
در مقابل
عظمت جهان ،
ما يك هيچ
بزرگ بيش نيستيم
. اما اين جهان
بس عظيم نيز ،
حتي در همين
دوران ناچيز
حيات ما ، در
برابر انديشه
هايي كه حاصل چند صد
گرم سلولهاي
مغز ما
ميباشد ، در
صورت قرار
گرفتن در
كنار
مفهومي به
نام انسانيت ،شايد چيزي جز
يك هيچ
بزرگ ديگر نباشد .
احتمالا
هر يك از ما اگر در
هريك از دوران گذشته
بشر زندگي
ميكردم
، جهان را
همانگونه
ميديدم كه
مردم آن زمان
ميديدند . مثلا
اگر در دوران
غار نشيني
زندگي ميكرديم
تماشاي
آسمان نتيجه
اي جز وحشت
برايمان
نداشت – وحشت ناشي از
جهل -،در
دوران جادوگري قطعا
براي درمان
دردهايمان
دور آتش
ميرقصيديم و
يا با ايجاد
سرو صدا
ارواح خبيث
را بيرون
ميكرديم ، و در
ساير
دوران
از جمله مذاهب
كوچك و
بزرگ ،
دوران
اكتشافات
علمي و يا
فرهنگي و .. هر يك به نسبت
دوري و نزديكي
از مراكز هر
يك از اين
تحولات ، نوعي
مي انديشيديم
و رفتار
ميكرديم . بديهي
است كه ما در
دوران
انسانهاي
آينده
نخواهم بود و
نخواهم دانست
كه آنها چگونه
ما را قضاوت
خواهند كرد و
خطاهاي خود را
نخواهيم
دانست .
اما تصور
ميكنم با آنچه
از مشاهده
جهان از
ديدگاه علوم و
اكتشافات
امروز ، جهان
را شناخته ايم
. با
نگاه كردن به يك
شهر بزرگ از بالاي
يك كوه
، از
داخل
ايستگاه فضايي
، از كره ماه ،
از مريخ ، و از
وراي حدود 14
ميليارد سال نوري آن
سو تر ، احساسات
عجيب و در عين
حال مشابهي به
ما دست
ميدهد
كه نتيجه آن تنها
احساس كوچكي
بيش از اندازه
در برابر آنچه
هست ميباشد .و
شايد هم مشابه
اجداد غار
نشينمان وحشت
مجدد از آسمان اما
اينبار
به خاطر
آگاهي بر عظمت
آن و حقارت
خود در برابر
جهان .
اكنون
ميتوان با
جهان بيني هاي
مختلفي
خود را در
اين مجموعه
تعريف كرده و يا
اساسا حذف
نمود . ميتوان
به عظمت جهان
بالاي سر
انديشيد و
حقارت خود . و
سر در برابر هر باور
و اعتقادي كه
مايل باشيم خم
كنيم . به وحشت
بيفتيم يا به
سماع ، به
پوجي و يا به اوج
معني و ...
اما در همه
اين احوال ميتوان
مسيري عكس را
نيز پس از اين
آگاهي در
نظر گرفت ،
يعني از آن
سوي كهكشانهاي
آن سوي عالم به همين
زمين خودمان و
شهر و
خانه , و
جسم در
حال نابودي
خودمان باز
گشت و چنين
انديشيد كه به
هر دليل و با
هر تئوري و
نظريه اي كه
به جهان
بنگريم و خود
را در آن
توجيه و يا
حذف كنيم ،
آنچه قطعي است
اين است كه در
همين فضاو
زمان
محدود و
شرايط ويژه ، زندگي
منحصر بفرد و
منحصر به وقتي
را تجربه ميكنيم
كه
ميتوان با
تجاربي كه از
گذشته و
گذشتگان آموخته
ايم ، ضمن
داشتن
برنامه و
اميدهايي
براي
آينده ، در
حال آن
نيز
زندگي كنيم .
صرف نظر از
آنكه در اين
جهان بي انتها تنها و
بي هدف باشيم
و يا
داراي حامي و
هدف . و
البته
چه زيبا كه در
قالب
يك انسان و
با رفتاري
انساني
.
ما انسانها
به دليل قدرت
تجزيه و
تحليمان هر گز
نخواهيم
توانست
اضطراب را از
خود دور كنيم . و
هر چه بيشتر
بدانيم بيشتر
نيز
مضطرب
خواهيم شد .
اما ميتوانيم
آگاهانه و با
اراده
از كودكان و
از كودكي خود
بياموزيم كه چگونه
گاهي نيز در
حال( در صورت وجود
! )
زندگي كرده و
آرامش را دست كم
براي تجديد
قوا تجربه
كنيم .
راستش من با
نگاه به يك
شهر از بالاي
يك كوه و يا
نگاه به ستاره
هاي آسمان به
آرامش دست ميابم
! ولذت
نوشيدن يك
فنجان چاي دودي قند
پهلوي
لاهيجان را در زير
يك آسمان
پرستاره وقتي
كه مراقب بوده
ام تا حتي
مورچه اي را
در اثر
افروختن آتش
چاي
بيجان نكرده
باشم
با هيچ لذتي
قابل مقايسه
نميدانم .
مظفر
شريعتي
فروردين
89
كهكشاني كه
در بالا و سمت
راست تصوير
ميبينيد را كهكشان
راه شيري يعني
كهكشان
خودمان تصور
كنيد . اين
كهكشان صد
ميليارد ستاره
مانند خورشيد
دارد – كوچكتر
و بزرگتر – كه
يكي از آنها
خورشيد ماست . در جهان
تاكنون
چهارصد ميليارد
كهكشان شمارش
شده است
كه هر كدام نيز
همين حدود
ستاره دارند . براي
اطلاعات
بيشتر به بخش
نجوم مراجعه
كنيد -
آيا ما در
اين جهان تنها
هستيم ؟
ابعاد اين
جهان چه
اندازه است ؟
و پرسش هاي
ديگر
در فيلم شگفتيهاي
جهان هستي
فيلم كوتاه جهان
عجيب فيلم
كوتاه عالمي
ديگر ببايد
ساخت