چرا  جهان   تا اين اندازه عظيم است  ؟!

از كودكي به نجوم علاقه داشتم و بعدها نيز همواره به اين مي انديشيدم كه چراجهان تا اين اندازه عظيم است و  اينهمه كهكشان و ستاره در جهان وجود دارد ؟ ( صدها ميليارد كهكشان  هر يك داراي صدها ميليارد  ستاره  و دور بسياري تعدادي سياره    و تازه  احتمالا اين تنها يكي از ده به توان پانصد  جهان  ديگري است كه بر طبق يك نظريه ممكن  است وجود داشته باشد – نظريه همه چيز را بخوانيد ) اما اكنون كه نيم قرن تجربه زندگي  پيدا كرده ام مي انديشم كه شايد  پاسخ اين سوال را  نه در نجوم و فيزيك كه در تاريخ و فلسفه ما  انسانها ي خود خواه مغرور  بايد جست  !   راستش اگر مطابق ذهنيت كلاسيكمان   فرض كنيم كه پيدايش موجود   و يا  جامعه اي انساني هدف  و يا محصول مفيد اين آفرينش شگرف باشد   ( 1 )با توجه به اينكه اكثريت تقريبا مطلق وقايع تاريخ ما آدميان بر اين سياره در جهتي خلاف اين مسير بوده و احتمالا خواهد بود . پس  شايد بايد صدها ميليارد كهكشان هر يك  با صدها ميليارد ستاره و ميلياردها سياره وجود داشته باشد  و چه بسا ده به توان پانصد تا هم از اين جهان ها ،   تا شايد در يكي از آنها روزي  اين آرزوي بعيد  برآورده شود ! و ظاهرا  صبر طبيعت  براي دستيابي به اين كيميا در مقياس با عمر ما ،  بي حد است .

  ما انسانها  در مقايسه با عمر پديده هاي اين جهان بس عظيم عمر بسيار محدودي داريم  ( 2 )  .  اگر فرض كنيم كه از آغاز تولد زمين تنها 24 ساعت گذشته باشد   ما انسانها فقط چند ثانيه است كه به اين ميهماني وارد شده ايم و بسيار احتمال دارد كه چند ثانيه ديگر هم اثري از آثارمان باقي نباشد . و  تقريبا از همان  بدو پيدايش و بويژه از هنگامي كه به تمدن دست يافتيم ! با جديت و سرسختي خستگي ناپذيري  سرگرم كشت و كشتار يكديگر ،ساير  موجودات  و نيز تخريب طبيعت شده ايم   . و هر چه از نظر علمي و فني قوي تر ميشويم  در اين زمينه ها نيز با قدرت بيشتري عمل ميكنيم .   اما زمين  آنقدر عظيم است كه همه بلاهايي كه ما بر سر آن و موجودات و منابعش آورده و مي آوريم ، خراشي نيز بر آن محسوب نميشوند و همانطور كه بارها نشان داده است  قادر ميباشد  گونه هايي از حيات را بكلي ريشه كن كرده و گونه هاي ديگري را جايگزين گرداند  ( 3 )  . و در واقع ما آدمها به دور از انسانيت  ( 4 )،  تنها قادر به نابودي خود هستيم و نه طبيعت  و سياره ما تنها در طي چند ميليون سال قادر خواهد بود  همه صدمه هايي كه به آن  وارد كرده ايم را جبران كرده و اثري از آثار وجود ما و تمدنمان را نيز بر جاي نگذارد   (  (5   و در  چند ميليارد سال باقيمانده از عمر خود  بارها قادر به تكرار اين كار ميباشد . تا شايد آدميزادگاني  خردمند تر و  انسان تر را جايگزين ما گرداند .   و البته زمين ما با اين عظمت و توانايي در مقابل جهان هستي  بسادگي قابل ناديده انگاشتن است و مرگش و  خاطره همه موجوداتي كه در آن زيستند در  چند ميليارد سال ديگر  ،حادثه اي نخواهد بود كه جهان احساسش كند و يا نگرانش باشد .  ( ابعاد اين جهان را در فيلم  شگفتيهاي جهان هستي  و پيدايش و تكامل حيات  را در فيلم   حيات   مشاهده كنيد . اين دو فيلم به همراه مستندي زيبا در باره جهان هستي  در يك مجموعه  با 4 عدد   DVD  نيز در دسترس ميباشند . براي اطلاعات بيشتر به بخش  توليدات    مراجعه كنيد )

ما انسانها ظاهرا در چهار بعد زندگي ميكنيم  . كه  زمان چهارمين بعد  آن است  كه درك آن  هنوز براي  انديشمندانمان نيز آسان نيست . ( برخي نظريه هاي فيزيكي  تا 11 بعد را هم پيش بيني ميكنند )آيا بعد و ابعادي ديگر و يا سياره و باغي وجود دارد كه معدود گلهاي پايمال شده  اين جنگل بي كران  موجودات  ،  در پس صد هزار سال  از پي خاك   بي دغدغه  دوباره خارها ، چون  سبزه ،  اميد  بردميدن  يابند ؟    به دور از اين پرسش ساده  كه چرا بايد چنين شود  . اگر ميتواند  آرامشي  مثبت را برايمان به ارمغان آورد   چنين  بادا كه :

آدمي  در عالم  خاكي نمي آيد بدست              عالمي ديگر ببايد  ساخت   و ز نو   آدمي      حافظ   (  ويدئويي در اين مورد را در اينجا ميتوانيد دريافت كنيد   )

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر           كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند  يافت مي نشود  جسته ايم  ما          گفت  آنك يافت مي نشود   آنم  آرزوست     

                                                                                                             مولوي

كاش از پي صد هزار سال از دل خاك          چون سبزه اميد بردميدن بودي      خيام  

  بشنويد     گزيده اي از رباعيات خيام به همراه موسيقي  /  و  از رودكي تا حافظ   و نقطه نظر حافظ در مورد جهان

 

 ( 1 )  برخي معتقد هستند كه   اين  نوع برداشت نيز  خود   حاصل  خود خواهي  و يا جهل ما آدمها ميباشد   كه خود را  زر ميپنداريم   (  تو زر نه اي اي غاقل نادان كه تو را         در خاك  نهند و باز بيرون آرند        خيام  )   و برخي هم  چون استيون هاوكينگ فيزيكدان مشهور ، معتقد هستند  كه  جهان هاي بسياري  وجود دارند  با قوانين  متعدد خاص خودشان ، كه جهان ما تنها يكي از آنهاست  كه  در وسعت بيكران آن  و تعداد بس عظيم  منظومه هاي خورشيدي و سيارات  موجود در آن ،  سيارات بسياري چون زمين  شانس اين را خواهند داشت كه داراي  حيات و حتي حياتهاي هوشمند گردند  . همانگونه كه در بسياري  از كهكشانها و منظومه هاي خورشيدي  جهان  ما و شايد  جهان هاي ديگري  كه قوانين ديگري دارند   چنين امري  ممكن نميباشد .  (  مراجعه كنيد به  كتاب  طرح عظيم – Grand Design   جديدترين نوشته  استيون هاوكينگ  و  نوشته كوتاه  جهان هاي ديگر  در بخش نجوم      و مستند  علمي  استيون هاوكينگ در بخش مجموعه هاي مستند علمي و آموزشي   و نيز ساير نوشته هاي بخش نجوم )

( 2 )   پس ارزش همين عمر كوتاه  و حضور اندك پديده شگفت حيات را  در خود  قدر بدانيم و صرفنظر از عظمت بي حد جهاني كه در آن هستيم و چرايي و چگونگي و انجام و فرجام آن ، از آن به درستي استفاده كنيم و اين ثانيه هاي پر ارزش و بي بازگشت را تباه نسازيم . ميخواهي سفر بروي ، بلند شو ، ميخواهي  خطا و اشتباهي در گذشته را جبران كني ، بلند شو ، ميخواهي  به كسي بگويي دوستت دارم   و يا كسي را كه دوست ميداري  ببخشي  ،  بلند شو . ميخواهي دنبال پول و ثروت بروي ، بلند شو . ميخواهي  به سراغ دانستن بروي ، بلند شو .  هر كاري كه ميخواهي  بكني ،  فقط  بلند شو  . هيچكس نميداند ثانيه  هاي ما كي به آخر ميرسند .  شايد  همين  يك ثانيه  ديگر ،  پس فقط  بلند شو .    من اين را  در پس گذشت  نيم قرن تجربه زندگي  آموختم . در اين چند خط مينويسم تا شايد  تو خواننده و دوست  ناشناس  جوان تر من  زودتر از من بدان برسي .  و البته اين درسي است كه بسياري قبلا بس  زيباتر و رسا تر به ما داده بودند . افسوس كه گويا تجربه  اين درس قابل  انتقال نميباشد .

                                                              اي دل ار مايه عشرت امروز  به فردا  فكني                مايه  نقد بقا را كه ضمان خواهد شد 

                                                              گل عزيز است  غنيمت شمريدش صحبت                  كه به باغ آمده  از اين راه و از آن خواهد شد      حافظ

( 3  )   البته اگر حادثه عظيم و خارق العاده اي  سيستمهاي اساسي نگهدارنده حيات را در زمين نابود نكند . سيستمهايي چون   جو   و  ميدان مغناطيسي   . كه در اين صورت  زمين به سياره اي  خشك و  بدون حيات  چون مريخ  تبديل خواهد شد .

  ( 4) تصور كنيد در آينده انسانها براي بقا ناچار شوند  سوار بر سفينه هايي در جهان به دنبال سياره ديگري  بگردند . و فرض كنيد كه چنين سياره اي را بيابند . حال فرض كنيد آن سياره نيز ساكنان هوشمندي چون خود ما داشته باشد . اگر چيزي به نام انسانيت  وجود نداشته باشد . اگر ما قوي تر باشيم   ، ساكنان آن سياره را نابود كرده و سياره شان را تصرف ميكنيم  و اگر آنها قوي تر باشند   آنها ما را نابود خواهند ساخت . و اين داستان كشتار  همچنان ادامه خواهد يافت .  تنها در قبال وجود چيزي به نام انسانيت است  كه  ميتوان  بدور از چنين سرنوشتهايي در كنار هم و با هم  زندگي كرد . متاسفانه  در طول تاريخ انسانها در زمين ، تقريبا  سابقه اي از رفتار انساني  بين جوامع انساني نميتوان يافت .  و  بدون انسانيت حتي علم و دانش نيز به براي بشريت بجز درد و رنج چيزي به ارمغان نخواهد آورد . بدون انسانيت هيچ انساني از به انحصار گرفتن امكانات متعلق به همگان براي خود اجتناب نخواهد كرد . هيچ ضعيفي  جز به كسب قدرت  به هر قيمت نخواهد انديشيد  و قدرتمندان نيز سرنوشتي  جز تبديل شدن به هيولا نخواهند يافت . هيولاهايي كه در نهايت  همه چيز حتي خود  را به نابودي خواهند كشيد .  در حاليكه فقط  با تلفيق زيباي بشريت با  انسانيت  و در پر تو هوش  و خرد انسان  جهاني  زيبا هر چند اگر عمرش محدود باشد  در پيش روي همه موجودات قرار خواهد گرفت . خوشبختابه اگرچه در روابط بين جوامع هنوز بويي از انسانيت  به مشام نميرسد  اما در روابط بين  افراد برخي جوامع  كم كم مفاهيمي به نام انسانيت  در حال ظهور  ميباشد  و به همين دليل و با توجه به اينكه همانطور كه گفته شد  از ظهور بشر بر سياره زمين چند ثانيه اي بيش نميگذرد ، شايد با قدري  خوش بيني  بتوان  به آينده اميدوار بود .  )   و البته  با توجه به اتفاقاتي كه گاه در دنياي حيوانات مشاهده ميشود  و برخي حتي تصوير برداري نيز شده اند  راستش را بخواهيد مدتي است به اين مي انديشم كه شايد اين واژه انسانيت را هم ما آدمها از روي خودخواهي انتخاب كرده ايم . چرا كه آن را در رفتار حيوانات با هم  و حتي با ما انسانها بيشتر مشاهده ميكنيم تا  در رفتار و كردار بين خود ما آدميان و يا با ساير جانداران .  بنابراين شايد  به جاي واژه  انسانيت  بايد فقط بگوييم  زيبايي و خوبي  . همانها كه كودكان بطور غريزي ميشناسندو بدان عمل  ميكنند و به همين دليل  نيز رفتارشان بويژه در چند  سال ابتداي زندگي بسيار زيباست . )

 ( 5 ) وقتي در يك بيابان  قدم ميزنيم   و يا  وقتي كودكي  را مشاهده ميكنيم  كه با خاك بازي ميكند . بياد داشته باشيم كه اين خاكها انسانهايي چون ما بوده اند كه همانند ما روزگاري ميزيسته اند . اما اكنون حتي خاطره اي از آنها نيز  در جايي وجود ندارد .  به همين سادگي و در بعد كيهاني  زمينها و  منظومه هاي خورشيدي  بسياري  ميتوانند آمده و رفته باشند   همانگونه كه ما  آمده ايم و روزي خواهيم رفت .

اين كوزه  چو من عاشق زاري بودست      در بند سر زلف نگاري بودست             اين دسته كه بر گردن او ميبيني           دستي است كه بر گردن ياري بودست     خيام

در كارگه كوزه گري رفتم دوش        ديدم  دوهزار كوزه گويا و خموش          ناگاه  يكي كوزه برآورد خروش           كو  كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش       خيام

مظفر شريعتي

اسفند 87   با ويرايش در فروردين 90

      مستند بسيار  زيباي جهان هستي و استيون هاوكينگ   چهار ساعت    به فارسي   +   شگفتيهاي جهان هستي  +   حيات

در يك مجموعه  دوازده  هزار تومان

تماشاي اين مجموعه را به همه دوستداران دانش بويژه نجوم و زيست شناسي سفارش ميكنم .

Description: Description: Description: bحيات.jpgDescription: Description: Description: -StephenHawking.jpgDescription: Description: Description: شگفتيها 2.jpg

 

 

بازگشت به صفحه اصلي

 

درباره من     /    تماس با من     

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

نوشته ها      عضويت      پشتيباني

روان شناسي

رايانه

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

گوناگون

         افسانه           توليدات

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

عكس

كتابخانه

 توليدات       

شنيدن كارهاي صوتي

مشاهده مستقيم  كارهاي  تصويري

    گزيده  هاي تصويري  ( سينمايي   و    خبري)

فهرست مطالب جديد