www.shariaty.com

درباره من  /   تماس با من    نوشته ها ي من    كارهاي صوتي    كارهاي  تصويري       عكس ها     توليدات     پشتيباني   Youtub          

صفحه ويژه افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

گزيده هاي تصويري

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

گوناگون

 فهرست مطالب جديد

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

كتابخانه      

بايگاني (آرشيو )       

فيلمهاي مستند علمي

 

باور كنيم كه   جهان علم و دانش  مدتهاست كه از مرحله كوبيدن و  مخلوط كردن  مواد و  كيمياگري در زير زمين خانه  عبور كرده است.

لازم نيست  كارشناس تغذيه ، پزشك ، فيزيك يا شيمي  باشيم .   فقط كافي است اگر در مطلبي  به خرد  ما در حد  همان معلومات عمومي كه در مدرسه خوانده ايم توهين شد  . آن مطلب را به دور اندازيم و باور نكنيم . و اين گفته كه  هر چيزي ممكن است  را  از ذهن پاك كنيم .

 

حتما شما هم  گاه و بي گاه ايميل هايي در زمينه  اخبار پزشكي و يا توصيه هاي بهداشتي و پزشكي دريافت كرده ايد . ايميلهايي كه مدعي هستند فلان پرفسور از فلان دانشگاه معروف كشف كرده كه فلان و ....  متاسفانه  اطمينان دارم افراد بسياري اين ايميلها را باور ميكنند   .  و هيچيك از اين افراد كه به اين سرعت اين مطالب را باور كرده و براي نجات ديگران آن را براي ساير دوستان نيز ميفرستند  زحمت اين را بخود نميدهند كه در مورد آن تحقيقي كنند . البته در برخي موارد مطالب كلي و كليشه اي اينگونه ايميل ها نادرست نمي باشد . مثلا ، خواص ميوه ها و سبزيجات و يا شير و عسل ، خواب بموقع ، ورزش و  عدم استرس و ...  را هيچكس منكر نيست .اما   اگر  تعادل فيزيكي و شيميايي بدن از حد اينگونه كمبودهاي  تغذيه اي و بهداشتي گذشته باشد و انسان به يك بيماري جدي دچار شده باشد  , و يا عامل ايجاد كننده بيماري چيز ديگري باشد ، خوردن و يا نخوردن اينگونه مواد  ديگر تاثير چنداني  بر بيمار  نخواهد داشت و آنچه شايد بتواند  به بيمار كمك كند تنها و تنها دانش مدرن پزشكي است و بس .  اما متاسفانه دانش امروز پزشكي هم هنوز قادر به پاسخ گويي به همه نيازهاي بيماران نيست و اين  همان عاملي است كه موجب گرايش  برخي مردم به اينگونه مطالب ميباشد و سوء  استفاده هايي كه  برخي ديگر  از اين مسئله ميكنند . شخصا به دليل تجربه اي كه در هنگام بيماري درمان ناپذير  همسرم داشتم  بخوبي حس ميكنم  كه انسانها  در شرايطي  كه پزشكي و علم جديد نميتواند كاري براي آنها انجام دهد  به سراغ هر چه كه تصور ميكنند شايد بتواند  به آنها كمك كند ميروند و نميتوان وشايد هم  نبايد كه جلوي اين امر  را گرفت ( مگر آنكه در مواردي آن امر خطرناكتر از بيماري  باشد ) .   خوردن مواد غذايي سالم و مفيد  و يا عصاره آنها ، خوردن عسل به همراه گرده گل ،و يا حتي موادي چون  غضروف  كوسه و ...  اگر سودي نصيب نكند    احتمالا زياني به انسان نميرساند . (البته  در مواردي و در برخي بيماريها و شرايط  ممكن است زيان  هم برساند ) اما گاه مطالب اين ايميلها بقدري  ابلهانه است كه حتي افرادي با سطح دانش ديپلم تجربي  نيز بايد نادرستي آن را درك كنند . اما متاسفانه بسياري از افراد با تحصيلات  عاليه  هم آن را باور ميكنند !!

 آخر چگونه ممكن است يك  پرفسور متخصص پزشكي از يك دانشگاه معروف چنين جمله اي  در مورد غذا و نحوه جذب آن  بنويسد :

در ورود به معده  همه غذا فاسد شده، تخمیر میشود و به اسید تبدیل میشود  .به محض اینکه درون معده، میوه با غذا و آنزیمهای گوارشی  تماس پیدا میکند، همه حجم غذا شروع به ازبین رفتن و فاسد شدن میکند  .

 

نويسنده دانشمند  اين ايميل كه با  توضيح دادن نحوه خوردن ميوه ميخواهد  سرطان شما را درمان و يا از ابتلاي شما به آن جلوگيري كند  هيچ ذهنيتي از آنزيمهاي گوارشي و نحوه جذب غذا در بدن ندارد  و به تصور ايشان آنزيمهاي گوارشي غذا را در معده فاسد ميكنند !

ايميل ديگري آخرين تحقيقات دانشگاه جان هاپكينز در مورد سرطان را به شما معرفي ميكند كه وقتي آن را ميخواني  به جز مقداري مطالب عمومي كه همه هم ميدانند مانند اينكه هر چه ميوه و سبزي تازه بيشتر بخوريد بهتر است و از اين قبل مسائل ، وقتي كه ميخواهد كمي فني تر حرف بزند  متوجه ميشوي كه از مكانيزم جذب مواد غذايي در بدن و سوختن قند در سلولها هم اطلاعي ندارد .

  ايميل ديگري  در مورد اعجاز ظروف مسی چنين   مينويسد   :

معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج می‌برند، داشتن یک دست‌بند مسی را توصیه می‌کنند ! و دلیل این امر را هم کمبود یون‌های مسی در خون ذکرمی‌کنند که با تماس دست‌بندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و ازدرد مفاصل کاسته می‌شود. !  از سوی دیگر محققین، یکی از علت‌های بروز بیماری آلزیمر را رسوب یون‌های آلومینیوم در مغز عنوان می‌کنند !. تا چند دهه پیش، مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش ازقابلمه‌های مسی استفاده می‌کردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار می‌گرفت ...هیچ‌کس نمی‌دانست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیرد، فقط می‌دانستند برای پخت غذا خیلی لازم می‌باشد. داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به ٦ میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن !کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و مدام دهن‌دره کنید. در ضمن هیچ کارخانه داروئی نمی‌تونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه  و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما می‌دهند شامل مولکول  آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره. !... ولی تا این جا بدونید که غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی، از یون آزاد شده این ظرف استفاده می‌کند و در بدن شما فوق‌العاده احساس نشاط و انرژی ایجاد می‌‌کنه  !  دیگه از اون دهن‌درگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی مخصوصاً برای خانم‌ها نزدیک به دوران عادت ماهیانه دارد.  ! ولی یک دفعه توی دهه ٥٠ از این نون خشکی‌ها اومدند و داد می‌زدند (قابلمه مسی ..... کفگیر آهنی خریداریم .....) و با یک قیمت مناسب این قابلمه‌ها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی می‌دادند که بهش می‌گفتند روحی. هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی کجا قراره بره؟ بعدش هم که الان ظرف‌های استیل و تفلون و این مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا توش زود می‌پزه و به کف ظرف نمی‌چسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یون‌های مضر در این ظروف عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و .....می‌تونند در جا، یک کودک ٦ ماهه را ظرف یک سال به بیماری‌های کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی ٥ سال به بیماری‌های کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان. من به همه دوستان پیشنهاد می‌کنم حتماً برای پخت غذا (مخصوصاً غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید. حالا جالبه توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا نعل اسب  !  می‌اندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره ..... این کار باعث آزاد شدن  یون‌های آهن و سلامتی بدن می‌شود. ! !  اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماری‌های خونی و سرطان خون می‌شوند. ! ! !

 

راستش را بخواهيد يكي از  راههايي كه ميتوان ميزان آگاهي يك نويسنده را به مطلبي كه مينويسد دانست اين است كه هر چه سطح آگاهي يك نويسنده كمتر باشد  مطالبش را  با قاطعيت بيشتري مينويسد و بيشتر به محققين و مراكز دانشگاهي و تحقيقاتي  مجهول الهويه  استناد ميكند . در واقع هر چه دلش ميخواهد را ميگويد اما  مينويسد  كه اينها را محققان و دانشمندان مراكز تحقيقاتي ميگويند . حالا كدام محققان و كدام مراكز دانشگاهي  و در كدام مجله و مقاله و مرجع  ، كسي نميداند . در حاليكه    هر چه ميزان دانش  يك نويسنده  بيشتر باشد  واژه ها را با دقت و وسواس  بيشتر ي انتخاب ميكند و منابع  معتبر بيشتري به شما معرفي ميكند . 

بنابراين اگر از كسي كه بعد از گرفتن ديپلم متوسطه  و به قول بعضي ها خ.ر خواني هاي  پشت كنكور ، چند سالي هم   دروسي مانند شيمي و بيوشيمي   زيست شناسي و  دهها  درس  ديگر را  واقعا و به قصد دانستن خوانده باشد  و كمي از مكانيسمهاي فيزيكي و شيميايي جذب مواد غذايي  و سوخت و ساز بدن اطلاع داشته باشد  اين مطلب را بپرسيد به شما خواهد گفت كه  داستان  جذب مواد در بدن چنين نيست  كه نويسنده اين سطور بيان كرده است  .

اولا ظروف مسي را در همان دوران قديم نيز قلع اندود ميكردند تا غذا مستقيما با مس تماس نداشته باشد .  حداقل ميدانستند كه غذاهاي ترش ظروف مسي را خراب ميكند .  ثانيا مس جزو فلزاتي است كه فقر آن حتي در گروههاي فقير جامعه نيز زياد نميباشد .  و ديگر اينكه اين عناصر حياتي و مورد نياز بدن در اثر فرايندهاي مهم  و ويژه ديگري بايد جذب بدن  و مصرف شوند  و نه از راه   انداختن ميخ آهني يا نعل اسب  در غذا ! !   و اتفاقا مصرف زياد غذا در ظروف مسي بدون محافظ كاملا زيان آور خواهد بود زيرا اگر از اثر تركيبي مواد غدايي با مس بگذريم  ميزان نياز بدن به مس در حدود ي است كه  به سادگي از طريق يك برنامه معمولي غذايي تامين ميشود .  مس در بدن ميتواند نقش يك آنتي اكسيدان را داشته باشد  و در درمان  برخي آرتريت ها و نيز جلو گيري از برخي  سرطان ها  موثر  است   اما راه دريافت آن بستن دستبند مسي به دست نيست ! و هيچ پزشك دانشگاه رفته  علم باوري  نيز چنين تجويزي نميكند . (گرچه متاسفانه هستند پزشكاني كه جامعه شناسان و روان شناسان بهتري هستند  تا پزشك و از اين راه نيز در امور اقتصادي بسيار موفق تر شده اند !)

 متاسفانه جلوي اينگونه نويسندگان و نوشته ها را  نميتوان گرفت . و اينترنت هم محل مناسبي براي تكثير  سريع آنها ميباشد .  كساني كه  يا  ذهنيات  خود  را  به عنوان يك قانون و يا كشف علمي به ديگران القا ميكنند  و يا به محض ديدن و شنيدن چيزي آن را باور ميكنند . و  هر چه هم  موضوع عجيب تر و يا مهمل تر ،باور كردنش  سريعتر و آسانتر ! با شگفتي تمام  در بين افراد تحصيل كرده هم اينگونه ساده باوران كم نيستند . من زماني از اين امر بسيار تعجب ميكردم  اما  اكنون بر اين باور هستم كه درصد زيادي از تحصيلكرده هاي ما  رشته اي كه درسش را ميخواندند دوست نداشتند  به صورت كاملا تحميلي سر از آن در آورده بودند . نمرات قبولي شان را هم به هزار ترفتند و حيله و تقلب  گرفته اند  . اين تحصيلكرده هاي عزيز معمولا پس از پايان تحصيلات جزو همان گروههاييي از اجتماع نيز قرار ميگيرند  كه سرانه مطالعه  سالانه شان به دو دقيقه هم نميرسد كه البته آن هم  خواندن  اخبار ورزشي روزنامه هاست . (  يادمان باشد كه مطالعه كتب درسي و فني  رشته تحصيلي  بويژه در زمان تحصيل  مطالعه محسوب نميشود )  حالا به اين پارامتر  خصوصيات ژنتيكي و ملي ما ايرانيان را هم اضافه كنيد و ببينيد كه  نتيجه چه ميشود !

 شايد اين از بخت بد من باشد و يا حاصل تصادف  ، اما تعداد تحصيل كردگاني را كه من ميشناسم و اصول پايه و بديهي رشته اي كه در آن تحصيل كرده اند را نيز فراموش كرده اند ، بسيار بسيار بيشتر از تحصيل كردگاني  است كه  آموخته هاي رشته خود را به خاطر دارند !  اين گروه از تحصيل كرده ها ا كه به جبر محيط  و يا عشق به پست اداري تحصيل كرده شدند و نه عشق به آموختن   ،هنوز ميپندارند كه هر چيزي ممكن است و علم هر روز حرفهاي خود را عوض ميكند و بنابراين شايد  فردا دانشمندان نظرشان را عوض كردند !!  اين افراد نميدانند كه  علم نظرش را تغيير ميدهد  اما در جهت بهبود و تكامل و دقيق تر شدن و نه نفي آنچه اثبات شده است .  علم هر روز نظرش را در مورد ميكرب ها و ويروسها تغيير ميدهد   اما به دليل شناخت بيشتر و آگاهي به    جزئيات بيشتر و نه اينكه  امروز بگويند كه اصلا ميكروب  دروغ بود و وجود خارجي نداشت . ديدگاه علم نسبت به جهان هر روز  با اكتشافات جديد تغيير ميكند و هر روز مشخصات جديد و دقيقتري از كره زمين داده ميشود  اما نه اينكه بگويند   اشتباه ميكرديم  زمين صاف است و گرد نيست . علم    قوانين نيوتن را در سرعتهاي معمولي ميپذيرد  اما در سرعتهاي بالا نسبيت را هم بدان مي افزايد نه اينكه بگويد نيوتن بيخود ميگفت . ( كتاب علم و نابخردي را در بخش كتابخانه مطالعه كنيد )

در هر  حال بهتر است  به عنوان خواننده اينگونه ايميل ها قبل از آنكه فورا آن را براي نجات ديگران  و كسب ثواب براي ده نفر ارسال كنيم ، حداقل  كمي به مطالبي كه ميخوانيم بينديشيم و حداقل  سعي كنيم تا توان اين را كسب كنيم  كه بين مطالب علمي و شبه علمي تفاوت قايل شويم و مغلطه را تشخيص دهيم  لازم نيست  كارشناس تغذيه ، پزشك ، فيزيك يا شيمي  باشيم .   فقط كافي است اگر در مطلبي  به شعور ما در حد  همان معلومات عمومي كه در مدرسه خوانده ايم توهين شد  . آن مطلب را به دور اندازيم و باور نكنيم . و اين گفته ابلهانه كه  هر چيزي ممكن است  را  از ذهن پاك كنيم .

.وقتي نويسنده اي مينويسد كه  پزشكان به كساني كه درد مفصل دارند دستبند مسي توصيه ميكنند  و يا  قرص هاي آهني كه پزشكان تجويز ميكنند  بدرد نميخورند  و يا  مردم گيلان و مازندران را در حد صفر دچار بيماريهاي خوني و سرطان  ميشوند ، غذا در معده فاسد ميشود و يا براي مبارزه با سرطان بايد قند به بدن نرسد   بايد دريابيم  كه  آن مطلب كارشناسانه نوشته نشده  اند .    روانشاد   همسر نازنينم  افسانه كتاب زيبايي به من هديه داد به نام  ثروتمند ترين مرد بابل  در اين كتاب مردي كه وضع مالي خوبي ندارد روزي از  يك تاجر بسيار موفق  ميخواهد كه به او راز موفقيت را بياموزد .  يكي از راهنمايي هاي اين تاجر موفق اين بود كه از درامدت بخشي را نگاه دار و دست نزن و ناديده بگير و بگذار جمع شود . سپس با آن كاري انجام  بده . مرد چنين ميكند و پس از يك سال دوباره آن تاجر را ميبيند . تاجر از او ميپرسد كه آيا پند او را عمل كرده است ؟ مرد پاسخ ميدهد آري  . تاجر ميپرسد  با آن پس انداز چه كردي ؟ مرد ميگويد  آن را به آجر پز شهرمان دادم تا در سفري كه به فنقيه داشت برايم جواهر بياورد و چون جواهر در اينجا ناياب است قطعا سود خوبي نصيبم خواهد شد .  مرد تاجر به او ميگويد   اي نادان  اندوخته ات را هم بر باد داي !  مرد ميپرسد چرا ؟  تاجر  ميگويد   ببينم اگر تو بخواهي در مورد ستارگان آسمان اطلاع پيدا كني نزد نانواي محل ميروي ؟ نه سوگند كه نه بلكه به نزد ستاره شناس ميروي. اگر عقل داري بايد بفهمي كه اندوخته تو بر باد رفته است . تو درخت ثروتت را با دست خودت ريشه كن كرده اي .اگر اين بار خواستي در باره جواهر كسب اطلاع كني نزد تاجر جواهر برو و نه آجر پز محله    ثروتمند ترين مرد بابل  صفحه 28 )

جالب است كه ما وقتي بيمار ميشويم  براي يك سرماخوردگي  و يا زخم شدن انگشتمان هم به كمتر از متخصص رضايت نميدهيم وقتي پزشك جواني با موهاي پر پشت مشكي  بالاي سر خودمان يا بيمارمان مي آيد  نگران ميشويم  يعني  به كسي كه بعد از ديپلم دبيرستان رفته و  هفت سال درس پزشكي خوانده  اعتماد نميكنيم  و دوست داريم فرد با تجربه تري  در مورد سرماخوردگي و يا پانسمان زخم دستمان نظر بدهد  . و در موارد حساس  به نظر يك كتخصص هم اكتفا نميكنيم و نظر چند نفر ديگر را هم جويا ميشويم .  اما  از آن طرف هم به سادگي يا خودمان در مواردي تخصصي ديگر نظر ميدهيم و يا نظر هر فرد  نامتخصصي را باور ميكنيم !

بنابراين بياييد در زمينه هاي تخصصي و دست كم در زمينه پزشكي نظر دادن را به اهل فن آن  واگذار كنيم . و اگر نظراتي را نيز منتشر ميكنيم حتما مرجع آن را مشخص كنيم تا خواننده بتواند به آن منبع مراجعه كند . فراموش نكنيم كه ما در جهاني زندگي ميكنيم كه اخبار و افكار به سرعت سرسام آوري منتشر ميشوند و  مدتهاست كه از مرحله كوبيدن و  مخلوط كردن  مواد و  كيمياگري در زير زمين خانه  عبور كرده است. روزگاري نگاه كردن به وضعيت زبان و يا بو كردن عرق بدن و يا رنگ و مزه ادرار تنها راههايي بودند كه پزشكان روز ميتوانستند از طريق آنها به برخي اطلاعات از وضعيت بدن دست يابند . اما شما را به هر چه كه ايمان داريد  آيا اگر پزشكي بدون آزمايش خون و ادرار و عكس برداري و دهها آزمايش پيشرفته در مورد شما نظري بدهد  باور ميكنيد ؟  آيا بدون يك عكس ساده راديولوژي حاضر هستيد زير تيغ جراحي برويد ؟ آيا دندانتان را بدون عكس برداري و به جر توسط يك پزشك حاذق مجهز به وسايل لازم ترميم و يا از لثه بيرون ميكشيد ؟ اگر پاسخ منفي است   پس بياييد به اين آساني هم  هر چه كه ميخوانيم باور نكنيم . اگر قرار بود خوردن عصاره فلان گياه و يا شير و عسل و هزاران ماده اي كه در مفيد بودن و ضروري بودنشان شكي نيست و يا بستن يك دستبند مسي به دست و كارهايي از اين قبيل  بيماريهاي جدي انسان را به اين سادگي كه در اين ايميلها ادعا ميشود  مداوا ميكردند  اكنون بيمارستان ها و مطب پزشكان خالي بود و بسياري از عزيزان از  دست رفته  ما همچنان پيش ما بودند .

 

مظفر شريعتي

آذر 88

 به مخالفان  فيزيك  نخوانده نسبيت    را هم بخوانيد .

                                                                                                                                                                                   باز گشت به صفحه اول