود بارها
گفته و نوشته
ام كه تخيل
دروازه اي است به سوي
واقعيت .
آنچه علم اكنون
بدانها جامه
عمل پوشانده همان
روئيا ها و
تخيلات
گذشتگان ما
ميباشند .
شايد بهترين
مثال براي فيلمهاي
مهمي
در اين زمينه
نيز همان مجموعه
معروف
پيشتازان
فضا دهه 70
ميلادي باشد . اما هر سخن جايي و
هر نكته
مكاني دارد . و 24 صفحه از 107
صفحه مطلب يك
مجله
در مورد
فيلمهاي علمي
تخيلي
شايسته مجله اي
سينمايي است و نه
شايسته تنها مجله
ماهانه
تا حدي
تخصصي
نجوم
در ايران !
يكي دو صفحه مطلب در
اين مورد نه تنها
جايي براي انتقاد
باقي
نميگذاشت كه شايد
بحث
مفيدي
هم ميبود . اما
خطري كه به نظر
من و
فقط به عنوان نظر يك
خواننده
علاقمند به
نجوم در
اين
تغيير مسير تنها
مجله
معتبر
نجوم
ايران
وجود دارد
اين است كه به
بهانه جذب مخاطب
! كم كم
مسائل
آسترولوژي ! را هم به
بهانه
نقد و انتقاد و يا خبر
رساني و جذب و
سپس هدايت به سوي
علم واقعي وارد
مجله كنيد و مثلا
در كنار بخش آسمان در اين
ماه
طالع اين ماه
را هم البته فعلا با
نقدي آتشين و
مدتي بعد بعنوان
اعتقاد
، نياز و يا
درخواست بخشي
از خوانندگان درج
كنيد !(
همان بهانه
هايي
كه براي پخش -
و البته نقد -
برخي فيلمهاي
اكشن و مبتذل و آكنده
از خشونت و بي
رحمي و ...
زياد
استفاده
ميشود
كه البته همگان
ميدانند كه
بيننده
به تنها بخشي
كه كاري
ندارد
نقد آنهاست )
و البته در آن
صورت
بحدي
تيراژ مجله
بالا خواهد
رفت كه
مسئولان
مجله
شبكه
اي
تلويزيوني و
ماهواره اي هم
ميتوانند تهيه
كنند .
اما در آن صورت ديگر اين
مجله ،
مجله نجوم و يا آن
نجومي
كه بود و
برخي از ما
فسيلها
ميخوانديمش و
دوستش
داشتيم
، نخواهد
بود . و
خوانندگانش
نيز آنها
كه بيست سال
است هر
ماه در
انتظارش
مينشستند و
يا حداقل فرسوده و
افسرده هايي چون من
نخواهند بود . و بيم من
اين است كه
روزي مجبور
شوم
نسخه اي از كتاب
زيباي علم و
نابخردي را كه تا
كنون به
بسياري هديه
داده ام
براي برخي
دوستان
مجله نجوم هم
بفرستم
و تاكيد بر
اين سرآغاز آن
كه :
اين
كتاب مناسب
حال كساني است
كه دست كم يك بار
مجذوب سفسطه
هاي شده
باشند كه
گاهي حاشيه
علم ناميده
ميشوند . براي
كساني كه از
خود پرسيده
اند آيا ممكن
نيست عاقبت
حقيقتي در
پديدهاي روان
دريابي ، بشقابهاي
پرنده ، فضا
نوردان ِ
باستان ،زيست
آهنگ و نظاير
آنها نهفته
باشد . به درد
آنها ميخورد
كه از نحوه
برخورد
دانشمندان به
اصطلاح رسمي
با فرضيات
حاشيه اي به
شگفت مي آيند .
چرا به اين
سرعت آنها را
رد ميكنند ؟
پس كجاست آن
آزاد انديشي و
بي غرضي كه
همه آموخته
ايم از اهل
علم بايد
انتظار داشت . موضوع
كتاب ما شبه
علم است و
اينكه با علم
راستين چه فرقي
دارد . لازم
نيست كه در
علم صاحب نظر
باشيد تا
تشخيص دهيد كه
چه مطلبي شبه
علم است . تنها
كافي است از
آنچه علم
است و از آن مهمتر
– از آنچه علم
نيست يك تصور
كلي داشته باشيد
. و
نوشته اي براي
انبوه
خوانندگان
جديد و جذب علم نجوم شده مجله نجوم كه بين تخيل علمي و
تخيل شبه علمي و بين ترويج علم و شبه علم هم
تفاوت
بسيار است .
از كتاب علم
و نابخردي ( راستش من
آنقدر در باره
اين كتاب
تبليغ كرده
ام كه
اگر اين واژه را در
گوگل جستجو
كنيد
اين پايگاه در رتبه اول معرفي قرار
خواهد گرفت )
دوست
نويسنده گرامي مجله بسيار زيبا و
معتبر
نجوم
كه
نوشته ايد :
ما
به سراغ اين
موضوعات رفته
ايم تا زاويه جديدي
به مباحث علمي
باز كنيم و
اين شماره
نيز
پرونده اي مفصل درباره
علمي تخيلي ها
... اما
چرا بايد چنين
كنيم ؟ زيرا ما
روزنامه
نگار علمي هستيم
كه در عين حال
ميخواهيم نجوم
و علم را در
جامعه ترويج
كنيم ..... و از
آنجا كه قصد
ترويج داريم بايد به مردم
چهره ي واقعي
علم را
نشان دهيم ؟ چره
واقعي علم
چيست ؟
رفتاري و
كرداري
آنچنان
فرسوده و
افسرده كه
هيچكس علاقه
اي به آن
ندارد
يا دنيايي پر
هيجان و جذاب
؟ من
فكر ميكنم كه
دومي درست است
.....به نظر من علم چهره
افسرده و اخم
آلود و بي ادب
و عبوث برخي
استاداني نيست كه
دانشجويان
شان
ساعت ها
بايد
پشت
در هاي بسته
اتاق هاي آنها
بايستند تا
شايد رحمتي
حاصل شود و استاد از
بالاي عينك
خود نگاهي از
سر ترحم به
برده هاي خود
بيندازد ...
دوست گرامي و
روزنامه نگار
علمي ( و نه
سينمايي ! ) كه
ميخواهيد
چهره واقعي
علم را به
مردم نشان
دهيد .
به نظر من چهره واقعي علم همان چهره واقعي علم است و بس يعني
همانكه
به خوبي در
كتاب زيباي
علم و
نابخردي بيان
شده است
. و براي دركش طبق
گفته زيباي اين
كتاب ( علم
و نابخردي لازم
نيست كه در
علم صاحب نظر
باشيم
تا تشخيص
دهيم
كه چه مطلبي
شبه علم است .
تنها كافي
است از آنچه
علم است و از
آن مهمتر – از
آنچه علم نيست
يك تصور كلي
داشته باشيم .
و صد
البته
رفتاري كه شما به
عنوان رفتار ي
فرسوده
! معرفي
كرديد
هيچ
توجيهي در
علم ندارد و در
مكانهايي كه
براي آموزش آن
تحت عنوان
دانشگاه در
جهان وجود
دارد اگر
استاندارد دانشگاه
در آنها رعايت
شده باشد به هيچ روي چنين
نبوده و
نخواهد بود . و
هيچ
دانشجويي
ساعت ها در
پشت اتاق استادش در
انتظار
نميماند و هيچ استادي
اينگونه به
دانشجو اش نگاه
نميكند ( برده
) .
به نظرم بايد
كمي ديدتان را
حداقل
نسبت
به محيط هاي
علمي رسمي داراي
استاندارد
لازم جهاني تصحيح
كنيد .
و چهره
واقعي علم هم نه آن
است كه در
بسياري از
فيلمهاي علمي
و تخيلي
هاليوودي
نشان داده
ميشود (
با احترام
براي قدرت تخيل
انسان و
قدرت صنعت و
هنر سينما ي
هاليوود ) و نه
همانطور كه در
نوشته
اي به آن
اشاره كردم آنگونه
كه بتوان در زير
زمين خانه و
بدور از جامعه
رسمي علمي به
كيمياگري
پرداخت
و نه آنگونه
كه بتوان
فيلمهاي
مستند نماي” راز “ و “
نابودي جهان
در سال 2012 “ و صدها
مستند نماي
علمي ديگري از آن
ساخت و
در گسترش علم ! و جذب
مردم و تربيت
دانشمندان
جديد !
از آنها
استفاده كرد . چهره
واقعي علم
همان است كه
وقتي به مرحله
ظهور برسد
سازماني چون
ناسا هم
از آن بيرون
مي آيد
كه ممكن است
در تهيه يك
فيلم علمي و
تخيلي
به سينماي
هاليوود كمك
هم بكند
اما
سازمان ناسا كار
علمي اش را
انجام ميدهد و
پروژه هاي
خودش را دنبال
ميكند
و هاليوود هم كار
خودش را و
پروژه هاي
خودش را
و مردم
هم تكليفشان
كاملا مشخص و
روشن است كه چه
زمان
در سينما فيلمي
هاليوودي را
تماشا ميكنند
و
از قدرت
صنعت سينما در
به تصوير
كشيدن
قوه تخيل
انسانها لذت ميبرند
و چه زمان فيلمي
مستند از
پروژه اي علمي
- فضايي و توسط
ناسا را از نگاه علم
و دانش
مشاهده ميكنند .
دوست
نويسنده گرامي و همكار
عزيز بهترين
مجله علمي ايران در بيست
سال گذشته كه به
داشتن
همه شماره
هاي آن افتخار
ميكنم ،
و مسئولان بسيار
محترم
مجله نجوم :
به
گفته معروف
خودمان
صلاح مملكت
خويش
خسروان
دانند .
ناسا ، هاليوود و مجله
نجوم
هر كار
كه خود صلاح
بدانند
خواهند كرد اما اگر ناسا به
سراغ
فيلمسازي برود و
هاليوود
بخواهد كار
علمي انجام
دهد دو
اتفاق مهم رخ
خواهد داد . دومين اتفاقي
كه قبل
از اتفاق مهم اول
رخ خواهد داد اين
خواهد بود كه
طرفداران و
پيروان
آنها عوض شود و
البته اولين
و مهم ترين
اتفاقي هم كه
خواهد افتاد
اين است كه هر
دو نابود خواهند
شد . حال
آنكه
هر دو لازم و
مفيد هستند .
پس به نظر من بهتر
است
بگذاريم مجله
هاي سينمايي 24 صفحه
از مجله خود
را به فيلمهاي
علمي – تخيلي اختصاص
دهند و
گاهي
نيز يكي دو
صفحه از مطالب
مجله
نجوم
را نقل كنند و مجله
نجوم
هم كار خودش را
بكند و
گاهي
يكي دو صفحه هم
فيلمهاي علمي –
تخيلي
هاليوود را
معرفي كند .
در هر
حال آنچه نوشتم با توجه
به آنچه
خود درست
ميپندارم بود كه قطعا
ممكن است بر خطا نيز
باشد ( در باره
من )
اما
اطمينان
داشته باشيد
كه از سر
دوستي
است و
بس . و
رنگي شدن مجله
و سي دي
همراه
هم دو اقدام بسيار
درست و
بموقع بود . موفق
باشيد (
البته
نه در جذب
خواننده به هر روش ممكن ،
كه در انجام درست رسالت علمي و
فرهنگي
خود حتي با سختي
و كندي )
مظفر
شريعتي
ارديبهشت
90


و البته
در ادامه 22
صفحه تمام به
معرفي
اين فيلمها
پرداخته شده
است !!
|
درباره
من / تماس با
من نوشته
ها
ي من كارهاي
صوتي
كارهاي تصويري عكس
ها توليدات
پشتيباني Youtub |
|||||
|
صفحه ويژه افسانه |
|||||
|
بايگاني
(آرشيو ) |
|||||