www.shariaty.com

درباره من     /    تماس با من     

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

نوشته ها      عضويت      پشتيباني

روان شناسي

رايانه

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

گوناگون

         افسانه           توليدات

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

عكس

كتابخانه

 توليدات       

شنيدن كارهاي صوتي

مشاهده مستقيم  كارهاي  تصويري

    گزيده  هاي تصويري  ( سينمايي   و    خبري)

فهرست مطالب جديد

 

وبلاگي براي  شايسته شريعتي

shayeste 2.jpg

 

درسال 1329 در يكي از روستاهاي  كرمان   متولد شد . اما  متاسفانه در همان كودكي  بيماري مهلكي به سراغش آمد كه  اگرچه به سادگي  قابل درمان و كنترل بود اما پزشك  روستايي كه  او در آن زندگي ميكرد  نيز چيزي از آن نميدانست . بيماري  كه تاثير شديدي بر رشد جسمي او گذاشت كه  تا پايان عمر كوتاهشان بار سنگين  مشكلات جسمي  و روحي ناشي از آن را بر دوش كشيد . 

اما او از  هوش  و توانايي تحصيل بسيار بالايي برخوردار بود و لذا  در امر تحصيل پله هاي موفقيت را به سرعت طي كرد .  افسوس كه  عمر او نيز چون  عمربرادرش چون عمر   گلها كوتاه بود .

شايسته دكتراي داروسازي خود را از دانشگاه تهران  در سال 57 دريافت كرد . و سپس در رشته هاي پاتو بيولوژي و زبان انگليسي  در همين دانشگاه مشغول به تحصيل شد و همزمان كلاسهاي متعدد علمي و هنري متفرقه اي را نيز گذراند . در سال 63  جهت  برسي احتمال انجام عمل جراحي  براي  بهبود نسبي به آمريكا رفت . اما مطابق نظر پزشكان خطر اين عمل براي او بسيار زياد بود و پزشكان موافق عمل جراحي نبودند . او مدتي در آمريكا زندگي كرد و در آنجا نيز كلاسهاي  آزاد مختلفي را در زمينه هاي علمي و هنري  گذراند  و روماني نيز به نام مارشا نوشت  . اما در سفري  به ايران به دليل  وضعيت جنگي و اخلال در پرواز هماپيماها  قادر به باز گذشت  به آمريكا نشد و در همين زمان به سرماخوردگي ساده اي مبتلا شد كه به دليل عدم تجويز داروي مناسب  با توجه به  شرايط ويژه بدني او ،  دچار عفونت شديدي در ريه شد كه تاب تحمل آن را نياورد و در 35 سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد .

او به  شدت مهربان  و نوع دوست بود . هيچكس در خاطرات خود از او ذره اي تلخي و تجاوز به حقوق ديگري را به خاطر نمي آورد .حيوانات را دوست داشت ، اهل شعر و موسيقي بود ،اشعار خيام  و حافظ را عاشقانه دوست داشت  و اولين ديوانهاي اين دو شاعر را او به من هديه داد .  مشكل گشاي درس و مشق و مسائل مالي   و حتي سنگ صبور شنيدن غم و غصه هاي همه كساني بود كه به او مراجعه ميكردند . و در يك كلام همه انسانها را دوست داشت .  اما از نگاه بسياري از آنها  بويژه در ميان هموطنان خودش گريزان بود . مدت كوتاهي را در آمريكا زندگي كرد و شاد ترين خاطراتش را  از آنجا مينوشت . و تنها در پيرامون يك مطلب . آنها نگاهشان  به او متفاوت نبود .

سالها بعد دستنويس ها و خاطرات و دفاتر يادداشت او كه در آمريكا بودند  به دست من رسيدند   .  خاطراتي كه خواندن  برخي از آنها  تمامي استخوانهاي مرا از شدت درد در هم ميشكست . از سختي ها و رنج هايي كه يك انسان ميتواند تحمل كند و از سختي ها و رنجهايي كه يك انسان ميتواند به انسان ديگري وارد كند   حتي با يك نگاه و با يك خنده .   راستي اگرروزي  دادگاهي براي اعمال ما آدميان در كار باشد هيچ ميدانيم كه گاه يك نگاه و خنده ما مجازات سنگين ترين جنايات را به ارمغان خواهد داشت .

در اين مجموعه كه  پس از بيست و پنج سال از در گذشت آن نازنين  تهيه ميشود ، گوشه اي از خاطرات و دستنوشته ها يش را در زمينه دوران تلخ  كودكي  برايتان ميخوانم .  استفاده و نقل قول آنها آزاد خواهد بود اما مشروط به ذكر نام آن نازنين از دست رفته و به حرمت سختي هايي كه در لحظه لحظه زندگي اش از نگاه ما مردم   تحمل كرد  و به اميد درسهايي كه شايد  برخي از اين سخنان تلخ بياموزند و انسانهايي كه بدين سبب از نگاههاي مشابهي در امان بمانند ..

شنيدن گوشه اي از اين مجموعه

با اميد اينكه خواندن  اين خاطرات بتواند  مانع زجر هايي گردد كه  گاه ما حتي ناخواسته  با نگاههايمان به ديگري وارد ميكنيم .

مظفر شريعتي

 

                                                                                                                                                                                   باز گشت به صفحه اول