ريشه  هاي جدايي

دوست عزيز ناديده ام

از حوادث عجيب و غريبي كه هيج توجيهي براي آنها نداري  خيلي هم تعجب نكن . چون تقريبا همه انسانها چنين حالاتي را تجربه ميكنند . اما در مورد نحوه مشكلاتي كه تو داري و برايم نوشته بودي  بدون اينكه بخواهم با قطعيت نظري  بدهم   فقط از اين  چهار  زاويه  هم به موضوع جداشدنت از  افراد و دوستان و بستگان  و مورد خاص خودت كه برايم نوشته بودي  توجهي بكن . اين موارد را  من در زندگي به تجربه آموخته ام   تجاربي كه گاه برايم بسيار تلخ  نيز بوده اند  . اما زندگي قوانين خودش را دارد  و به تلخي و شيريني اش براي ذائقه ما توجهي نميكند .

 

حسادت :

 كه متاسفانه يكي از قويترين انگيزه هاي بسياري از رفتار انسانها و متاسفانه با درصد غلظت بالايي در هموطنان خودمان ،  حسادت است . دركش براي افرادي كه خوشبختانه چنين خصيصه زشتي را ندارند آسان نيست اما واقعيت تلخ اين است كه حسادت باعث ميشود  انسان نتواند  چيز خوب ، خصوصيت خوب و حتي فرصت و موقعيت خوبي  را در و براي  ديگري تحمل كند .و بنابراين آگاهانه و يا نا خود آگاه  دوست دارد تا از آن فرد دور شود .  و اتفاقا اين دور شدن را  بايد غنيمت دانست   چرا كه  گاه اينگونه افراد اگر فرصت بيابند به ما  صدماتي  ميزنند كه هرگز تصورش از سوي آن افراد برايمان  قابل درك نباشد .  گاه برخي افراد  اگر صدها تابلوي زيبا به در و ديوار منزلشان آويزان باشد ، يك تابلو زيبا را بر ديوار خانه تو تحمل نميتوانند بكند . اينگونه افراد دوست دارند  كه  تو  همه زيبايي ها را متعلق به آنان بداني و آنها  بتوانند در خلع هر گونه زيبايي و يا امكاني  در تو ،  داشته هاي   خود را با شكوه تر ببينند و يا به تو بنمايانند .  به همين دليل اينگونه افراد تا زماني با تو احساس راحتي و دوستي ميكنند كه خود را فراتر از تو ببينند .  پس  اگر از رفتار عجيب برخي دوستان و عزيزانت تعجب ميكني   و دليلي براي آن نمي يابي  ، به اين فكر كن كه شايد بهتر باشد كه خيلي هم به اينگونه افراد احساس نزديكي نكني .

حسابگري مادي

گاهي هم برخي افراد دقيقا برعكس به دليل تصور داشتن زياد چيزي در تو  ، با تو دوست ميشوند  و يا ارتباطشان را حفظ ميكنند  ، نه براي بدست آوردنش ، كه براي حفظ كردن دارايي هاي خود  !  به عنوان مثال فردي تصور ميكند تو آدم پولداري هستي و با تو روابط خوبي دارد . اما متوجه ميشود كه تصورش اشتباه بوده و فورا از تو دور ميشود . زيرا او نميخواهد با اين خطر ! خود را مواجه كند كه با افرادي دوست باشد كه ممكن است روزي از او تقاضايي داشته باشند !  بنابراين اينگونه  افراد دقيقا بر عكس ميخواهند با كساني ارتباط داشته باشند كه اگر از آنها بالاتر نيستند ، كمتر هم نباشند . اينها  از تو چيزي نميخواهند  اما ميخواهند كه كسي هم از آنها چيزي نخواهد .  و البته عكس اين مطلب هم صادق است  يعني افرادي به تصور  وجود چيزي در تو مانند ثروت ، با تو ارتباط برقرار ميكنند و وقتي متوجه شوند آن را نداري  و يا از دست داده اي  ارتباطشان را با تو قطع ميكنند زيرا  ديگر ارتباط با تو برايشسان مفهومي ندارد .

تغييرات اجتماعي

گاهي افرادي نميخواهند با تو ارتباط داشته باشند  زيرا  اطلاعات و يا  خاطراتي كه تو از آنها داري   را ديگر  دوست نميدارند .  به عنوان مثال  بسيار ثروتمند شده  و يا به مقاماتي دست يافته اند   و ديگر نميخواهند تو را كه سابقه آنها را هم ميداني  ببينند  و يا برعكس .

تغييرات فرهنگي

گاهي هم تغييرات فرهنگي باعث ميشود افراد نخواهند و اصلا نتوانند كه  با هم  رابطه داشته باشند همانطور كه تو ممكن است ديگر نخواهي و نتواني با افرادي كه چزي براي گفتن با آنها نداري  ارتباط داشته باشي .

 متاسفانه گاه دوري از  برخي افراد  به دلايلي كه بيان كردم  براي انسان  بسيار  تلخ و سخت خواهد بود   زيرا  ما انسانها  معمولا قادر به ايجاد تغيير مطابق ميل خود  در يكديگر نيستيم.  اما  همانطور كه گفتم  زندگي قوانين خودش را دارد  و به تلخي و شيريني اش براي ذائقه ما توجهي نميكند .

مظفر شريعتي

امرداد 90

~باز گشت به صفحه اول