www.shariaty.com

درباره من  /   تماس با من    نوشته ها ي من    كارهاي صوتي    كارهاي  تصويري       عكس ها     توليدات     پشتيباني   Youtub          

صفحه ويژه افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

گزيده هاي تصويري

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

گوناگون

 فهرست مطالب جديد

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

كتابخانه      

بايگاني (آرشيو )       

فيلمهاي مستند علمي

 

 

در زندگي از وحشت   بسياري  چيز ها  رنج بردم    كه  هيچگاه   رخ   ندادند .    (  جنگ سخن  شماره  7 )

دوستي  در نامه اي براي من   نوشته است   كه  مدتي است كه از  مرگ به هراس افتاده است  و   در زمينه اعتقادات مربوط  به مرگ و جهان بعد از مرگ هم دچار  شك و ترديد شده  و بنابراين به  سردر گمي و هرج و مرج ذهني دچار  شده است . دست و دلش به هيچ كاري نميرود  و ... 

اولا دوست جوانم ،  تجربه اين حالات براي همه انسان هايي كه قدرت انديشيدن داردند و از آن استفاده ميكنند  طبيعي است . و فكر ميكنم همه انسان هاي متفكر مدتي را در اين مرحله ميگذرانند  فقط  به قول معروف  شك خوب است  اما نبايد در آن ديار چادر بزني و  توقف كني . بلكه بايد انگيزه اي شود براي حركت با قدرت بيشتر  و عزمي راسخ تر در رسيدن به پاسخ پرسش هاي ذهن . يادت باشد كه همه تحولات علمي با شك دانشمندان برجسته  به  تفسير  روز رويدادهاي طبيعي   صورت گرفته است .  گاليله و نيوتن بزرگترين شك ها را كردند  اما به جاي توقف در آن  ، عزمشان را جزم كردند تا پاسخ را بيابند  و در واقع از لحظه شك بود كه زندگيشان شروع شد و ثانيه ها را هم براي تحقيق و انديشيدن  از دست نميداند . حال در نظر بگير  كه اين دو بزرگ هم شك ميكردند و  به  غصه خوردن و پوچي  ميرسيدند  .  چه ميشد ؟   هيچ . اما در اثر تلاششان  جهاني تغيير كرد و انسان ها يك پله از جهل رهايي يافتند  و به حقيقت نزديكتر .  دوم  اينكه  من در خود صلاحيت پاسخ به چنين سوالهايي را  نميبينم  . چون پاسخ هر پرسشي را  كساني بايد بدهند  كه واقعا جواب را ميدانند و ميتوانند حقانيت پاسخشان را نيز اثبات كنند . من از عهده هيچكدام از اين دو  بر نمي آيم . اما  ميتوانم اين را حداقل از ديد خودم به شما بگويم كه  من از آنچه بعد از مرگ برايم رخ ميدهد بيمي ندارم  .  چون يا بعد از مرگ خبري  نيست .  كه نيست و   تمام .  نگران چه هستي ؟  .  مگر در 14  ميليارد سالي كه از سن جهان ميگذرد و حوادثي كه بر آن رخ داده   و حتي دنياي جنيني  خودمان ما چيزي درك كرديم ؟ باقي اش هم احتمالا  چنين خواهد بود . پس چه بهتر كه در همين فرصت اندك و معجزه حيات  و جسم و ذهن بشري كه داريم ، انساني هم زندگي كنيم و انساني هم بميريم  - نوشته اگر خدا نباشد را هم بخوانيد -      و يا   خبري  هست  .  كه در اين صورت  باز هم  احتمالا   جهان بهتري خواهد بود  زيرا  حداقل تا آنجايي كه من خبر دارم  ، در دور و بر ما  همه چيز رو به تكامل و بهتر شدن  بوده  است   . پس  باز هم نگران بعد از مرگ بودن  بيخودي است . اما  اگر نگراني شما  در مورد  نحوه  زندگي و نحوه  مرگ   است  . من خودم  هم نگران هستم  و  اميدوارم   و آرزو ميكنم كه  همه  زنده ها كه  زنده اند  و ناچارند كه زندگي كنند  خوب زندگي كنند  و حالا هم كه  ظاهرا روزي بايد بروند ، مرگ خوب و راحتي  هم  داشته باشند  . اما  نحوه مرگ  ظاهرا  خيلي دست خودمان نيست   پس  چاره اي نداريم جز آنكه به قول خود شما جوانها  بيخيالش بشويم كه البته  راستش  صادقانه هم بگويم  خيلي وقتها خودم  هم نمي توانم چنين باشم  بنابراين در اين مورد هم نميتوانم به شما كمكي بكنم  . (در حاليكه  شادروان همسر نازنيم افسانه در اين زمينه بسيار  نيرومند و قوي بود   و  با وجود ابتلا به بيماري خطرناكش  هيچگاه از مرگ سخن نگفت و تا آخرين لحظه  زندگي نيز  طوري رفتار ميكرد كه گويي وضعيتش با ديگرا ن هيچ تفاوتي ندارد . در يكي دو هفته آخر زندگي اش ، هديه  عيد يكي از كودكان  بستگانش را هم خريد . هديه اي كه هيچگاه نتوانست به او بدهد . )   اما  حداقل ميتوانيم  در  محدوده امكاناتي  از زندگي  كه نصيبمان شده است  كه خيلي هايشان هم جبري است ، تلاش كنيم تا زندگي خوب و انساني داشته باشيم  .   اما دوست عزيزم ، در باره  خيلي از نگراني هايي نيز كه شما مطرح ميكني   يك جمله زيبا  وجود دارد  كه راستش نميدانم چه كسي گفته است اما بد جوري  در مورد همه ما درست است  و من اين جمله را در مجموعه جنگ سخن   كه حتما سفارش ميكنم گوش كني  هم آورده ام  و آن اينكه :

در زندگي از وحشت   بسياري  چيز ها  رنج بردم    كه  هيچگاه   رخ   ندادند .

روانشناسان  ميگويند   افسردگي  زنداني است  كه   زنداني و  زندانبان   آن  خود  شخص افسرده است !    تصور ميكنم  در موارد و شرايط زيادي    همگي ما  مشمول  اين دو حالت هستيم .  بنابراين  هشدار  كه گرفتار اين دو مصيبت نشويم .  البته  خواصيت تفكر  اين است  كه انسان گاه  گوشه گير ميشود و  گاه  وحشت زده  . اما  در هيچكدام مدت طولاني اقامت نميكند . از  يك روان شناس ( دكتر هلاكويي ) دو نكته زيبا كه آموختم  را برايتان باز گو ميكنم قطعا مفيد خواهند بود  .  او ميگفت   مگر شما وقتي در شب رانندگي ميكنيد  بيش از محدوده اي كه نور خودرو تان  روشن ميكند را ميبينيد ؟  پاسخ منفي است .  اما نگران هم نيستيد چرا كه ميدانيد  اين قضيه همانطور كه شما پيش ميرويد ادامه دارد و شما مطابق آنچه خواهيد ديد  در مورد جاده پيش رو تصميم خواهيد گرفت و خود روي خود را كنترل خواهيد كرد  . و هيچگاه  به دليل اينكه  نور  خود روي شما قادر نيست تمام طول راه و محيط اطراف را روشن كند  از رفتن  منصرف نميشود . و نگراني نيز به خود راه نميدهيد .   فكر ميكنم وضعيت شما درست شبيه همين است كه از وحشت آنكه  در سر فلان پيچ چه خواهد شد  حاضر به رانندگي و راندن  خود رو نيستيد   . حال آنكه اگر با اطمينان خاطر  پشت فرمان بنشينيد و برانيد  در سر  نه تنها آن پيچ كه همه پيچ ها  با توجه به شرايط  آن لحظه جاده  تصميمات درستي خواهيد گرفت  . . از آن پيچ ها هم به سلامت  عبور خواهيد كرد .   و همچنين  زندگي را بايد آنچنان با افكار خوب و كارهاي خوب  پر كنيم كه جايي براي افكار بد و كارهاي بد باقي نماند . راستش  خود من كه ذهنم  هميشه  دارد اين شاخه و آن شاخه ميپرد  اين مطلب كاملا صادق است  . يعني من اگر وقت ذهنم را با كتاب و اينترنت و  فيلم و موسيقي و چيزهاي خوب  و البته انساني  ديگر پر نكنم   فورا افكار منفي در ذهنم رشد ميكنند . و راستش نميدانم چرا پيش فرض اغلب ذهنيات ما هم  منفي است  آنهم در بد ترين  حالت  ممكن . مثلا وقتي  تلفن همراه عزيزي كه منتظرش هستيم  جواب نميدهد . فورا فكر ميكنيم كه او تصادف كرده و كشته شده و ذهنمان ميرود سراغ  اين مسير . در حاليكه ممكن است باتري تلفنش تمام شده باشد و در راه  دوستي قديمي را ديده و تصميم  گرفته باشد  تا در يك پارك با او بستني بخورد .   به همين سادگي .  و معمولا هم چنين است . اما امان از  ذهن ما آدمها . ( حتي خود من  كه اين حرفهاي زيبا را به شما ميگويم  اما اغلب خودم هم در اجرايش  ميلنگم . اما خوش به حال آنهايي كه ميشنوند و عمل ميكنند ) به شما سفارش ميكنم كه مجموعه  هاي  جنگ سخن  ،  گزيده هاي تصويري  و نيز از زبان ديگران 2  را از مجموعه توليدات اين پايگاه  ببينيد .  تصور من اين  است كه اين مجموعه  ها  ميتوانند  به شما كمك كنند  . ( مجموعه هايي كه اول از همه براي كمك به خودم ساختم !) اما در هر حال اگر در اين حالت كه هستيد   مانديد و نتوانستيد از آن رهايي يابيد   حتما به كمك تخصصي يك روان شناس خوب نياز خواهيد داشت  .

 

شاد و تندرست باشيد

مظفر شريعتي

آذر 89

 

 

 

~باز گشت به صفحه اول