حقوقي
را كه استفاده
نكني ،
به تدريج از
دست خواهي داد
!
دوست
عزيز نا ديده
متاسفانه
حقوقي را كه
داري اما از
آنها استفاده
نميكني كم كم
از دست ميدهي .
و احترامي را
كه خود براي
خود قائل
نباشي
ديگران هم برايت قائل
نميشوند . و متاسفانه
برخي
اگر كمي هم
تو را خميده
ببينند
حتي اگر ناشي
از فروتني ات
باشد
،سوارت شده و
چهار نعل به
حريم شخصي ات
نيز ميتازند .
بنابراين اين سه
نكته را
كه من با
سپيد شدن مو
از روزگار
آموخته ام
رعايت كن :
1- در رفت و
آمد و
روابط با دوستان
و بستگان معتدل باش
. و به
همان ميزان به
دوستان و
آشنايانت سر
بزن و يا
تلفن كن كه آنها
به توسر
ميزنند يا تلفن
ميكنند .
و به كسي هم كه
تلفنش
داراي سيستم
انتظار
مكالمه
ميباشد
تلفن
نكن !
( نه جايي
آنقدر
كم برو
كه ارتباط
دوستي و خانوادگي
ات را از دست
بدهي و كم كم
غريبه شوي و
نه آنقدر زياد
برو كه كم كم
حرمتت را از
دست بدهي .
زماني من به
يكي از بستگان
زياد سر ميزدم
چون هم منزلش
نزديك بود و
هم شرايط سني
و از
كارافتادگي نسبي
خودش و كامل
همسرش
ايجاب ميكرد
كه به آنها
زياد تر سر
بزنم
هر چند
در روزگار
سلامت
خانه مرا جز
براي ديد و
بازرديدهاي
عيد
نميديدند . اما
نتيجه اي كه
گرفتم اين بود
كه چيزي هم
بدهكار شده
بودم . و حضورم كه براي
كمك به آنها
بود و نه
چيز ديگري ،
آنقدر عادي و
بي ارزش شده
بود كه
حتي
اجابت
درخواست من براي
خاموش كردن يا كم
كردن صداي
راديو يا
تلويزيوني كه
ميبايست براي
جبران ضعف
شنوايي بسيار
بلند هم
پخش شود ، را
نپذيرند . و اگر يك
روز هم به
دليلي نميرفتم بدهكار
هم
ميشدم .
اما
كساني كه
سالي يكي دو
بار به آنها
سر ميزنند
احترامي
داشتند
كه من نداشتم
. چرا ؟
چون خودم آن
را رعايت
نكرده بودم . )
2- از حقوقي
كه در هر مورد
داري ،
و چه بسا در
مواردي آنها
را
موقتا
و از سر لطف
در اختيار
ديگران نيز
قرار داده
باشي ، بويژه حق خودت بودن ، حتما گاه
استفاده كن .
چون در غير
اين صورت آنها را
از دست خواهي
داد .
3-
البته
باز هم اگر
همه اين موارد
را هم رعايت كني برخي
پديدها
همچنان در سرنوشت
تو موثر هستند
. ظاهرا برخي از
آدمها
بدون توجه به
آنچه هستند يا
انجام
ميدهند
،گاهي و يا هميشه در نقطه
كوري قرار
دارند
كه ديده
نميشوند . مثلا در
خانواده هاي
پر جمعيت آنكس كه
از همه كوچكتر
است
معمولا زير
دست و پا گم ميشود
و گاهي
اصلا
به عنوان
آدميزاد ديده
نميشود . و يا
در مدرسه و يا
محل كار
بعضي ها
هستند كه
هيچوقت ديده
نميشوند و در
خاطر هم
نميمانند . حالا
چرا
نميدانم ! اما اين را
ميدانم كه
برخمي
خصوصيات هستند
كه باعث
ميشوند
آدمها درست
مثل چراغ چشمك
زن توي
ديد باشند .
مثلا
خوشكلي ،
پولداري ،
موقعيت كاري و
حرفه اي و اجتماعي
و .. اين
افراد هميشه
در معرض ديد و
احترام
همه هستند و
توسط همه رد
يابي و
ره گيري مي
شوند . و
تقريبا
همه دلشان
ميخواهد تا
ميتوانند از
اين آدمها دور و بر
خود
داشته باشند
حتي اگر فقط
به صورت يك
شماره تلفن و براي
روز
مبادا و نياز
.
اما
بعضي آدمها
هم
هميشه در
نقطه كور قرار
دارند
و هيچكس آنها
را نميبيند و
يا
نميخواهد كه
ببيند . مثلا بي پول
ها ،مريض ها
،سالمندان
،بي كارها ،
افراد
فاقد موقعيت
هاي شغلي و
اجتماعي و ... اينها
را هميچكس
دوست ندارد كه ببيند
. چون
هميشه اين
امكان وجود
دارد كه
به دردسر
بيفتي ! ( براي
همين هم هست
كه معمولا آدمهاي
موفق هميشه
موفق تر
ميشوند
و بدبخت ها
هم بدبخت تر !)
اما
گاهي وقتها
هم
هيچيك از اين دلايل
در كار نيست. توي
نقطه كور هم
نيفتاده اي .
فقط خودت مردم را
بد عادت كرده
اي .
خودت به همه
ياد داده اي
كه تو بايد فقط
سرويس بدهي
.در هر
مناسبتي موظفي
كه به ديدنشان
بروي ،
بدون آنكه
نيازي باشد
آنها هم
گاهي به ديدنت
بيايند . در هر
زمينه
كه ميتواني و
امكاناتي داري بايد برايشان
كاري انجام
دهي ، بايد
چيزي را كه
ميداني به
آنها بگويي
بدون آنكه حتي
حرمت آنچه از تو
آموخته اند
را
نگاه دارند . اما در
تمام طول
روابط با آنها
حتي يك كلمه
هم از آنها
چيزي نياموزي
! نازنين از
دست رفته ام افسانه
از پدر و
مادرش دو
خاطره نقل
ميكرد
كه
برايم
بسيار جالب
بودند و آنها
را در زندگي بكار
بستم .
از مادرش نقل
ميكرد كه به
او كه به مجرد
آنكه چيزي
ميدانست و يا
نكته مفيدي بويژه
در زمينه هاي
پزشكي و
روانشناسي مي
آموخت
، به ديگران
منتقل ميكرد ، گفته
بود "
آرزو
كردم
يك بار هم
اين دوستان تو چيزي
به تو
بياموزند و يا
حرمت آنچه از
تو آموخته اند
را نگاه
دارند
و از پدرش هم
نقل ميكرد كه :
،
گاهي
كه از برخي
دلش به تنگ و
به درد مي آمد ميگفت " ما هم
خانه داريم ! "
يعني
شما هم گاهي قدم
رنجه فرموده و
كلبه ما را
منور كنيد ! يادم
هست در زمان
بيماري همسرم روزي
خيلي دلم
گرفته بود و
به خانه دوستي
رفتم
اما وقتي كه
خواستم زنگ
بزنم
به ياد اين
جمله پدر
افسانه
افتادم
، زنگ
نزدم و
برگشتم !
آري
دوست
نازنينم مواظب
باش كه انسان
بايد
در زندگي حرمت خودش را هم
نگاه دارد .
چون اگر اين
كار را نكني يعني احترام
خودت را حفظ
نكني
برخي
به اين تصور
و توهم دچار
ميشوند
كه
كارهايي كه
ميكني
وظيفه توست و نه
لطف
تو . اگر
در قبال كسي
وظيفه اي داري حتي
اخلاقي و
انساني ، بي
منت انجام بده اما اگر
چنين نيست حرمت
خودت را هم
نگاه دار
مظفر
شريعتي
دي ماه
90
|
فيلمهاي
مستند علمي |