درباره من

 

تماس با من

صفحه شخصي مظفر شريعتي

پايگاهي علمي ، فرهنگي و ادبي

تقديم به روان پاك همسر نازنينم افسانه

www.shariaty.com

 

همكاري با اين پايگاه

 

صندوق نيكوكاري

 

 

نوشته هاي من

 

ساخته ها

 

افسانه شريعتي

 

اعضاء

نجوم

ادبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

روان شناسي

رايانه

گوناگون

سخنان كوتاه

داستانهاي كوتاه

كتابخانه

  عكس

موسيقي

فيلم

شادي

بازارچه

فيزيك 

شيمي

رياضي

آمار

زيست شناسي

جغرافي

الكترونيك

نانو تكنولوژي

 طبيعت

حيوانات

بخش  نوشته هاي من

 

چرا ولنتاين !    سپندار مذ

 

 

 

 

 

 

 

 همانطور كه كه نوشته ديگري آورده شد .  كريسمس يعني زاد روز تولد مسيح همان جشن ايرانيان باستان پيرو آيين مهر بوده است و به عبارتي همان جشن شب يلداي خود ما . كه امپراطور روم ، كنستانتين ،  چون مشاهده ميكرد كه نميتواند مانع بر گزاري جشنهاي آيين مهر، كه تمامي روم آن روزگار را فرا گرفته بود ، بشود . اين روز جشن را ، روز تولد مسيح اعلام كرد تا اين جشن ها را متوجه  آيين مسيح نمايد .  در ايران باستان ، روزي نيز به نام سپندار مذ   وجود داشت كه در آن روز از مقام زنان قدر داني ميشد .  غربيان اين روز باستاني ما را با دو روز جابجايي به روز ولنتاين تبديل كردند .  البته در فرهنگ آنها ماجرا و فلسفه اين روز چيز ديگري است  و در ارتباط با كشيشي است كه در قرن سوم ميلادي فداي عقايد عاشقانه و مهر انگيز خود ميشود. اما اشكال اينجاست كه  چه تطابق  تاريخ ولنتاين با روز سپندار مذ ايرانيان اتفاقي باشد و چه نباشد ،  اكنون اغلب  ما ايرانيان با فراموش كردن هويت فرهنگي و سابقه تاريخي خود ، كور كورانه اين روز را همانند غربيان گرامي ميداريم .  پس به جاست تا كساني كه  ميخواهند در شب ولنتاين شاخه گلي به نشانه عشق و مهر به  همسر خود تقديم كنند ، و در اين روز تهران – و احتمالا ديگر شهر ها - را با انبوه رفت و آمد خودروها و ازدحام در پياده روها روبرو سازند .  اين امر را دو روز بعد و در 29  بهمن ، روز باستاني سپندار مذ  خودمان  انجام دهند .

اما  نكته اي كه ذكر آن را بسيار ضروري  ميدانم اين است كه  ،گرامي داشت اين روزها را نبايد به حساب  تاييد همه  عقايد گذشتگان و يا آيين بخصوصي گذاشت   . چرا كه  ضمن احترام به بسياري افكار و عقايد ايرانيان باستان ،فشار فوق  سنگين جامعه طبقاتي ساسانيان و نيز فشار فوق سنگين مغان زرتشتي و برخي  آيين  و مقررات دهشتناك  زرتشتي دوران ساسانيان ( گرچه اين آيين با آيين اصيل زرتشت نيز فاصله بسيار گرفته بود )  و خستگي توام با  نفرت مردمان آن روز گار ، از آن آيين  نيز قابل كتمان  نميباشد .  بنابراين گرامي داشت  برخي  آيين زيباي باستاني را نبايد به حساب تاييد همه  افكار و عقايد گذشتگان  نهاد  . همچنانكه در جهان كيهان شناسي و نجوم هنوز صورتهاي فلكي آسمان  را به همان نامهايي كه اجداد ما برايشان انتخاب كرده بودند ، ميشناسند . مانند صورت فلكي شكارچي يا دب اكبر و .. اما آيا اين  به معني پذيرش  همان باورها ي  گذشته اجدادمان در مورد اين ستارگان  ميباشد ؟!  و يا ما ايرانيان به وجود دانشمنداني مانند ابن سينا و رازي مباهات ميكنيم و زاد روز آنها را ارج مينهيم و  بايد كه چنين باشد . اما آيا اين به معني باز گرداندن علم پزشكي به زمان ابن سينا و يا علم شيمي به زمان رازي است ؟در حاليكه اطلاعات يك شاگرد دبيرستان  امروزي در مورد پزشكي و شيمي بسيار فراتر از دانش آن روز آن دانشمندان بزرگ است .   پس هدف از احترام و بياد آوردن و گرامي داشتن اجدادمان اين نيست كه خواهان باز گشت به آن دوران باشيم ، بلكه اين است كه به ياد آوريم كه ما در گذشته ، بي هويت نبوده ايم و براي هويت بخشي به خود نيازي به رجوع به بيگانه گان نيز  نداريم . بلكه از  چندين هزار سال  پيش از اين داراي تمدن و آداب و رسوم  مستقل بوده ايم . در حاليكه هنوز برخي فرهنگها زن را  انسان به حساب نمي آورند ، اجداد ما در چند هزار سال قبل- حداقل در مقاطعي از تاريخ - به تساوي حقوق زن و مرد معتقد بودند . زنان به مقام شاهي ميرسيدند و در دوران بارداري و پس از بدنيا آوردن فرزند ، از حقوق ويژه بر خوردار ميشده اند . و اولين بيانيه حقوق بشر در دو هزار و پانصد سال قبل توسط پادشاه ايران كورش صادر ميشود .  پس خرافات را بايد با خرد جايگزين كرد و نه با خرافه اي ديگر .همانطور كه در جاي ديگري نيز بيان كردم كوله بار فرهنگي هر قومي شامل خوبي ها و زشتي هاي بسياري ست كه بايد زيبايي هاي آن را برگزيده و زشتي هايش را به دور افكند . و جهت حركت را  همواره به سوي جلو قرار داد .

 

براي آگاهي بيشتر از آيين ايرانيان باستان به اينجا اشاره كنيد .

 براي آگاهي بيشتر با گاه شمار ايراني  به اينجا  اشاره كنيد .

 

مظفر شريعتي   بهمن 85

 

 

 

باز گشت به صفحه اصلي