همه آدمها باهوش نيستند !

ما آدمها عادت داريم به خصوصياتي بباليم و به قول معروف پز بدهيم  كه متعلق به درصد كمي از اجتماع آدميان است و نه خود ما . از جمله هوش .  اما واقعيت اين است كه بسياري از ما با هوش نيستيم و اگر هم بصورت فيزيولوژيكي داراي ساختار آن در مغز خود باشيم به دليل عدم استفاده از آن  ، اين سيستم يا همان شاهكار خلقت زنگ زده و از كار افتاده است . البته قدرت ياد گيري از افراد باهوش را عده بيشتري  از ما  آدميان  داريم  و تقليد  و تكرار ديده ها و شنيده ها در نزد  اغلب  ما عمومي است (پارادايم ميمونها يي كه بر آنها آب پاشيده ميشد در مجموعه جنگ سخن   در بخش توليدات ) .

  اما دلايل من براي اين ادعا بسيار ساده هستند . اولا چيز هاي نو و افكار نو ،آنگونه  كه تاريخ نشان داده است  تنها به ذهن عده معدودي رسيده است  و  اين يا آن  افكار و ايده ها بشدت توسط عموم سركوب نيز شده اند و تنها پس از گذشت روزگار و يا پشت كار و تحمل بدبختي فراوان كساني كه اين ابزار يا  افكار را ابداع كرده بودند ، ديگران آن را پذيرفته و البته در نسلهاي بعدي در جايگاه  بديهيات  قرار گرفته اند  .  و البته در مرحله بعدي نيز باز آدمهاي كم هوش قابليت انجام هيچگونه تغييري را در آن وسيله يا فكر ندارند  و باز آن را به عنوان يك  وسيله و يا فكر غير قابل تغيير ميبينند كه با هر گونه تغييري در جهت بهبود آن مخالفت  ميكنند .  و دوم اينكه حال روز خصوصي يا اجتماعي ما  كاملا نشان دهنده ميزان هوش شخصي يا اجتماعي ماست . يك فرد باهوش بسادگي فريب نميخورد ، هستي اش را از دست نميدهد ، معتاد نميشود ، و خطراتي  كه او را تهديد ميكنند بهتر دور ميكند .  نه تنها وقت و امكاناتش را نميكشد و تباه نميكند كه به بهترين وجه از آنها استفاده  نيز ميكند و لذا در هر شرايط و موقعيتي كه باشد به دليل قدرت هوش خود  بهتر از ديگران از امكانات خود استفاده ميكند .   بنابراين با كمي نگاه كردن به اطراف خود در اشخاص و يا جوامع بخوبي ميتوانيم ميزان هوشمند بودن آن افراد و جوامع را دريابيم .

 اينبار كه به  يك بانك و اداره ، سازمان و يا داروخانه ، بيمارستان و  ...   رفتيد ،  رفتار مردم و مراجعه كنندگان را زير نظر بگيريد  و ببينيد چند درصد مردم  تابلوهاي راهنما را ميخوانند و بدان توجه ميكنند ؟ چند درصد مردم توضيحاتي را كه به آنها داده ميشود متوجه ميشوند ؟ چند درصد مردم به محيط و امكانات موجود در آن  و يا تغييراتي كه در آن رخ ميدهد  توجه ميكنند و نقاط ضعف و قدرت آن را در ميابند و  قادر به نتيجه گيري و پيش بيني آينده و يا دانستن گذشته   ميباشند  . و در نهايت ببينيد كه چند درصد  ما مردم باهوش هستيم ؟!     و بسادگي در ميابيم كه چرا در همه جوامع ميزان عظيمي سرمايه و امكانات براي سرگرم كردن خيل عظيمي از آدمها بكار گرفته ميشود . آدمهايي كه هستند و  زندگي ميكنند اما كاري جز كشتن وقت و سرمايه و امكانات جسمي ، خانوادگي و  اجتماعي خود  ندارند .  و فقط بايد  انرژي شان را تخليه كرده  و دوران زندگي را بگذرانند .

مظفر شريعتي

تير ماه  90

www.shariaty.com

 

~باز گشت به صفحه اول