www.shariaty.com

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي  

   رايانه     

طبيعت و حيوانات  

علوم و فناوري

  گوناگون

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه 

كتابخانه

   سخنان كوتاه

فرهنگ نامه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 

تعطيلات نوروزي   زيبا  اما مرگبار

راستش شايد  بيش از دو هفته تعطيلات نوروزي  براي بسياري  آكنده از خاطرات خوش و زيبا باشد .  اما من دل خوشي از اين تعطيلات  ندارم . و اميدوارم روزي در اين سرزمين فكري براي  اينگونه تعطيلات طولاني و مخرب  بشود .  بيست و نهم اسفند سال 83 بود كه به دليل ناراحتي تنفسي همسرم به يكي از  مجهز ترين و بزرگترين بيمارستان هاي  تهران  يعني  بيمارستان ميلاد مراجعه كردم . ابتدا تشخيص عفونت شديد ريه داده شد و من با نسخه اي در دست عازم داروخانه هاي دولتي شدم تا نوعي آنتي بيوتيك قوي را تهيه كنم . به هر ترتيبي بود تهيه كردم و به بيمارستان آوردم  اما فرداي آن روز يعني در آغاز  بهار سال 84  به دليل آنكه پزشكان حدس زده بودند كه مشكل ريه همسرم  نميتواند ناشي از عفونت باشد  و احتمالا پاي  نوعي سرطان بد خيم در ميان ميباشد  . تزريق دارو را متوقف كرده و همسر نازنينم را كه حتي با وجود تخليه مقداري  از مايع ريه اش به سختي تنفس ميكرد  بر روي صندلي چرخ دار به من سپردند تا به خانه ببرم و پس از سپري شدن چهارده روز تعطيلات نوروزي – چرا كه در اين مدت دسترسي به پزشك و امور تخصصي مقدور نيست !! -  اگر همسرم هنوز  زنده بود او را به بيمارستان باز گردانم  !!  چهار ده روزي كه خدا ميداند  چگونه گذشت . به طريقي كه روز آخر مجبور به تهيه كبسول اكسيژن شدم ( آنهم چگونه بماند )  تا توانستم صبح روز چهاردهم در آخرين لحظاتي كه كبسول اكسژن داشت به آخر ميرسيد  همسرم را به بيمارستان مجهزي در  زمينه ريه برسانم كه بلافاصله او را به اتاق عمل بردند و چند ليتر مايع را از ريه اش خارج ساختند . و معالجاتي با تاخير آغاز شد كه سرانجامي  نيز نداشت .

سالها قبل نيز مادر نازنينم در آستانه سال نو دچار سكته قلبي شد  و چون در طول  تعطيلات نوروزي دسترسي به پزشكان متخصص  ميسر نبود  چهارده روز او را در منزل مراقبت كرديم !  تا  پس از تعطيلات توانستيم او را بستري كنيم . 

راستي آيا يك مملكت را بايد اينگونه دو هفته تعطيل كرد ؟

من به دليل شغلم  حدود نيمي از سال را بايد در استراحت اجباري بگذرانم . از يك ماه به عيد   ميگويند شب عيد است . ماه فروردين  كه تق و لق است . ارديبهشت و خرداد هم ماه امتحانات بچه هاست . از باقيمانده سال چند ماهي هم ماههاي مذهبي  محرم و صفر و رمضان  كار  و بارم  را تعطيل ميكنند . بنابراين من شخصا كلا از تعطيلي دل خوشي ندارم  اما هيچكدام از اين تعطيلي ها مانند اين دو هفته تعطيلات عيد را خطر ناك نميدانم . اميدوارم هيچ كس به مصيبت هايي كه من در اين تعطيلات دچار شده ام مبتلا نشود تا بداند چه ميگويم .

مظفر شريعتي

 

باز گشت به صفحه اول