www.shariaty.com

مطالب زير به عنوان مكمل  براي  فيلم " حيات "  از مجموعه توليدات اين پايگاه  در نظر گرفته شده است .

حيات ،   پيدايش و تكامل

اگر انسانها از شگفتيهايي كه  تنها در يك سلول زنده وجود دارد  و مسيري كه  يك انسان  در فرايند پيدايش  طي كرده است آگاه  بودند  . و ميدانستند كه  هر انسان موجودي است يگانه و منحصر بفرد ،  هرگز خوني را بر زمين نميريختند و حياتي را نابود نميكردند . در اين صورت جنگ و فقر    بوجود نمي آمد  و انسان ها با توانايي هاي شگرف خود  ، و با روش هايي هوشمندانه  فقر و جهل و جرم را  نابود كرده  جامعه اي انساني براي خود  و  در طبيعتي زيبا و سالم  بهشتي نقد براي همه موجودات فراهم مي اوردند. آيا براي رسيدن به چنان روزي  راهي جز آگاهي و  آگاه شدن  فرد فرد  انسان ها به عظمت آنچه تنها و تنها  در يك سلول زنده  ميگذرد   ميشناسيد ؟ اگر به  همه انسانها  اندكي فيزيك و  نجوم ، كمي زيست شناسي ،  چند صفحه تاريخ و قدري  ادبيات و هنر  بياموزيم  تاريكي و جهل و جنگ سرنوشتي جز نابودي نخواهند داشت .

POVERTY.jpg

war-1.jpg

image 8.jpg

war 2.jpg

 

حيات ،   پيدايش و تكامل

 

دانشمندان به دلايلي كه بيان خواهد شد بر اين باورند كه جهان ما و آنچه متعلق بدان هست  حتي  زمان و مكان  حدود 14 ميليارد سال قبل ايجاد شد ه است . و البته بنا بر برخي نظرات  شايد  اين جهان تنها يكي از جهانهاي بسيار زياد  ديگر باشد  ! كه   البته شايد درك  اين مسائل براي اغلب  ما كار  آساني نباشد. اما براي آگاهي بر آنچه در جهان دانش  ميگذرد  هميشه نياز نيست تا  رنج تحصيل  در رشته هاي دشواري چون رياضي فيزيك ، شيمي ، زيست شناسي ،  نجوم  و غيره   را تحمل كرد و در بسياري موارد كافي است در هر رشته و حرفه و فني كه  قرار داريم  به عنوان  كسب معلومات عمومي به سخن هاي ساده بيان شده  دانشمندان رشته هاي مختلف علوم نيز گوشي فرا دهيم و ضمن تقدير تلاش آنها در بدست آورن پاسخ پرسشها ي  مشترك هميشگي ذهن انسان در شادي آْگاه شدن با آنان  شريك شويم  . درست همانگونه  كه بسياري از ما نميدانيم  و لازم هم نيست كه بدانيم كه  تلفن همراهمان و يا ماهواره و تلويزيون خانه مان  چگونه كار ميكنند   اما  آنها و سازندگان آنها را باور داريم و از اين وسائل  استفاده ميكنيم .

در شگفتيهاي جهان هستي  ( 1385 )  با ابعاد جهان  و تعداد  عظيم تمدن هاي هوشمندي  كه ميتواند در آن وجود داشته باشد  و اينكه چه بسا اين تمدن ها  بيايند و بروند بدون آنكه از وجو يكديگر نيز آگاه شوند  آشنا شديم . اكنون  به صورت ويژه   به مسئله  پيدايش حيات و تكامل آن در   سياره خودمان زمين خواهيم پرداخت . ( براي اطلاعات بيشتر ميتوانيد به بخش نجوم مراجعه كنيد )

انسان ابتدا با مشاهده آنكه برخي موجودات زنده مانند كرمها از لجن بيرون مي امدند و يا گياهاني كه از خاك سر بيرون مي اوردند  معتقد شده بود كه چيزي به نام توليد خود بخودي وجود دارد . ارسطو در

340 سال قبل از ميلاد  اولين متفكري بود كه در اين مورد انديشيد و به پيدايش خود بخودي جانوان معتقد بود چيزي كه  تنها  آزمايشات  قاطع پاستور در بيش از دو هزار سال بعد بطلان آن را ثابت كرد .

تا نيمه اول قرن شانزدهم ميلادي علوم طبيعي  رشد زيادي نكرده بودند و آنچه در پديده هاي طبيعي حرف اول و آخر را ميزد  نظرات و باور هاي مذهبي بود . سن عالم وتشكيل حيات  همان بود كه مذاهب ميگفتند .  اما سرانجام تحقيقات   كپرنيك  زمين را از مركزيت جهان خارج كرد و آشكار كرد كه نه تنها زمين مركز جهان نيست كه خود به گرد خورشيد ميگردد . سپس گاليله و كپلر  كار او را تكميل  كردند و بالاخره كانت نظريه ابديت منظومه شمسي را نيزباطل  كرد و ثابت كرد منظومه شمسي نيز روزي وجود نداشته است . و در اواخر  قرن 19  هانس اولبرس  دريافت كه  اگر عالم نامتناهي مي بود آسمان شب ميبايست چون روز درخشان  ميبود  و بنابراين با قاطعيت اعلام كرد كه  جهان ما  نامتناهي نيست . شما نيز در ذهن خود به اين مسئله بينديشيد . اگر پاسخ را نيافتيد با مراجعه به بخش نجوم پاسخ را مطالعه كتيد .در سال 1840  ساختمان سلول موجود زنده  به عنوان واحد ساختماني  كشف و برسي شد  و بيست سال پس از آن توليد مثل جنسي با استفاده از سلولهاي اسپرم و تخمك نيز توضيح داده شد  و در دهه اخير فناوري پيشرفته در علم ژنتيك  تمامي كدهاي ژنتيكي  انسان را نيز  شناسايي  كرد. همچنين  مشخص شد كه زمين نيز  روزي كره اي آنچنان گداخته بوده است كه هيچ حياتي نميتوانست در آن وجود داشته باشد . پس اينك ميبايست  به اين سوال پرداخته ميشد كه پس منشا حيات بر روي زمين  چيست ؟  و چگونه پس از سرد شدن زمين حيات در آن تشكيل شده است .در بعد كيهاني نيز  انديشه هاي  انشتين و كشفياتي كه پس از آن صورت گرفت  تصور انسان از اندازه جهان  و نحوه پيدايش و سن آن را بكلي  تغيير داد  . در زمينه حيات ابتدا تصور ميشد حيات از ساير نقاط  كيهان به زمين امده است  اما وقتي معلوم شد كه در فضاي بين ستاره اي  امواجي بس هولناك براي حيات وجود دارند كه هيچ  موجود زنده اي را قدرت تحمل آن  نيست   اين نظريه  هم كنار گذاشته شد . تا آنكه پيشرفت همزمان  علوم  بسياري از جمله فيزيك شيمي و زيست شناسي  باعث شد دانشمندان بتوانند در آزمايشگاه شرايط زمين را در ميلياردها سال قبل شبيه سازي كرده و موفق شوند كه اولين مواد آلي لازم براي تشكيل حيات   را  به صورت دستي ( مصنوعي )  ايجاد كنند . توجه كنيد كه از تهيه اولين و ساده دترين  مواد لازم  بكار رفته در يك سلول زنده  تا  ساختار بسيار پيچيده و شگفت انگيز  اولين سلول زنده  و يا باكتري   كه طبيعت براي آن چند ميليارد سال  وقت صرف كرده  است مراحلي وجود دارد كه هنوز جزو  پرسش ها و معماهاي دانش زيست شناسي  است و يكي از دشواريهاي كشف آن نيز  اين است كه آثاري از اين دوران بجا نمانده  و يا كشف و دسترسي به آنها در توان  فعلي بشر نيست حال آنكه  از مراحل تحول ساده ترين موجودات تك سلولي تا پيچيده ترين آن يعني خود ما  مدارك  زيادي  باقي مانده است  كه دانش فعلي ما نيز به استناد اين شواهد و مدارك ميباشد . مدارك و شواهدي كه داروين در سال 1859 با مشاهده و مطالعه آنها   نظريه جنجال برانگيز خود را مطرح ساخت .در واقع اگرقرار  باشد وقايع  هر يك ميليون سالي كه بر سياره زمين گذشته است را  در يك صفحه از كتابي بنويسيم    كتابي با 4500  صفحه خواهد شد  كه  پيدايش ما انسان ها در آخرين  صفحه اين كتاب قرار خواهد گرفت  ضمن آنكه  مدارك مورد استناد ما از پيدايش و تحول حيات نيز اغلب  تنها در پنج صفحه آخراين كتاب  قرار دارند   .اما   نظريه داروين  روز به روز بيشتر مورد تاييد  قرار ميگيرد و در واقع اكنون از اركان پذيرفته شده  دانش زيست شناسي ميباشد كه در همه سطوح علمي تدريس ميشود. اما  اكنون  لازم است تا قبل از  آنكه دقيق تر   وارد  برسي  مبحث تشكيل حيات و تكامل آن  شويم  و بيشتر در مورد اين نظريه جنجالي  بدانيم كمي با برخي  مطالب پايه اي  در جهان دانش  البته در سطح اطلاعات عمومي  آشنا شده   و يا آنها را مجددا  مرور كنيم .  زيرا براي درك  بهتر برخي مطالبي كه بيان خواهد شد  به خاطر داشتن اين مطالب  پايه ، اهميت خواهد داشت . 

ميدانيم كه همه اجسام از اتم ها تشكيل ميشوند  واژه اتم نيز  به معناي تجزيه ناپذير  ميباشدوحدود  400 سال قبل از ميلاد   توسط دموكريتوس  فيلسوف يوناني  بكار رفته است . او  معتقد شده  بود مواد از ذرات بينهايت  ريز و تجزيه ناپذيري تشكيل شده اند و آنها را اتم ناميد . اما 2300 سال بعد يعني  در قرن 19 ميلادي بود كه رادفورد انگليسي موفق شد در آزمايشگاه اين مطلب را  عملا كشف  و اثبات كند . ( چگونه ؟)  اما پروتون ها و نوترون ها نيز خود  از اجزا كوچكتري تشكيل شده اند كه ذرات بنيادي ناميده ميشوند .  از جمله كوارك ها  . دانشمندان توانسته اند در شتابدهنده هاي غول آسا پروتون ها و نوترون ها را  شكسته و آنها را به اجزاي تشكيل دهنده شان  تبديل  كنند . و  تا كنون شش نوع كوارك نيز  شناخته شده است كه كوارك هاي بالا و پايين از آن جمله هستند  كه از جمله پايدارترين انواع كوارك نيز هستند .

پس از هيدروژن عنصر بعدي  هليوم ميباشد كه  داراي  دو الكترون و دو پروتون ميباشد . (  آن اشعه آلفايي  كه در آزمايش رادفورد از آن صحبت شد   همان  هسته اتم هيليوم ميباشد حال آنكه  اشعه بتا يي كه از آن سخن به ميان امد    از جنس الكترون ميباشد .   و اشعه گاما نيز كه مانند نور مرئي خاصيت الكتريكي ندارد  از جنس اشعه ايكس ميباشد .)   كربن داراي 6 الكترون ميباشد  و اين خاصيت باعث ميشود كربن بتواند در طيف وسيعي از پيوند هاي شيميايي شركت كند و تركيبات متنوع و پيچيده لازم براي حيات را بوجود آورد .  همه  عناصري كه در طبيعت ميشناسيم از جمله آهن  در اثر حوادث عظيم كيهاني و در خارج از زمين ايجاد شده اند كه به آن اشاره خواهد شد .    آهن داراي 26    پروتون  و   سرب نيز  داراي 82 پروتون ميباشد .  اما اگر عنصري داراي تعداد پروتون هاي بيش از اين باشد  ديگر عنصر پايداري نخواهد بود  و داراي خاصيت راديو اكتيو ميشود يعني از آن عنصر تشعشعاتي خارج ميشود  از جمله  اورانيوم كه داراي 92 پروتون  (و 146  نوترون  ميباشد ولذا جرم اتمي آن 238 ميباشد ) عنصر معروف و شناخته شده اي است كه خاصيت راديو اكتيوبي دارد . يعني امواج الفا بتا و گاما ساطح ميكند . دليل خاصيت راديو اكتيو  اين است كه وقتي تعداد پروتونهاي داخل هسته اتم از 83 بيشتر باشد عنصر  به نوعي تحت فشار ميباشد  و لذا تمايل دارد تا با كم كردن وزن خود به حالت پايدار ي برسد  بنابراين در هسته آنها واكنش هايي رخ ميدهد ودر واقع آن  اتم ميشكند و به اتم كوچكتري اما پايدار تبديل ميشود . در اثر اين شكستن انرژي و نيز برخي ذرات كم جرم آزاد ميشوند .  امواجي كه در اين حالت از اتم خارج ميشود همان امواج  الفا و بتا و گامايي هستند كه از آنها قبلا نام برديم كه ميتواند  براي وجودات زنده بسيار خطر ناك باشند    شايد ندانيد كه در  ساخت توري چراغ زنبوري هاي قديم وچراغ  گاز هاي  جديد از مواد ي استفاده ميشود كه راديو اكتيو هستند . توري اين چراغهاپس از استفاده  به  پودر سفيدي  تيديل ميشود كه بشدت راديو اكتيو است  . در گذشته اين پودر سفيد را در سوراخ دندان قرار ميدادند تا درد دندان را كاهش دهد . دليل كم شدن درد دندان نيز  بمباران عصب دندان توسط امواج رادبو اكتيو ميباشد

اتمهايي  كه تعداد پروتون  برابري  داشته باشند اما  تعداد نوترون هايشان فرق كند  ايزوتوپ ناميده ميشوند  مثلا اتم هيدروژن معمولي تنها يك پروتون در هسته دارد و نوترون ندارد   اما اتمي نيز وجود دارد كه  فقط يك پروتون دارد  بنابراين هيدروژن ميباشد .   اما  چون يك نوترون هم دارد  پس  ميگوييم  آن عنصر ايزوتوپ هيدروژن است  كه دو تريوم ناميده ميشود .

 

 اتم هاي يك عنصر   ميتوانند با هم تركيب شده و يك ملكول را بسازند مثلا  اكسيژن به صورت تك اتمي وجود ندارد  بلكه همواره دو اتم  اكسژن با هم پيوند  ايجاد كرده و ملكول اكسيژن را تشكيل ميدهند .   ملكولهاي مختلف نيز ميتوانند با هم  و يا با اتمها ي ديگر تركيب شده و  مواد مختلف را بوجود آورند مثلا آب از تركيب دو ملكول هيدروژن و يك ملكول  اكسيژن  آب بدست مي آيد

همانطور كه گفته شد .   كربن داراي 6 الكترون ميباشد  كه 4 الكترون آن در لايه ظرفيت بوده و در تركيبات مختلف شركت ميكنند . به عنوان مثال چهار  اتم هيدروژن  ميتوانند با يك كربن تركيب شده و گاز معروف متان را بوجد آورد .كه ساده ترين تركيب آلي ميباشد  يعني تركيبي كه فقط حاصل واكنش هاي حياتي  موجودات زنده  ميباشد اين هم بوتان  نام دارد كه حاصل تركيب 4 اتم كربن و 10 اتم هيدروژن است .به دلايلي كه درحوزه اين گفتار نيست ساختار و شكل تركيبات كربني ميتوانند  بسيار متنوع باشند  حتي  همين ملكول ساده بوتان  ميتواند به اين شكل هم تشكيل شود    و اين خاصيت باعث ميشود كربن بتواند در طيف وسيعي از پيوند هاي شيميايي شركت كند و تركيبات متنوع و پيچيده لازم براي حيات را بوجود آورد . اين  ملكول  قند  گلوكز است   و از تركيب 3032  اتم كربن  4816  اتم هيدروژن  872 اتم اكسژن  780  اتم نيتروژن 8 اتم گوگرد و 4 اتم آهن يك ملكول  هموگلوبين بوجود مي آيد  كه عامل انتقال اكسيژن در خون ميباشد  و حتما نام ان  را زياد شنيده ايد . و c55 h72o5n4mg   هم كلروفيل يا همان سبزينه گياهان است  آنزيم ها  هم گروه خاصي از پروتئن ها هستند 

اما از جمله تركيبات آلي بسيار  مهم و شگفت آوري    كه در بدن همه موجودات زنده يافت ميشود موادي موسوم به  اسيدهاي نوكلئيك هستند  كه  در همه اشكال حيات از ويروس ها گرفته تا آدمي   شباهت هاي بسيار زيادي دارند .  و  كار آنها نيز  كنترل پديد هاي اساسي حيات موجود زنده ميباشد و ضمنا اين تركيبات عامل توليد مثل و  انتقال صفات از يك نسل به نسل ديگر  ميباشد . اسيدهاي نوكليك خود از سه بخش  تشكيل ميشوند كه يكي از اين سه بخش   يكي از چهار ماده آلي ديگري است  كه باز آلي ناميده ميشوند .  اين چهار باز آلي يعني   "آدنين  گوانين  سيتوزين و تيمين " را با حروف A G C T    نشان ميدهند .  تمامي كد هاي ژنتيكي همه موجودات زنده  و يا به عبارتي  دستورات مبني بر اينكه هر موجودي چگونه ساخته شود با استفاده از تركيب همين چهار ماده  ساخته ميشوند كه در جاي خود توضيح داده  خواهد شد .

 

 اكنون  بد نيست اگر كمي هم در مورد برخي از روش هايي كه دانشمندان استفاده ميكنند چيز هايي بدانيم  مثلا بد نيست  بدانيم كه   آنها از كجا ميدانند  جهان ما حدود 14 ميليار سال قبل  و در اثر يك انفجار بزرگ ايجاد شده است  و يا آنكه  چگونه ميدانند كه سن برخي سنگها و فسيلها و يا حتي  سياره زمين  چقدر است  و يا  در فلان ستاره و يا  سياره چه عناصري وجود دارد  زيرا  دانستن اين مطالب اعتماد خاطر بيشتري در ما ايجاد ميكند و شايد باعث شود اين بار كه به يك رمال و جن گير و ... برخورد كرديم و از آنها جيزي شنيديم  حداقل براي يك بار هم كه شده از آنها هم بپرسيم كه چرا  و چگونه ؟!  ( متاسفانه بسياري از انسان ها  وقتي از  رمال ها و جن گير ها و  جادو گرها چيزي ميشنوند آن را به سادگي و بدون چون و چرا ميپذيرند اما پاي دانشمندان كه وسط مي آيد هزار دليل و مدرك هم  گاهي اثري ندارد )

به چه دليل دانشمندان ميگويند جهان حدود 14  ميليارد سال قبل از يك انفجار بوجود امده است و اكنون نيز  در حال انبساط  ميباشد ؟

دانشمندي به نام هابل مدتها حركت كهكشانها را تحت نظر گرفته بود . اودر سال 1920  ميلادي متوجه شد كه همه اين كهكشانها  نسبت به ساليان قبل  از ما و از يكديگر دور شده اند و هر سال نيز دور تر ميشوند . چيزي كه   فرضيه نسبيت انشتين نيز در پنج سال  پيش بيني ميكرد  اما چون اين امر به نظر انشتين امري عجيب و محال مي آمد و با باورها و پيش ذهن هاي او در تضاد بود   او عمدا  در فرمولش آن را ناديده گرفت و عاملي براي حذف قرار داد  انري كه بعد ها به عنوان  بزرگترين اشتباه زندگي اش ياد كرد . ( ميبينيد كه قدرت باورها و پيش ذهن هايي كه در ما انسانها وجود دارد به چه اندازه قوي ميباشد ) پس هابل متوجه شد كه جهان در حال گسترش است و عجيب تر اينكه كهكشانهاي دورتر    با سرعت بيشتري هم از ما دور ميشوند .  او هوشمندانه  اين حركت را معكوس كرد يعني با خود انديشيد كه اگر اين كهكشانها و اجرام طي اين چند سال اين اندازه و با اين سرعت  از  هم دور شده اند  پس در ساليان قبل نزديكتر بوده اند و پرسيد كه آنها  هزاران و ميلياردها سال قبل  در كجا بوده اند . بر اين اساس مشخص شد كه در حدود 14 ميليارد سال ( به صورت دقيق 13.7 ) قبل همه اين اجرام در يك نقطه متمركز بوده اند . البته تصور نكنيد  كه نقطه اي وجود داشته است كه مثلا ما يا ديگراني  ميتوانستيم از آن جا اين نقطه بسيار فشرده و پر انرژي را ببينيم و انفجار ظهور عالم را هم مشاهده  كنيم   يعني  انگونه كه در همين تصاوير هم مشاهده ميكنيد .  بلكه وقتي همه جهان را حتي فضا و زمان را در آن نقطه متمركز ميكنيم  ديگر مكان و زمان و جهاني وجود  ندارد كه از آن نفطه نظاره گر انفجار آغازين و توسعه  آن جهان  باشيم .   و در واقع ما به عنوان بيننده  ،خود در همان لحظه  خلق و با آن انفجاربزرگ   به بيرون پرتاب شده ايم  كه البته  كاربرد واژه بيرون هم  ديگر بي معني و اشتباه  است اما براي درك  موضوع ناچار به استفاده از آن هستيم .  و البته درك اين مسئله آسان نيست  اما شايد مثال بادكنك در حال انبساط كمك خوبي براي درك گسترش  جهان باشد .  روي يك بادكنك كه  فرضا ميتواند تا هر اندازه بزرگ شود با ماژيك چند   نقطه   بگذاريد . سپس باد كنك را باد كنيد . متوجه ميشويد كه اين نقاط در حال دور شدن از هم هستند و هر چه بادكنك بزرگتر شود اين نقاط هم سريعتر از هم دور ميشوند .ضمنا در نظر بگيريد كه جايي بجز اين بادكنك هم وجود ندارد  . براي موجودات دو بعدي ساكن بر روي اين نقاط كه به عنوان مثال همان كهكشانهاي جهان هستند .  نفطه اي به عنوان مركز جهان نيز قابل مشاهده نخواهد بود و آنچه ديده ميشود تنها كسترش آن است . حال توجه كنيد  كه  ما موجوداتي سه بعدي هستيم  كه در يك فضا و زمان چهار بعدي هم زندگي ميكنيم .و البته  بدون در نظر گرفتن احتمال وجود ابعاد ديگر .   بنابراين ميبينيد كه درك اين مسائل واقعا هم آسان نيست .  اما در اينجا  براي دانشمندان پرسش بزرگي ايجاد ميشود  زيرا هرچه اين اجرام در گذشته  فشرده تر بوده اند   دما و حرارتشان هم بالاتر بوده است   و محاسبات  دانشمندان نشان ميداد كه وقتي آن   حجم عظيم و غير قابل تصور ماده  همه در يك نقطه   متمركز شوند شرايط دما و فشار و همه آنچه ما تا كنون ميشناسيم ديگر صورت عادي نخواهند داشت و در واقع دانشمندان از آن لحظه آغاز و شرايط فيزيكي آن چيزي نميدانند  اما ميدانند كه همه آنچه در جهان است در آن انفجار بس عظيم  و در حدود 14 ميليارد سال قبل  ايجادشده است .(13.7)  ولي  دانشمندان گرچه  از اتقافات آن  لحظه اطلاع درستي ندارند اما توانسته اند از لحظات بعد از آفرينش جهان  اطلاعات دقيقي بدست آورند . درست همانگونه كه از مراحل تشكيل و تكامل  سلول زنده هنوز اطلاعات دقيقي در دست نيست  اما از  تحول و تكامل موجودات ديگر از آن سلول اطلاعات دقيقي در دست است كه اشاره خواهد شد .  براي  بدست آوردن پاسخ اين پرسش ها دانشمندان ناچار هستند شرايط فوق العاده اي  را كه در آن لحظات وجود داشته  شبيه سازي كنند  كه امري است ظاهرا محال    اما در واقع دانشمندان  براي  لحظات فوق العاده كوچكي  يعني ميليونيم و ميليارديم ثانيه  توانسته اند  شرايطي نزديك به آن زمان ايجاد كنند . براي اين كار دشوار دانشمندان   كشورهاي صنعتي جهان با همكاري يكديگر در مركز سرن  واقع در مرز سوئد  تونلي با  طول 27  كيلومتر ساخته اند  كه بزرگترين وسيله تحقيقاتي ساخت دست بشر تا كنون ميباشد  .  دانشمندان تلاش ميكنند تا در اين مركز با مصرف انرژي  بسيار زيادي  در يك لحظه بسيار كوتاه  شرايطي مانند لحظه خلقت جهان را بدست آورده و نحوه توليد  ذرات اوليه و ماهيت آنها را مطالعه كنند . البته دانشمندان براي اين ادعا هاي خود مداركي نيز دارند . مثلا دانشمندان ميدانستند كه اگر فرضيه انفجار بزرگ درست باشد  بايد  آثار آن  يعني فوتون هاي ناشي از آن  بطور همگن و همسانگرد  در تمام عالم پر باشد و حتي  فيزيكدان مشهور روسي گاموف در حدود شصت سال قبل دماي فعلي آن را  نيز محاسبه كردند كه بايد حدود  25 درجه كلوين باشد . يعني 25 درجه بالاتر از صفر مطلق و يا منهاي 273 درجه سانتيگراد .  اما تنها در سال    1965 بود اين پديده  بصورت تصادفي كشف شد كه داستان كشف آن هم جالب است .   دو محقق كه در امريكا  براي شركت AT & T   كار ميكردند  و  به دنبال سرچشمه پارازيت هايي  كه از همه سو بر  آنتن هاي  آنها اثر ميكردند   به ناچار براي كمك به فيزيكداني به نام ديكي  در دانشگاه پرينستون مراجعه كردند  كه  سالها بود به كمك تيم تحقيقاتي اش در جستجوي اين  تابش زمينه كيهاني بود .  وقتي اين دو محقق موضوع پارازيت هايي را كه از همه سو در يافت ميكنند با او مطرح كردند  آن دانشمند  فورا دانشجويان و تيم جستجويش را صدا كرد و دستور توقف  جستجو را داد  و به آنها گفت آنچه به دنبالش بوديم پيدا شد  و در نتيجه  اين  اثر و يا همان تابش زمينه   كيهاني  و يا اثر بجاي مانده از انفجار بزرگ به صورتي تصادفي  كشف شد  و جايزه نوبل فيزيك را نيز براي آن دو محقق شركت AT$T.  به ارمغان آورد . البته شايد بد نباشد كه اشاره كنيم كه دانشمندان اكنون پا را از اين هم فراتر گذاشته و برخي معتقد هستند كه جهان ما تنها جهان موجود نيست و ممكن است  جهان هاي بسياري و با قوانين فيزيكي كاملا متفاوتي نيز  وجود داشته باشد . دانشمندان حتي دست به مطالعاتي زده اند تا تشكيل ماده و احتمالا حيات را در اينگونه جهان هاي متفاوت نيز برسي كنند . همانطور كه ميدانيم  جهان ما بر مبناي چهار نيرو به نامهاي نيروي قوي   ، نيروي ضعيف ، نيروي الكترو مغناطيس و نيروي جاذبه    بنا شده است . اين نيرو ها داراي اندازه دقيق و ويژه اي هستند كه اگر اندكي به جز اين ميبودند  جهان ما و حيات در آن يا تشكيل نميشد و يا ساختاري كاملا متفاوت ميداشت . به عنوان مثال اگر نيروي هسته اي قوي كه هسته هاي اتمها را به هم پيوند ميدهد كمي بيشتر يا كمتر ميبود  ستاره ها هم مقدار كمتري  كربن و ساير عناصر لازم را براي پيدايش سيارات توليد ميكردند  چه رسد به اينكه حياتي بوجود آيد .  و يا اگر پروتون فقط دو درصد سنگين تر ميبود  تمام هيدروژن هاي اوليه عالم بلافاصله به نوترون تبديل ميشدند  و هيچ اتمي تشكيل نميشد . اما اينك دانشمندان به اين مي انديشند كه اگر جهان هاي ديگري با قوانين فيزيكي ديگري وجود داشته باشد  وضعيت تشكيل حيات در آنها چگونه خواهد بود . براي كسب اطلاعات بيشتري در اين مورد ميتوانيد به بخش نجوم پايگاه  مراجعه فرماييد .

 

دانشمندان چگونه سن مواد فسيل ها  و يا سياره زمين را تعيين كرده اند ؟

تعيين سن سنگها و  و فسيل ها و يا سن  كره زمين يكي از  نقاط كليدبي و ضمنا بحراني تاريخ علم بشمار ميرود  زيرا تا مدتها سن جهان و  كره   زمين را تنها با استناد به كتب مذهبي تعيين ميكردند . كه ميزان  آن هم تنها چند هزار سال بود .  اما كم كم دانشمندان  متوجه شدند كه چيزهايي متعلق به زمانهاي بسيار قديمتر نيز در جهان  ياقت ميشود .  و كم كم دانشمندان توانستند با محاسبه سرعت خشك شدن دريا ها و تشكيل رسوبات نمكي آنها سن برخي اقيانوسها و  نقاط ديگر  جهان را تا يكصد ميليون سال نيز تخمين بزنند  كه بسيار فراتر از آنچه بود كه مذاهب مدعي بودند . اما در قرن بيستم بود كه  دانش مواد راديو اكتيو  با  محاسبه  بسيار دقيق  سن سنگها و حتي فسيل هاي گياهي و جانوري راه را   بر روي دانشمندان باز كرد . همانطور كه اشاره شد هسته عناصر راديو اكتيو  خود به خود شكسته شده و عنصر راديو اكتيو  كم كم به عنصر ديگري  كه سبكتر ميباشد تبديل ميشود .  بنابراين اگر به عنوان مثال يك گرم اورانيوم 238   را  در يك نقطه به حال خود رها كنيم و  پس از مدتي به سراغ آن بياييم  متوجه خواهيمن شد كه وزنش كم شده است . دانشمندان به مدتي كه طول ميكشد تا نصف وزن يك  جرم راديو اكتيو  از دست برود  نيم عمر آن عنصر ميگويند .   در طبيعت يگ گرم اورانيوم 238   پس از 4.5 ميليارد سال  به نيم گرم سرب 206 تبديل ميشود .  از همين خاصيت دانشمندان براي تعيين سن سنگها و در نتيجه عمر سياره زمين حساب ميكنند . يعني در يك قطعه سنگ دانشمندان ميتوانند با  ابزار بسيار پيچيده و دقيق ، ميزان اورانيوم 238 و سرب 206 را اندازه گيري كنند  و با توجه به عدد دقيق نيمه عمر اورانيوم  ، سن آْن  سنگ را بدست آورند .

 

دانشمندان چگونه ميدانند كه يك ستاره مانند خورشبد از چه مواد و عناصري تشكيل شده است ؟

يكي از راههايي كه براي شناسايي نوع عناصر يك ستاره مانند خورشيد بكار ميرود  برسي طيف نور حاصل از آن ستاره است  .   هر فلزي داراي خصوصيات نوري ويژه اي است  و دانشمندان قادر هستند با برسي طيف نور يك ستاره و مقايسه آن با طيف نوري عناصر شناخته شده  در روي زمين ، نوع عناصر موجود در يك ستاره را تشخيص دهند .

 

پس حال كه برخي آگاهي هاي پايه را بدست آورديم  و دانستيم كه دانشمندان بر چه مبناهايي سخن ميگويند . با احساس اطمينان بيشتري  به  لحظه آغاز خلقت جهان در حدود  14 ميليارد سال قبل  باز ميگرديم  و چگونگي تشكيل جهان و اولين ذرات آن   و سپس پيدايش زمين و پيدايش و تكامل  حيات در آن را  دنبال ميكنيم .

اگر به زمان بسيار بسيار كمي پس از انفجار بزرگ برگرديم  يعني 5.4 در ده بتوان منهاي 44  و يا به عبارتي به حدود 100 میلیون تریلیون تریلیون تریلیونم ثانیه كه به زمان پلانگ موسوم است برويم  به نقطه اي ميرسيم كه دانش امروزي از  وقايع و شرايط  پيش از آن چيزي نميداند  اما وقايع و شرايط پس از آن  را دانشمندان برسي كرده اند . چهار نيرويي كه از آن صحبت شد  يعني نيرو هاي قوي ، ضعيف ، الكترو مغناطيس و جاذبه  از نيروي منفرد بزرگ ايجاد ميشوند  و  بنا به برخي نظريه ها  عالم تنها در يك هزار ميلياردم ثانيه اول تولد خود تا ميليارد ها  سال نوري متوم شده است .( آن موقع هنوز نوري نبود كه محدوديت سرعت مافوق نور وجود داشته باشد ) و انرژي و  ماده و ضد ماده لازم براي تشكيل جهان ما  بوجود امده است . ماه و ضد ماده از هم جدا  شده  و دو جهان  متضاد را بوجود اورده اند  وشايد نيز  ماده اندكي بر ضد ماده برتري يافت و جهان مادي ما را شكل داد . در هر صورت جهان مادي ما با  سرعتي بسيار فراتر از سرعت نور در فضا گسترش يافته است . ( همانطور كه گفته شد اينجا صحبت از  سرعت گسترش خود فضا در لحظات اوليه خلقت است و نه سرعت انتشار نور ي كه هنز ايجاد نشده بوده است )  . يك ثانيه پس از انفجار بزگ يا مهبانگ  دماي عالم حدود ده ميليارد درجه شده  است و    فوتونها همه جا را اشغال كرده بودند  و البته  پروتون ها و نوترون ها نيز وجود داشته اند   اما پس از گذشت ده ثانيه دما به 3 ميليارد درجه كاهش ميابد  و پروتون ها و نوترون ها به هم پيوسته و و هسته هاي دوتريون يا همان هيدروژن 2 را بوجود مي آورند .  اما چون دماي عالم هنوز بسيار بالاست  فوتونها ي پر انرژي دوتريوم ها  را ميشكنند . پس ازحدود  100 ثانيه دماي عالم به  يك ميليارد درجه كاهش ميابد و ديگر فتونها نميتوانند هسته هاي دوتريوم را بشكنند و دوتريوم ها كه عناصري ناپايدار هستند  به هيدروژن 3 و هليوم 3 تبديل ميشوند كه البته آنها نيز ناپايدار هستند  و   سرانجام اين عناصر ناپايدار  به   عنصر هليوم پايدار تبديل ميشوند. اين واكنش هاي سنتز هسته اي تا حدود يك ربع ساعت اول پيدايش جهان ادامه ميابند . و در اين مدت دماي عالم هم به شدت  كاهش ميابد و و چون پروتون ها ديگر انرژي زيادي ندارند .  عناصر ناپايدار  امكان اين  را ميابند كه شكسته نشده و باقي بمانند . ( عناصري مانند  ليتيوم 7 ).  به عقيده برخي دانشمندان  عنصر آهن با عدد اتمي 26  نميتوانسته است در مهبانگ توليد شود  و اين عنصر بعد ها در اثر انفجار ستاره هايي چون خورشيد بوجد آمده است .    البته   در برخي نظريه ها نيز امكان پيدايش آن درهمان شرايط  دقايق اوليه  انفجار بزرگ  نيز وجود دارد .

از تراكم ابرهاي آكنده از هيدروژن و تراكم آنها كم كم ستاره هاي سوزان  شكل گرفتند . ستاره هايي كه  عناصر ديگري از جمله  آهن و كربن  را  در داخل خود ساختند و با مرگ خود آنها را در  فضا رها كردند البته  ستاره هاي كوچكتري چون خورشيد كه در انتهاي عمرشان منفجر نخواهند شد  به  غولهاي سرخي تبديل خواهند شد اما   دانه هاي غبارمانندي  از عناصر را كه در لايه بيروني آنها قرار گرفته به فضا پرتاب ميكنند  و كم كم در فضاي  بين ستاره ها  سياره ها  شكل ميگيرند  .   از پخش شدن عناصر ستاره  منفجر شده  يك ابر عظيم از گاز ايجاد ميشود كه به آن سحابي ميگويند كه داراي انواع عناصر ميباشد . حال كم كم اين سحابي گازي شكل  در اثر نيروي جاذبه منظومه اي خورشيدي را تشكيل ميدهد مانند منظومه شمسي  ما كه به صورت بسيار شگفتي داراي خصوصيات لازم براي تشكيل حيات در يكي از سياره هاي آْن يعني زمين ميباشد . اولا خورشيد ش اندازه متوسطي دارد با عمري نسبتا طولاني  و وضعيتي  پايدار . ديگر آْنكه سياره زمين درست در فاصله مناسبي از خورشيد قرار دارد كه نه زياد است تا يخ بزند و نزديك است كه بسوزد .  همچنين  سياره اي غول پيكر به نام مشتري  درست در فاصله اي است كه ميتواند مانند يك محافظ  سنگهاي آسماني را بخودش جذب كند تا به زمين نخورند .  سياره ما    ماهي  دارد كه حركت جزر و مد  زمين را در وضعيتي مناسب  تشكيل حيات قرار ميدهد . و خلاصه سياره ما داراي هزازان ويژگي استثنايي است كه اگر يكي را نداشت  حياتي در آن بوجود نمي آمد . اما خوشبختانه همه را داشت و لذا زمان كافي براي آنكه شاهكاري ديگر به نام حيات در آن شگل گيرد .

 

حيات چيست ؟

.  از باكتري هاي ميكروسكوپي تا  نهنگ آبي با 30 متر طول و 150 تن وزن و يا درخت سكويا با 6000  تن وزن و با شرايط زندگي از -25 درجه زير صفر تا 90 درجه بالاي صفر و خلاصه در همه  اشكال حيات  چند صفت مشترك وجود دارد 

1       وجود پروتئن  DNA

2       مشترك بودن 20 پروتئين ويژه به نام اسيد هاي امينه

3       وجود ساختار سلولي و يا حضور بخشي از ساختار سلولي در همه ارگانيسمهاي زنده  ( و البته در اين ميان دو گروه سلولهاي  پرو كاريوت و  يو كاريوت وجود دارد كه در سلولهاي پرو كاريوت هسته مشخصي وجود ندارد و ماده ژنتيكي كه مقدار آن نيز بسيار كم است  در كل فضاي سلول پراكنده است  مانند باكتري ها   اما در سلولهاي يوكاريوت كه تكميل شده سلولهاي پرو كاريوت هستند بخش متمايزي به نام هسته وجود دارد كه ماده ژنتيكي زيادي در آن قرار دارد   و ضمنا  سلول شامل ضمايم ديگري نيز ميباشد  )

4       مشابه بودن روش استفاده از انرژي  شيميايي در سلولها

5       اما اين ساختار سلولي چيست ؟

 

ساختار سلولي

يك سلول بسيار ساده زنده  بدن انسان  ساختار بسيار  پيچيده و حيرت آوري  دارد كه مسير تحول آن از مواد داوليه موجود در زمين  كه بيش از چند ميليارد سال طول كشيده است  هنوز جزو معماهاي دانش زيست شناسي ميباشد . اما اكنون بياييد بدون توجه به اين مطلب يعني  سير تحول و تكامل سلول زنده  از انواع بسيار ساده ابتدايي  تا كنون ، نگاهي به ساختار و  آنچه در يك سلول زنده  تكامل يافته ميگذرد بيندازيم .

يك سلول زنده (از نوع  يو كاريوت )  كه تقريبا شبيه يك كارخانه  و يا پالايشگاه  بسيار  بزرگ و پيچيده ميباشد .  به صورت كلي و ساده شده داراي يك  هسته ، مايعي به نام سيتو پلاسم و يك غشائ ويژه ميباشد كه سلول زنده را از محيط پيرامون آن جدا ميكند و داراي اين خاصيت ويژه ميباشد كه هر نوع موادي نميتوانند از آن به داخل يا خارج رفت و امد كنند  و اين امر يعني خروج و ورود مواد  به سلول تحت كنترل آن سلول ميباشد .  . 

درون  سيستو پلاسم نيز بخش هاي متععدي وجود دارد  از جمله   ريبوزوم ها ، شبكه آندوپلاسمي ،  ميتو كندري ها ، دستگاه گلژي   ليزوزوم ، واكوئل  و بخش هاي ديگر . كه هر يك نيز مشابه يك كارخانه عظيم و پيچيده  در زمينه اي خاص  فعاليت ميكنند .  بين سلول هاي گياهي و جانوري نيز تقاوتهايي وجود دارد  از جمله سلولهاي گياهي  داراي كلرو پلاست ميباشند كه عمل فتو سنتز را انجام ميدهند  كه در سلولهاي جانوري وجود ندارد .

برسي ساختار بسيار پيچيده و شگفت آور تنها  يك سلول ساده زنده  در صدها جلد كتاب نيز نميگنجد .و مقصود ما در اينجا يك شناخت  ساده و كلي نسبت به آن است  و اشاره به آنچه در هنگام تقسيم سلولي رخ ميدهد و آنچه به آن ژنتيك  گفته ميشود

هسته  سلول زنده  شامل بخش هاي مهم و پيچيده  اي  ميباشد  و در تقسيم شدن سلول به دو سلول مشابه نقش مهمي را ايفا ميكند .  وقتي سلولي رشد ميكند  سطح آن به نسبت مجذور و حجم  ان به نسبت  مكعب افزايش ميابد و اين باعث ميشود سطح تكاپوي تبادلات سلول را نداشته باشد و سلول محكوم به مرك و يا توقف رشد ميشود   مگر آنكه بتواند تقسيم شود و دو سلول مشابه ايجاد كند .  تقسيم سلول ها نيز به دو روش انجام ميشود .  در نوع اول سلول پس از رشد كافي به دو سلول مشابه تقسيم ميشود و همه اطلاعات ژنتيكي سلول بطور يكسان بين ان دو تقسيم ميشوند .  .  اما نوع ديگري از تقسيم كه در سلولهاي جنسي رخ ميدهد  باعث ميشود تا سلول هاي حاصل تنها نيمي از اطلاعات ژنتيكي سلول اصلي را داشته باشند .  زيرا  بنا بر اين است تا از تركيب دو سلول نر و ماده  يك سلول جديد حاصل شود .

 

cell 3.jpg

سلول جانوري در سمت چپ و گياهي در سمت  راست

cell 2.jpg

ساختار فقط  غشايي كه سلول را در بر ميگيرد

 

 

.   ژن  چيست ؟

. ژن قسمتي از ملكول dna   ميباشد  و  در واقع كد ها و دستوراتي است براي آنكه يك صفت خاص در يك موجود زنده  ايجاد شود . مثلا ژن رنگ چشم  باعث ميشود رنگ چشم موجود به رنگ خاصي كه آن ژن دستورش را صادر ميكند در آيد .   در واقع درست همانگونه كه يك برنامه كامپيوتري  به كامپيوتر ميگويد كه  در چه زماني و چه  عملي را بايد انجام دهد  و آن برنامه نيز در نهايت از صفر و يك هاي زيادي تشكيل شده اند   ژن ها هم به سلول و در نهايت  به موجود زنده ميگويند كه در چه زمان و چه كاري را و چگونه  بايد انجام دهند .  بنابراين همه دستورات ساخته شدن بدن يك موجود  و به زبان ساده د تر  نقشه فني اين كار در ژن ها قرار دارد  . يك انسان در حدود 28000   ژن دارد . كه البته برخي از خصوصيات نيز  ناشي از همكاري چند ژن مختلف ميباشند  . اما ملكول   dna   كه  هر ژن  قسمتي از آن است  چه ميباشد و كجا قرار دارد .  در هسته سلول هر جاندار زنده  رشته هاي بسيار باريك باريك و مارپيچ مانند  درازي وجود دارند كه در نهايت به شكل اجسامي  به نام  كروموزوم  در مي آيند كه در هر نوع جاندار تعداد آنها ثابت ميباشد مثلا انسان  23 جفت كروموزوم دارد . و شامپانزه 24 جفت .  پس هر كروموزوم شامل رشته اي  و يا دقيق تر بگوييم  دو رشته   از آن زنجير بسيار بزرگ شامل ژن ها كه توضيح داده شد  ميباشد كه  بر روي آنها فقط  فقط با استفاده از چهار ملكول  پروتئيني ويژه  به نام هاي  ادنين  گوانين  سيتوزين و تيمين  دستورات ژنتيكي و يا همان دستورات ساخته شدن همه اندام هاي يك موجود زنده  قرار داده شده است .  يعني تنها با تغيير نخوه قرار گرفتن اين ملكولها كليه كد هاي ژنتيكي لازم براي ساخته شدن يك موجود  ساخته ميشوند .  درست همانگونه كه ما از تنها 32 حرف براي ساختن تمامي .اژه هاي مورد نياز خود براي صحبت كردن و نوشتن استفاده ميكنيم   تمام ي دستورات لازم براي ساختن بدن ما نيزتنها با همين چهار  حرف يا همان چهار ملكول  ساخته ميشود .   و به همين دليل نيز طول اين نوار مارپيچي بسيار بسيار بزگ ميباشد .  در واقع  نواري در ابعاد ملكولي  كه  بيش از سه ميليارد  ملكول سازنده اطلاعات ژنتيكي بدن  ما در آن قرار دارد كمي بيش از يك متر درازا دارد كه اگر اين طول را در ابعاد سلولي و ملكولي در نظر بگيريد  رشته اي بسيار بسيار طولاني و عظيم ميباشد  كه  دستورات ساخته شدن   بيش از يكصد هزار پروتئين مختلف در بدن ما  و ارتباطات پيچيده بين ميليارد ها سلول آن را  در بر دارد  . اگر هر كدام از اين ملكول   باز هاي آلي را كه نام برديم يك بايت در نظر بگيريم  كد هاي ژنتيكي ما در  23 فايل   كه مجموعا  سه گيگابايتي  ظرفيت دارند  قرار دارد و در  همه سلول هاي بدن ما  نسخه اي از اين كد ها وجود دارد .  در هنگام تقسيم شدن سلول ها  پديده حيرا انگيز و بسيار دقيقي صورت ميگيرد و  اين نوار بسيار بزرگ و طولاني درست مانند يك زيپ از وسط باز ميشود  و هر  رشته   از آن ميتواند  مكمل خود را با توجه به مواد اوليه لازم كه در محيط سلول قرار دارند   بسازد و به اين صورت  يك نسخه  كاملا مشابه  از دستورات ژنتيكي  سلول سلخته شده  و در سلول جديد قرار داده مبشود  درست مشابه كاري كه دستگاه فتوكپي انجام ميدهد .  البته اين فرايند به اين سادگي كه بيان شد نميباشد  و توضيح آن نيز مورد نظر ما نيست  اما اين چند نكته  مهم  بايد مورد توجه قرار گيرد  كه  اولا  كد ژنتيكي  همه خصوصيات و صفاتي كه در يك موجود زنده قرار دارد و به نسل بعد منتقل ميشود  بايد در اين كروموزومها وجود داشته باشند و اگر تغييري اكتسابي در بدن موجود زنده اي  رخ دهد  مانند قطع شدن دست و پا  اين صفت اكتسابي به نسل بعد منتقل نميشود . درست مانند عمل ختنه كه هزاران سال است در بسياري از  انسانها ي مذكر  انجام ميشود  اما اين صفت  موروثي نشده است  و  از طريق نسل منتقل نميشود .  و   دوم اينكه    با وجوديكه مكانيزمهاي پيچيده و شگرفي در كار است تا اين عمل كپي برداري به دقت صورت گيرد  و خطايي رخ ندهد و اگر هم رخ داد اصلاح شود و اگر خطا بسيار عمده بود  حتي  دستور خودكشي  به آن سلول داده خواهد شد   اما  هميشه چنين نميشود و گاه در اين كپي برداري  با همه دقت  نقاطي و كد هايي نيز  اشتباه ميشود و در نتيجه  محتواي دستور ژنتيكي تغيير ميكند . كه نتيجه آن نيز فطعا تغييري در موجود زنده است   حال گاهي اين تغييرات  مثبت ميشود و به نفع جاندار تمام مبشود و گاه منفي و به زيان جاندار  و نكته ديگر اينكه  در توليد مثل  جنسي  كروموزومهاي هر جنس  نصف ميشوند  تا تعداد كروموزوم هاي فرزند كه  از هر دو سلول نر و ماده گرفته ميشود  ثابت بماند و نغيير نكند  اما در اين نوع توليد مثل به دليل مخلوط شدن خصوصيات ژنتيكي  سلول حاصل و يا فرزند  خصوصياتي  پيدا  ميكند كه نه كاملا مشابه پدر خود ميباشد و نه كاملا شبيه مادر خود  و در واقع هر موجود در حاليكه از نظر كلي مشابه والدين خود ميباشد  اما  در واقع موجود يگانه و منحصر بفردي نيز  ميباشد . 

44526723.jpg

يك كروموزوم

3CAH0Y15TCAQ6K0A7CATJSXP6CA7N4VMTCAWWQV2MCADXEABBCAJCWP1ZCATM0YBTCAD7OPR4CAKCF2RICAQCUR6QCA0IKDLOCA3S5H2VCASA5CXCCAJVPM1TCAHYY4E9CAY7HQLLCALTCWCPCA3V3931CANMY2XD.jpg

ملكول پيچيده   DNA   به صورت مارپيچي بسيار عظيم

350px-DNA_chemical_structure_svg.png

dna 5.jpg

dna 6.jpg

dna_molecule.gif

dna 7.jpg

chromatn_2.jpg

k 1.jpg

 

 

<html xmlns:v="urn:schemas-microsoft-com:vml"

xmlns:o="urn:schemas-microsoft-com:office:office"

xmlns:w="urn:schemas-microsoft-com:office:word"

xmlns:m="http://schemas.microsoft.com/office/2004/12/omml"

xmlns="http://www.w3.org/TR/REC-html40">

 

<head>

<meta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=windows-1256">

<meta name=ProgId content=Word.Document>

<meta name=Generator content="Microsoft Word 12">

<meta name=Originator content="Microsoft Word 12">

<link rel=File-List href="default_files/filelist.xml">

<link rel=Edit-Time-Data href="default_files/editdata.mso">

<!--[if !mso]>

<style>

v\:* {behavior:url(#default#VML);}

o\:* {behavior:url(#default#VML);}

w\:* {behavior:url(#default#VML);}

.shape {behavior:url(#default#VML);}

</style>

<![endif]-->

<title> M_Shariaty home page پايگاه علمي،ادبي و فرهنگي مظفر شريعتي . . </title>

<link rel=dataStoreItem href="default_files/item0038.xml"

target="default_files/props0039.xml">

<link rel=themeData href="default_files/themedata.thmx">

<link rel=colorSchemeMapping href="default_files/colorschememapping.xml">

 

بخش بسيار كوتاهي  از برنامه اي كه حاصل اجراي آن توسط رايانه شما  صفحه اول اين پايگاه اينترنتي ميباشد  و آنچه در آن ميخوانيد .

اين برنامه در آخرين مرحله اجرا  فقط به تعدادي  صفر  يك تبديل ميشود كه توسط پردازنده مركزي رايانه شما (   CPU)  اجرا ميشود .  ( و مفهوم فيزيكي اين صفر و يك ها نيز در بخش الكترونيكي رايانه   چيزي جز خاموش و روشن شدن يك ترانزيستور نيست )  تنها يك خطا در اين صفر و  يك ها باعث  تغيير آنچه ميشود كه شما  بايد ببينيد . و اگر اين خطا در بخش حساسي رخ دهد چه بسا موجب توقف كار رايانه  گردد .( هنگ كردن )

در واقع آن نوار مارپيچ  DNA ‌ كه صحبت شد  و در تصاوير بالا نيز مشاهده ميكنيد   مشابه همين نوار سفر و يك  برنامه هاي كامپيوتري است .  اما" صفر"  ها و " يك " ها   در آن  همان  چهار باز آلي  “ C “   “ G “  “ A “ :  و  “ T “  ميباشد .  همانطور كه پردازنده يك رايانه اين دستورات را اجرا ميكند . سلول زنده نيز به دستور   كدهاي ژنتيكي اش گوش ميدهد  .  دليل اينكه ويروس ها جزو موجودات زنده دسته بندي نميشوند  همين نكته است كه  ويروس ها مثلا ويروس سرماخوردگي و يا آبله و ايدز و ... تنها شامل اين كدها هستند . بنابراين در بيرون از بدن موجود زنده  كاري از آنها ساخته نيست . اما به مجرد آنكه اين كدها به داخل يك سلول زنده وارد شوند . كنترل را از دست ژن هاي اصلي خارج مرده و  خود كنترل سلول را بعهده ميگيرند و از آن لحظه به بعد  سلول زنده چون يك  اسير  فقط دستورات كدهاي ژنتيكي ويروس را اجرا ميكند . و از اين پس با توليد مثل و تكثير سلول زنده  اين سلول هاي  ويروس هستند كه تكثير ميابند .  ويروس هاي كامپيوتري نيز همينگونه عمل ميكنند و وقتي خود را به رايانه رساندند . كنترل آن را بعهده ميگيرند .

01110011001110011000101110111001100111011010011100110001011101110011001110110100011100110011101101001110011011100110011101101001101110011001110011000101110111001100111011010011100110001011101110011001110110100011100110011101101001110011011100110011101101001110011011100110011100110001011101110011001110110100111011100010111011100110011101101000111001100111011010011100110111001100111011010011

 

 

اكنون  با توجه به آنچه  بيان شد  بهتر ميتوانيم   نحوه تشكيل حيات و روند تحول و تكامل آن را درك كنيم .

 

تحول و تكامل حيات در زمين :

پس از تشكيل زمين به نحوي كه  در شگفتيهاي جهان هستي بيان شد  وطي سه ميليارد سال اول ، اولين موجودات ساده تك سلولي در دريا ها بوجود امدند .  البته آنچه در طي چند ميليارد سال و در   فاصله بين تشكيل  اولين مواد لازم براي حيات  تا پديد آمدن اولين موجود تك سلولي زنده با آن ساختار پيچيده و حيرت آور كه  بدان اشاره شد  و با توجه به آنكه   مداركي  نيز از اين دوران   فعلا در اختبار بشر قرار ندارد   هنوز جزو پرسش ها و معماهاي دانش زيست شناسي است  بنابراين در واقع داستان ما  براي رسيدن به پيچيده ترين  موجود روي زمين  يعني  انسان از تحول و تكامل اين موجودات تك سلولي ساده آغاز ميشود . و از بخش اول و بسيار طولاني تشكيل و تحول حيات فقط  به اين بسنده ميكنيم  كه دانشمندان  توانسته اند  شرايط اوليه جو و محيط زمين را در آزمايشگاه ايجاد كرده و با استفاده از جرقه هاي الكتريكي كه كار رعد و برق هاي عظيم آن دوران را ميكنند  اولين مواد  لازم براي حيات را ايجاد كنند .و حتي سوپ ويژه و يا آبگوشتي را كه احتمالا بستر تشكيل اولين ملكولهاي حيات شده است را ايجاد كنند . سوپي كه شايد توسط شهاب سنگها و بر خورد سياركهاي ديگر اگر شدت برخورد زياد نبوده باشد  غني تر نيز شده باشد . البته به دليل شرايط ضد حيات موجود در  فضاي بين ستاره اي و سياره اي  احتمال اينكه حيات از خارج از زمين به زمين رسيده باشد تقزيبا منتفي است . دانشمندان  حتي در  تشكيل محيط هايي شبيه به  پر توپلاسم اوليه و محيط هايي كه  قابليت نوعي ارتباط با محيط پيرامون را داشته باشند  نيز موفقيت هايي بدست آورده اند .

در هر صورت اولين  موجودات زنده ساده و تك سلولي  در دريا ها شگل گرفتند و پا به عرصه گذاشتند .  موجوداتي بسيار ساده و ابتدايي  اما در طي ميليون ها سال  اشكال بسيار متوعي از حيات در دريا ها بوجود امدو سپس برخي از اين موجودات دريايي توانستند به خشكي راه يابند  و سر آغاز موجودات خشكي زي گردند . و همانگونه كه در فيلم  " حيات " مشاهده كرديد  به پيدايش انسان منتهي گشت .

نظريه  داروين :

چارلر رابرت داروين در 1809  در انگلستان بدنيا امد     پدرش   يك پزشك  معروف  و قدرتمند بود . و مادرش در 8 سالگي او  درگذشت  .  در 16 سالگي  به اصرار پدرش به دانشكده پزشكي رفت اما   طبع او اصلا با پزشكي سازگار نبود . سپس باز به اصرار پدرش  به دانشكده الهيات رفت  اما سرانجام به دليل عشق بي حدش به طبيعت و جمع اوري نمونه هاي جانوري و گياهي  وقتي  در مسير يك سفر به دور دنيا  قرار گرفت  با تلاش بسيار  موافقت پدرش را كسب كرد تا به اين سفر دور دنيا  با كشتي برود   .  سفري كه زندگي او  و  ديدگاه بشر را به زندگي تغيير داد  .  در اين سفر دريايي كه با يك كشتي كوچك و به منظور تهيه نقشه راههاي ابي تدارك ديده شده بود او به عنوان يك گياه شناس استخدام شده بود . در اولين سفرش از جنگل هاي برزيل ديدن كرد و نمونه هاي بسياري ازگياهان و جانوران و فسيل هاي مختلف را جمع اوري كرد . روزي در محلي از شهر سالوادور  در بالاي يك رشته كوه نواري از صدفهاي دريايي مشاهده كرد  و با خود انديشيد كه آيا در اين مكان سطح دريا پايين امده  و يا سطح زمين بالارفته است . مطابق نظريات مذهبي و باور هاي كليسا  سطح زمين بعد از طوفان نوح تغيير نكرده است  . اما داروين  نشانه هاي زيادي ميديد كه  سطح زمين  همواره تغيير كرده است . او در برخورد با فبايل بدوي نيز  از تفاوت بسياري كه بين رفتار اين اسانها  با انسانهاي متمدني چون خود او وجود دالشت بسيار تعجب كرده بود .   داروين در طول اين سفر تمام گياهان و فسيل هاي پيدا شده را براي دانشگاه ميفرستاد  و كم كم  به واسطه اين نمونه ها و فسيل اي بسيار جالبي كه تهيه ميكرد معروف شد . اما سرانجام در جزاير گالاپاكوس در اكوادور مسير فكري اش تغيير كرد  . او در اين جزيره حيوانات بسيار زيادي ديد  كه تفاوتهاي زيادي نيز با هم داشتند . و با خود انديشيد كه شايد بين حيوانات  گونه هاي  نسبت و خويشاوندي وجود داشته باشد و از اين انديشه خود نيز به عوان يك خودكشي براي دوستي نامه نوشت . .در باز گشت از اين سفر او ديگر يك چهره شناخته شده بود و به عضويت موزه تاريخ طبيعي در امد . اما هنوز هيچكس از انديشه هاي  او خبري نداشت . او اينك از روشي كه ترتبيت كننگان اسب در اصلاح نژاد اسبها  انجام ميدادند  به اين مي انديشيد كه شايد طبيعت نيز چنين روشي دارد در 1838  او چهار چوب اصلي نظريه اش را اماده كرده بود . يعني رقابت در طبيعت موجب تغيير گونه ها ميشود و گونه هايي كه سازگار تر هستند بقا پيدا ميكنند . . پس از ازدواج در 1839  او ازادي و وقت بيشتري براي تحقيقات خود داشت . اما همسر او كه فردي مذهبي بود با انديشه هاي داروين موافق نبود  . اما داروين اصول نظريه اش را در دفتر چه اي شامل 35 برگ نوشت و به او داد تا اگر براي او اتفاقي بيفتند انها را  منتشر كند . او بخوبي ميدانست كه نظريه اش  چه تاثير وحشتناكي بر سرنوشت اجتماعي او خواهد داشت . و كسي قادر به درك آن نخواهد بود  لذا به مدت بيست سال آن را با كسي مطرح نكرد  و گوشه گيري اختيار كرد . او ده فرزند داشت . و وقتي دختر خردسالش را  1851 از دست داد  . دوباره به  كار بر روي نظريه اش مشغول شد اما در سال  1858  دانشمند ديگري به نام الفرد والاس  كه به صورت مستقل از داروين بر نظريه مشابهي كار ميكرد   آن نظريه را منتشر نمود .  داروين تصميم گرفت نظريه اش را علي رغم خطراتي كه برايش داشت منتشر كند و در اولين خطر ميدانست كه همسر بسيار مهربان و دوست داشتني اش كه كاملا فردي مذهبي بود را آزار خواهد داد . اما  سر انجام  در 1859 در سن پنجاه سالگي  او كتاب  عصر انواع  origin of species   خود را در 1250 جلد    را منتشر كرد   كه در همان روز اول همگي  بفروش رفت  . اما نتيجه اش همانطور كه او خود نيز  ميدانست برايش فاجعه بار بود .اما  كم كم  عده اي از دانشمندان  نتوانستند  در مقابل مدارك مستند و دقيق او مقاومت كنند و نظريه او را پذيرفتند  و كليسا نيز سر انجام  ناچار شد تا عنوان كند  كه  اگر هم  سيستم تكاملي داروين درست باشد اين هم به خواست خداوند بوده است  . و سرانجام در در اغوشش همسر مذهبي اش  در حالي در گذشت كه  ميدانست از نظر همسر مهربان و دوست داشتني اش او چند لحظه ديگر به جهنم خواهد رفت . اما عجيب اينكه به درخواست مردم  در كليساي وست منيسترو در كنار اسحاق نيوتن   به خاك سپرده شد  تا به جهانيان بگويند كه انها فرزندان گناهكار  كار خود را نيز از خود ميدانند و برايشان احترام قائل هستند . فرزندي كه افكارش ديدگاه انسان را به خودش  و طبيعت  بكلي تغيير داد  و نظريه كناهكارانه اش اكنون يكي از اصول پذيرفته  علمي  ميباشد كه حتي در مدارس و دبيرستانها نيز تدريس ميشود

 

 

اما نظريه داروين چه ميگويد و  انتخاب طبيعي چيست ؟

فرض كنيد كه  عده اي خرگوش    در محلي زندگي ميكنند   به دليلي عده اي عقاب نيز به زندگي در اين منطقه روي مي آورند و خرگوش ها را از هوا ديده و شكار ميكنند . حال فرض كنيد كه در ميان اين خرگوش ها  برخي خرگوش ها نيز بدنيا بيايند كه رنگ بدنشان همرنگ محيط باشد  و بنابراين از هوا  ديده نشوند .  بديهي است كه اين خرگوش ها شانس زيادتري براي بقا در اين سرزمين را خواهند داشت  زيرا از ديد عقاب ها در امان خوان  ماند .  بنابراين  به تدريج نسل اين خرگوش ها با رنگ ويژه  است كه باقي ميماند  و خرگوش هاي سفيد  به تدريج از بين ميروند .  به اين پديده انتخاب طبيعي گفته ميشود .  يعني تغييري كه در يك جاندار رخ ميدهد  اگر براي آن جاندار سودي در پي داشته باشد  باعث ميشود در اثر پديده  انتخاب طبيعي نسل آن جاندار افزايش يابد .   به عقيده داروين و با استناد به شواهد بسيار زيادي كه او جمع آوري كرده بود و پس از او نيز جمع اوري شد و همچنان ميشود   همه موجودات زنده به تدريج از يكديگر تكامل يافته  اند . همانطور كه فبلا گفتيم  ما انسان ها تنها در كمتر از 4 درصد ژن هايمان با شامپانزه  اختلاف داريم . آيا انسانهايي در آينده پديد خواهند امد كه با  تنها 4 درصد اختلاف ژنتيكي  ديگر  همين ميزان فاصله را با ما داشته باشند .  و در اين صورت  ما انسان هاي مغرور قطعا در  ديدگاه خود نسبت به  حيوانات تجديد نظر خواهيم كرد . زيرا  مطابق آنچه ما اكنون باور داريم  ابر انسان هاي  آينده حق خواهند داشت تا همنگونه با ما رفتار كنند كه ما با ساير حيوانات . و حق خواهد داشت تا در آزمايشگاههاي خود  بر روي ما آزمايش هاي تحقيقاتي خود را  انجام دهند . و در پايان نيز چون موجودي  بي ارزش كالبدمان را در سطلهاي زباله بيندازند .  و آيا اين اتفاق يعني جهش ژنتيكي در تكامل بشر امروزي  در اثر  دانش و فناوري خود ما   و به اراده و  تحت كنترل خود ما  صورت خواهد گرفت و يا به همان روشي كه تا كنون در طبيعت صورت گرفته است  انجام خواهد شد . ميدانيم كه استعداد ها ي ويژه اي كه در برخي نوابغ نيز بوجود امده است  و آنان  را در زمينه اي صاحب قدرتهاي شگرف كرده است  حاصل همين  تغييرات اندك ژنتيكي  است . گاه  پيدايش اين ويژگي هاي منحصر بفرد در كارمعمولي  ساير اندام تاثيري نگذاشته است و حاصل آن نوابغ و دانشمنداني هستند كه ميشناسيم  و گاهي هم نوابغي بوجود مي ايند كه اگر چه در زمينه اي به ابر انسانها شباهت يافته اند اما در زمينه هاي ديگر نيز از انسانهاي معمولي عقب تر هستند  .   اما احتمال نيز دارد  كه   نسل بشر و چه بسا همه انواع حيات ديگر روي اين سياره زيبا در اثر جنگهاي اتمي و ميكربي  خود   ما انسانها و   يا حوادثي كيهاني  نابود شود  و اثري از آثار  ما نيز بر صحبفه هستي باقي نماند  .  و اگر  چنين باشد  كار ما در همين محدوده اي از حيات  و موقعيت زماني و مكاني كه هستيم چيست ؟  گمان من اين است كه چه  آنان كه به آفريننده اي هوشمند و برنامه  و هدف و مقصود ي معيين  براي اين زندگي  باور دارند و چه آنها كه حيات و تحول و تكامل آن را  ناشي از صبر بي حد  طبيعت براي بازي با طاس  ميدانند T بايد بدانند كه   انسان شدن و انساني انديشيدن و عمل كردن  حتي اگر تنها در همين  مدت  كوتاه حيات باشد و بس ، شانس بسيار بيشتري براي  ادامه  حيات و  تحول و تكامل آن  در اختيار همه موجودات اين سياره زيبا قرار خواهد داد  . در حاليكه با حذف انسانيت  وعدم  احترام به  حقوق بشر و غير بشر و به صورت كلي   طبيعت ،  حيات  نوع بشر و چه بسا همه موجودات ديگر، هر چه سريعتر در مسير نابودي گام بر خواهد داشت .   ) نوشته  نقطه انفصال در مورد اين پرسش كه  آيا مرحله بعدي تكامل انسان توسط خود او صورت خواهد گرفت  را نيز مطالعه كنيد .

اگر انسانها از شگفتيهايي كه  تنها در يك سلول زنده وجود دارد  و مسيري كه  يك انسان  در فرايند پيدايش  طي كرده است آگاه  بودند  . و ميدانستند كه  هر انسان موجودي است يگانه و منحصر بفرد ،  هرگز خوني را بر زمين نميريختند و حياتي را نابود نميكردند . در اين صورت جنگ و فقر    بوجود نمي آمد  و انسان ها با توانايي هاي شگرف خود  ، و با روش هايي هوشمندانه  فقر و جهل و جرم را  نابود كرده  جامعه اي انساني براي خود  و  در طبيعتي زيبا و سالم  بهشتي نقد براي همه موجودات فراهم مي اوردند. آيا براي رسيدن به چنان روزي  راهي جز آگاهي و  آگاه شدن  فرد فرد  انسان ها به عظمت آنچه تنها و تنها  در يك سلول زنده  ميگذرد   ميشناسيد ؟ ؟ اگر به  همه انسانها  اندكي فيزيك و  نجوم ، كمي زيست شناسي ،  چند صفحه تاريخ و قدري  ادبيات و هنر  بياموزيم  تاريكي و جهل و جنگ سرنوشتي جز نابودي نخواهند داشت .

 

اما نكته اي كه دانشمندان مدتي متوجه آن  شده اند اين است كه  ما وقتي صحبت از حيات و جستجويب آن در ساير نقاط جهان ميكنيم  منظورمان همان نوع حياتي است كه در سياره خودمان ميشناسيم  يعني حياتي وابسته به آب و يا اكسيژن و يا شرايط حاكم بر زمين . اما اكنون  دانشمندان ناسا طرحي را دنبال ميكنند كه شايد  حياتي در ساير نقاط جهان شكل گرفته باشد اما  مشابه حيات سياره ما زمين نباشد .  زيرا اكنون مشخص شده كه واكنش هاي بيو شيميايي ميتوانند در محيط هايي غير از آب مانند آمونياك و متان نيز ايجاد شوند . حيات بر روي زمين  بر تركيبات پيچيده اي از اتمهاي  كربن هيدروژن اكسيژن نيتروژن  بنيان شده است . اما اكنون دانشمندان  بر روي عناصر و مواد ديگري كار ميكنند كه ممكن است در ساراتي ديگر و در شرايطي متفاوت منجز به تشكيل حياتي متفاوت شده باشند .  تمام پروتئين هاي موجود در بدن  موجودات زنده روي زمين از بيست  اسيد آمينه متفاوت تشكيل شده اند   اما دانشمندان  ميدانند كه تا 256  نوع اسيد امينه مختلف قابل ايجاد ميباشد .  همچنين در ساختار ژن ها ديديم كه شامل دو زنجير پيچيده به هم ميباشند كه  تنها با استفاده از  چهار باز آلي  آنم تنوع و پيچيدگي را تشكيل ميدهند .  اما دانشمندان  اكنون سرگرم كار بر روي ساختارهاي احتمالا متفاوتي براي اين ژن ها هستند  و به همين ترتيب ساختار و مكانيزم متفاوتي براي تحول و تكامل موجودات . به سخن ديگر دانشمندان از اين پس قصد دارند وقتي در سياره اي به دنبال حيات ميگردند  فقط به دنبال آنچه در زمين به آن حيات و تكامل آن ميگوييم نباشند . بلكه به دنبال حيات هايي باشند كه بتواند در هر شرايط خاصي وجود داشته باشد .    نوشته   عالم هاي ديگر را در بخش نجوم بخوانيد .

اكنون يك بار ديگر ابعاد جهان را  كه در شگفتيهاي جهان هستي مشاهده كرديد بياد آوريد .   هر يك از اين كهكشانهايي كه كم كم به نقطه اي تبديل شده و از نظر محو ميشوند شامل حدود يكصد ميليارد ستاره با فواصلي هستند كه ذكز شد  . در اين انبوه بيكران  ستاره ها   سياره هايي با شرايط مختلف وجود دارند  كه بسياري از آنها ميتوانند شامل حياتهايي مشابه و ي متفاوت از آنچه ما بر روي زمين داريم باشند .  حياتهايي كه شايد ما در مقابل آنها ميكرب هايي نيز نباشيم  . استيون هاوكينك دانشمند  و كيهان شناس معروف نيز اخيرا  پيشنهاد كرده است كه خيلي هم علاقمند نباشيم كه  با حيات هاي احتمالي فرا زميني تماس برقرار كنيم  و يا كاري كنيم كه آنها ما را پيدا كنند  . زيرا شايد از اين كرده خود پشيمان شويم .

مظفر شريعتي

دي ماه 89

درباره من  /   تماس با من    نوشته ها ي من    كارهاي صوتي    كارهاي  تصويري       عكس ها     توليدات     پشتيباني   Youtub          

صفحه ويژه افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

گزيده هاي تصويري

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

گوناگون

 فهرست مطالب جديد

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

كتابخانه      

بايگاني (آرشيو )       

فيلمهاي مستند علمي

 

~باز گشت به صفحه اول