فرهنگ فارسي
واني
در
يكي از مجلات
(چهلچراغ شماره 377 بهمن 88 ) مقاله
اي در مورد شبكه
ماهواره اي
فارسي وان
داشت كه بخشي
از آن را
برايتان نقل
ميكنم :
مادر
بزرگ كه خانم
مومن و معتقدي
هم هست اين
روزها كارش
شده تماشاي
مجموعه هاي
شبكه ماهواره
اي فارسي وان .
او ساعت ها
سرنوشت
قهرمانان اين
مجموعه را دنبال
ميكند و سپس
ساعت ها نيز
آنها را براي
دوستان و
بستگان خود
تعريف ميكند .
چه حضوري و چه
تلفني .
... اما اين
شخصيت هاي منحرف
و اين مجموعه
هاي كم ارزش
چه دارند كه
اين مادر
بزرگ
(مومن
سنتي )
را اسير خود
كرده اند . و
البته فقط هم
اين مادر بزرگها
نيستند كه اين
مجموعه ها را
دنبال ميكنند .!
ويكتوريا
يك زن پنجاه
ساله است كه
متوجه ميشود
همسرش كه يك
وكيل موفق هم
هست با زن
جوان همكارش
رابطه پيدا
كرده . اما اين
وسط خودش هم
با
مردي شانزده
سال جوانتر از
خودش
رابطه پيدا
ميكند و دل به
او ميبازد .
دختر بزرگ
ويكتوريا
خانم هم از
پسر جواني
باردار شده و
مجبور است با
او ازدواج كند
. .پسر خانم
ويكتوريا هم
روابط مشكوكي
با يك آقا
دارد كه مادرش
به
همجنسگرايي
شك ميكند . اما
ظاهرا او هم
دلباخته دوست
صميمي خانم
ويكتوريا شده
است كه از قضا
سي سال هم با
پسرش اختلاف
سن دارد . اما
دختر كوچك
ويكتوريا با
يك معتاد
رابطه دارد و
شوهرش هم
همكارش را بار
دار كرده .
دوست
ويكتوريا نگران اين است كه
پس از يك عمل جراحي
نظر مردان در
مورد او چه
بشود
نويسنده سپس
مينويسد باز هم
بگوييم ؟! آيا
هنوز هم
حالتان از
اينهمه رابطه
نابسامان به هم
نميخورد ؟ در اين
مجموعه اصلا
اتفاق بدي
نيست كه يك زن
شوهردار با
مرد ديگري رابطه
داشته باشد و
يا يك مرد
متاهل همكار
جوانش را بار
دار كند . و
دختري جوان هم
از دوست پسرش
بار دار شود .
در اين مجموعه
اين چيزها
اتفاقات بد و
غير عادي
نيستند . و در
كمتر خانواده
اي كسي مخالف
تماشاي عمومي
آن در كانون
خانواده
ميباشد ( مادربزرگها
و پدر بزرگهاي
سنتي مذهبي
نسل گذشته
ظاهرا
بيشتر
شيفته اين
مجموعه ها شده اند !
) نگراني
اين است كه
نسلي كه اين
چنين چيز ها
را نديده و
هميشه اين نوع
روابط برايش
تابو بوده
حالا وضعش اين
است !
واي به حال نسلي
كه با ديدن
اين مجموعه ها
اين
گونه روابط
را كاملا عادي
هم ميداند !
راستش من خودم
نه بيننده
فارسي وان هستم
و نه ميدانم
كه سريال
ويكتوريا
چيست . اما
ميدانم كه از
ترس
همه اين
سريالهاي
مبتذل
چه در
ماهواره ها و
چه در
شبكه هاي
رسمي خودمان
مدتهاست كه
بخصوص در
ساعات شب جرات
اينكه به خانه
دوست و آشنا و
همسايه اي بروم ندارم . و
اطلاعاتم در
مورد اين
فيلمها و سريال
ها
هم
محدود به
همينگونه
خبرها ميباشد و يا
زماني است كه
توفيق اجباري
ديدن اين
سريال ها در خانه
دوستان و آشنايان نصيبم
ميشود .
سن و سال و ميزان
تحصيلات
بينندگان هم
تقريبا
اهميتي ندارد ! و
خوشبختانه
ما
ايرانيان از
استاد عاليرتبه
بازنشته دانشگاه گرفته تا آن
كس كه
چهار تا خط را
هم به زور
ميتواند
بخواند ، همه
و همه در اين
زمينه داراي
يك فرهنك
مشترك نيرومند
هستيم
و
بينندگان
اين سريال ها
نيز چنان در
هنگام مشاهده
اين مجموعه ها از خود
بيخود ميشوند
كه جز در پخش
آگهي هاي ميان
برنامه اي فرصتي
براي سلام و
عليك و
خداحافظي به ميهمانان
ناخوانده اي چون
من دست نميدهد
و البته بماند
كه اين مجموعه
ها روزها هم
تكرار ميشوند
و عملا چندان
هم مهم نيست
كه چه وقتي به
خانه چه كسي
بروم
و
تقريبا به طور
قطع
توفيق
اجباري
تماشاي يك
برنامه مبتذل
كه شبكه اش هم
فرقي نميكند !
نصيبم ميشود . –
براي من
هيچ تفاوتي هم بين مردهاي
سريالهاي
داخلي كه رسما
چند تا زن
دارند
و
براي حفظ
وحدت خانواده
به پسران و
دختران
همسران
مختلفشان
رشوه ميدهند و
مردان و زنان
سريال
ويكتوريا
وجود ندارد .و
نكته عجيب
ديگري كه با
توجه به شنيده
هايم از ساير
نقاط جهان در هيچ
خانه اروپايي
و آمريكايي و حتي سوئيسي
چنين صحنه
هايي را
نميتواني
ببيني
اين پديده
عجيب و زشت و
خطرناك است كه
از كودك دو
ساله تا 80
ساله ،
همگي به صورت مشترك و با هم
اين فيلمها و
سريال ها را دنبال
ميكنند !
فيلمها و سريالهايي
كه از خشن
ترين صحنه هاي
ممكن تا خصوصي
ترين
صحنه هاي حتي
غير ممكن در خلوت
انسانها را در
مقابل ديد همه
آنها از هر سن
و سالي
قرار ميدهد .
و پدر و مادراني
كه نميدانند همين
فرزندانشان
كه ديگر
حرمتي براي هيچ چيز
قائل نيستند و هيچ
الگو و
معياري
هم براي سنجش
خوبي و بدي
برايشان
وجود ندارد ،
حتي شخص
پدر و
مادرشان ، .
در آينده اي
بسيار بسيار نزديك چنان
مخل امنيت و
آسايش خود و
خانواده و
اجتماع
خواهند شد كه گاه پدر
و مادر ي را كه
خود مقصر
واقعي از
كنترل خارج
شدن
فرزندانشان
هستند
را به
مرز جنون
ميكشاند .
اگر از چنين
گروه پدر و
مادراني
هستيد
و روزي فرزند
خرد سالتان به شما
گفت " پس من چه
كسي رو
بكشم "
و يا
او را در حال ...
مشاهده كرديد و يا حتي
اگر روزي با
خونسردي تمام
چاقو و حتي
گلوله اي به
سويتان شليك
كرد . مضطرب
و نگران
نشويد
زيرا او دارد
از شخصيت هاي سريال
هايي كه همگي شما
با هم و با
هيجان تماشا
ميكرديد تقليد
ميكند . آخر آن
طفل معصوم از
كجا بداند كه
اين كارها ،
يا حقه
و فريب بصري
هستند ، يا زشت و
نادرست ، يا مربوط
به سن او
نيستند و يا
فقط در خلوت
انسانها ي خاصي
و در شرايط
خاصي
صورت
ميگيرند . كودكاني
كه از
وقتي چشم به جهان باز
كرده اند تنها
چيزي كه ديده
و آموخته اند ، چند
رنگي بوده
است و
فريب و دروغ و
ظاهر سازي و
خشونت
افسار
گسيخته.
كودكاني كه
هيچ
نقش و ارزش
مثبت و نيازي
جز تامين
هزينه هاي
مالي ، براي
پدر و مادر
هاي خود
، با
رفتاري
سر تا پا
متناقض ،كه در
كار با
تلويزيون و
موبايل و
ماهواره و ساير دستگاهها
و لوازم خانگي
هم قافيه را
به آنها
باخته و
نيازمند كمك آنها
هستند ،
در خود
نميبينند . بخشي از
نوشته .
اما
متاسفانه به دليل درصد
بالاي جماعتي
كه اينگونه مي
انديشند و
اينگونه ميخواهند
، تغييري حتي
در آينده بسيار دور هم براي
جامعه
ما متصور
نيست .
پس به صورت
انفرادي و دست
كم
براي خودم
چاره را
تنها در اين
ديده ام كه
درد تنهايي
را به
بودن با
جماعتي كه
حرفي با آنها
ندارم ترجيح
دهم .
جماعتي كه
علي حاتمي به خوبي
در صحنه اي از
مجموعه زيباي
هزار دستان خود آنها
را توصيف كرد . - اين
قسمت را
ببينيد - جماعت خور و
خواب و خشم و
جهل و شهوت .
ما مردم اين
سرزمين
به نق زدن و
ناليدن
و تقصير را
گردن اين و آن
انداختن عادت
ديرينه داريم
و هميشه هم در
انتظار كساني
هستيم
كه وظيفه شان
اين است كه
بيايند و
اوضاع را درست
كنند تا ما
درست و خوب
زندگي كنيم .
صبح تا شام نيز به هر كس
و در هر سمت و
مسئوليتي كه
باشد فحش و
ناسزا
ميگوييم . اما
هرگز به اين
نينديشيده
ايم كه
كساني كه اين
جامعه را ميسازند از مريخ
نيامده اند بلكه خود
ما و فرزندان
ما هستند و
كدام معمار و
مهندسي را ميشناسيد
كه بتواند با
مشتي خشت و چوب موريانه
زده و مصالح
پوسيده از
درون ساختماني
را بنا كند . در
جايي خواندم
كه كسي گفته
بود ميكلانژ
هم براي خلق آثارش
به مرمر صاف و
يكدست نياز
داشت و اگر به جاي
آن مرمر هاي
زيبا ،
گل در
اختيارش
ميبود ، تنها ظروف
سفالي خوبي ميساخت
. نسل
تربيت شده
توسط
سريالهاي فارسي
واني و يا سر تا پا
خشونت .
و نسلي كه در
خانواده نيز
با شخصيت هاي
چندگانه پدرو
مادرش
دچار سردرگمي
و بي هويتي
شده است
چگونه جامعه
اي را بنا
خواهد ساخت ؟!
به راستي در چند
درصد برنامه
هاي
تلويزيوني و
فيلمهاي
سينمايي و بازيهاي
كامپيوتري و ...
چيزي جز اشاعه
خور و
خواب و خشم و
جهل و شهوت
سراغ داريد ؟
مدتهاست كه
جز مواردي
بسيار انگشت
شمار ، دلم لك
زده است براي
اينكه به خانه
كسي بروم كه
تلويزيونش
خاموش باشد و
بتوانم دو
كلمه در
مورد چيزي غير
از برنامه هاي
مبتذل آن صحبت
كنيم . و يا اگر
تلويزيون روشن
است
چيزي از آن
پخش شود كه
ارزش ديدن را
داشته باشد .
(كه البته برنامه
هاي با ارزش براي
تماشا در
تلويزيون ها
هم كم
نيستند .
اما بينندگان
اينگونه
فيلمها
و برنامه ها آنقدر كم
هستند كه ميتوان
آنها را به
سادگي ناديده
گرفت .
فعلا مشغله
فكري در صد
بالايي از
مردم ما
از هر سن وبا
هر
ميزان
تحصيلات ، ماجراهاي
"ويكتوريا
"يا
"سالوادور" ميباشد
و بس !!
از اين سموم
كه بر طرف
بوستان
بگذرد عجب
كه بوي گلي
ماند و رنگ
نسترني
( از اين سموم
كه بر طرف بوستان
بگذشت
عجب كه بوي
گلي هست و رنگ
نسترني
حافظ
نسخه
قزويني
)
ارديبهشت
89
بگو
چه سريالي را
تماشا ميكني
تا بگويم
كيستي
؟
و
فروش
گسترده سي دي
خصوصي
بازيگر فيلم
نرگس نشان از
يك
مشكل اخلاقي
در
اجتما ع ماست
.
و كنترل
تلويزيون را
هم بخوانيد