تقديم به روان پاك همسر نازنينم    

   افسانه

www.shariaty.com     

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي         

درباره من     /    تماس با من    

روان شناسي  

   رايانه     

علوم و فناوري  

گوناگون   

كتابخانه

  نوشته ها                  پشتيباني

داستانهاي كوتاه 

   سخنان كوتاه

عكس

        فيلم  ( ويدئو )

 فيلمهاي مستند علمي

نظر  شما

عكس

كارهاي تصويري 

كارهاي صوتي  

مجموعه هاي انتخابي

آگهي توليدات

 

وبلاگ شايسته شريعتي

shayeste 2.jpg

 

درسال 1329 در يكي از روستاهاي  كرمان   متولد شد . اما  متاسفانه ازدواج  خانوادگي از نوع عقد هايي كه در آسمان بسته شده اند  تاثير    منفي  خود را بر روي او  گذاشت . و  او را به مصيبت بيماري اسكوليوز گرفتار ساخت  و دور بودن از مراكز درماني  و عدم آگاهي هاي علمي و فرهنگي آن روزگار و آن روستاي محل زندگي او را از خدماتي كه ميتوانست  مشكل او را تا حد زيادي كنترل كند محروم ساخت . نه تنها  پدر و مادر كه حكيم و درمانگاه روستا نيز چيزي از اين بيماري نميدانستند . تكرار اين بيماري در برادر ديگر موجب شد تا مادر و پدر عزم كوچ از ده و روستا كنند و بدينسان با  ارتقاء دانش و فرهنگ  خود و محيط زندگي شان  وبا  رسيدگي هاي تغذيه اي و ورزشهاي مناسب ، ديگر فرزندان را از اين بيماري رهايي بخشند .  اما متاسفانه او و برادر ديگرم  در اثر عدم مراقبتهاي اوليه  كه  امكان آن در آن زمان و آن ناحيه از كشور  ميسر نبود ، تا پايان عمر كوتاهشان بار سنگين  مشكلات جسمي  و روحي ناشي از آن را بر دوش كشيدند . 

در ازدواج فاميلي خطر  عقب افتادگي ذهني و يا هوش بالا  هر دو وجود دارد . خوشبختانه در زمينه هوش  جهش  مثبت نصيب او و نيز برادرش  و آن دو در امر تحصيل پله هاي موفقيت را به سرعت طي كردند .  افسوس كه  عمرهر دو   نيز چون عمر  گلها كوتاه بود .

شايسته دكتراي داروسازي خود را از دانشگاه تهران  در سال 57 دريافت كرد . و سپس در رشته هاي پاتو بيولوژي و زبان انگليسي  در همين دانشگاه مشغول به تحصيل شد و همزمان كلاسهاي متعدد علمي و هنري متفرقه اي را نيز گذراند . در سال 63 جهت برسي احتمال عمل جراحي براي برطرف شدن مشكل تنفسي و افزايش حجم قفسه سينه و ريه به آمريكا رفت . اما مطابق نظر پزشكان خطر اين عمل براي او بسيار زياد بود و پزشكان موافق عمل جراحي نبودند . او مدتي در آمريكا زندگي كرد و در آنجا نيز كلاسهاي  آزاد مختلفي را در زمينه هاي علمي و هنري  گذراند . اما به دليل در گذشت پدرمان در زمستان سال 63 به تهران باز گشت . اما متاسفانه در ايران به سرماخوردگي ساده اي مبتلا شد كه به دليل عدم تجويز داروي مناسب  و شرايط ويژه بدني او ، ريه كوچكش عفوني نيز شد . او خود  دارو ساز و  پاتو بيولوژيست بود و هنگامي كه نتيجه آزاميشهاي خودش را ديد  به اشتباه و خطرناك بودن داروي مصرف شده  آگاه شد  اما متاسفانه  تحمل و جبران آن براي جسم ضعيف او بسيار دشوار بود  . به نحوي كه تاب آن را نياورد و در تاريخ 28 ارديبهشت 64   پس از تحمل يك دوره سخت بيماري ضجر تنفسي در 35 سالگي   جان به جان آفرين تسليم كرد .

او به  شدت مهربان  و نوع دوست بود . هيچكس در خاطرات خود از او ذره اي تلخي و تجاوز به حقوق ديگري را به خاطر نمي آورد .حيوانات را دوست داشت ، اهل شعر و موسيقي بود ،اشعار خيام  و حافظ را عاشقانه دوست داشت  و اولين ديوانهاي اين دو شاعر را او به من هديه داد .  مشكل گشاي درس و مشق و مسائل مالي   و حتي سنگ صبور شنيدن غم و غصه هاي همه كساني بود كه به او مراجعه ميكردند . و در يك كلام همه انسانها را دوست داشت .  اما از نگاه بسياري از آنها  بويژه در ميان هموطنان خودش گريزان بود . مدت كوتاهي را در آمريكا زندگي كرد و شاد ترين خاطراتش را  از آنجا مينوشت . و تنها در پيرامون يك مطلب . آنها نگاهشان  به او متفاوت نبود .

سالها بعد دستنويس ها و خاطرات و دفاتر يادداشت او كه در آمريكا بودند  به دست من رسيد  .  خاطراتي كه خواندن آنها گاه تمامي استخوانهاي مرا از شدت درد در هم ميشكست . از سختي ها و رنج هايي كه يك انسان ميتواند تحمل كند و از سختي ها و رنجهايي كه يك انسان ميتواند به انسان ديگري وارد كند   حتي با يك نگاه و با يك خنده .   راستي اگرروزي  دادگاهي براي اعمال ما آدميان در كار باشد هيچ ميدانيم كه گاه يك نگاه و خنده ما مجازات سنگين ترين جنايات را به ارمغان خواهد داشت .

در اين مجموعه كه  پس از بيست و پنج سال از در گذشت آن نازنين  گوشه اي از خاطرات و دستنوشته ها يش را در زمينه دوران تلخ  كودكي  برايتان ميخوانم .  استفاده و نقل قول آنها آزاد خواهد بود اما مشروط به ذكر نام آن نازنين از دست رفته و به حرمت سختي هايي كه در لحظه لحظه زندگي اش از نگاه ما مردم   تحمل كرد  و به اميد درسهايي كه شايد  برخي از اين سخنان تلخ بياموزند و انسانهايي كه بدين سبب از نگاههاي مشابهي در امان بمانند ..

اين خاطرات به صورت كاري صوتي تهيه و تنظيم شده است كه بخش اول آن داراي تصاويري نيز ميباشد . اين  خاطرات را ميتوانيد در اينجا به صورت كامل ببينيد و بشنويد . مدت 40 دقيقه

شنيدن اين خاطرات از اين نظر كه ميتواند مانع زجر هايي گردد كه ما با نگاههايمان ميتوانيم به ديگري وارد كنيم و يا جلوگيري از آنچه بر آن نازنين رفت ،بر ديگر انسانها ، قطعا مفيد خواهد بود .

مظفر شريعتي

 

                                                                                                                                                                                   باز گشت به صفحه اول