|
گزيده هاي
تصويري (
سينمايي و
خبري) |
||||||
نقش
بازي كردن تا
به كي ؟
نميدانم
بسياري از ما
كي ميخواهيم
دست از اينهمه
نقش بازي كردن
در زندگي خود
برداريم و
حداقل براي
مدت كوتاهي
طعم شيرين خود
بودن را نيز
تجربه كنيم .
برخي از
ما آنقدر در
طول زندگي
روزانه خود
تقش هاي
گوناگون و
مختلفي بازي
ميكنيم كه
خود و ديگر
هنرپيشه هاي
مشابه
اطرافمان را
نيز حيران و
سرگردان
ميكنيم .
در مقابل
همسايه سمت
راست خود ،
نقشي را بازي
ميكنيم كه با
آنچه همسايه
سمت چپ ما از
ما ميداند
بكلي متفاوت
است . حال
نقشهايي را هم
كه در برابر
پدر و مادر ،
همسر ، خواهر
و برادر ،
دوست ، همكار
و ... بازي
ميكنيم به اين
مجموعه اضافه
كنيد و ببينيد
كه چه فشاري
را در طول روز
و زندگي تحمل
ميكنيم و خود
و ديگران را
به چه
دشواريهايي
گرفتار
ميكنيم تا
بتوانيم از
رسوايي برملا
شدن هر يك در
برابر ديگري
جلو گيري كنيم
. واي از آن
روزي كه به
دليلي چيزي را
كه به اين گفته
ايم ، آن دگري
بشنود و يا
كاري را كه
براي آن انجام
داده ايم ،
اين بداند .
آيا تصور
نميكنيد كه
اگر به جاي آن
همه نقش بازي
كردن براي
خود و ديگران
، و يا مخفي
كاريهايي كه
صبح تا به شب
تمام انرژي ما
را تلف ميكند
، فقط و فقط
همان باشيم كه
هستيم ،
بسيار بسيار
آسوده تر
زندگي خواهيم
كرد ؟ اگر
بتوانيم به
چنين مرحله اي
در زندگي برسيم
ديگر
همواره نگران
اين نخواهيم
بود كه اين را
فلاني نداند و
آن را فلاني
نشنود زيرا
آنچه انجام
ميدهيم همان
است كه ميخواهيم
و ناشي از
اراده ماست .
خواست و اراده
اي كه نه از آن
شرم داريم و
نه بابت آن به
كسي بدهي .
مظفر
شريعتي
اسفند 87