علم   ، حقيقت  و تعصب

 

 جناب شريعتي  لطفا تکلیف را معلوم کنید درمورد علم حرف میزنیم یا حقیقت.  علم هم مانند همه پدیده های دیگر اگر در راه درست به کار گرفته شود خوب و در غیر این صورت بد است .

تعصب در ذهن من چهارچنگولی چسبیدن به چیزیست. وقتی چهارچنگولی به چیزی می چسبیم ( مثل شما كه به علم  چسبيده ايد )  در موقعیتی قرار می گیریم که اصلا نمی توانیم آن را ببینیم و یا انقدر به چشم های ما نزدیک است که  درست نمی توانیم روی  آن را فوکوس کنیم  هر تعصبی از هر نوعش انسان را کمی از حقیقت دور می کند یا خطر این را دارد که دور کند. ( حتي  تعصب به علم )

 

... به نظر من علم حقیقت نیست علم سعی می کند حقیقت را برای ما روشن کند گاه موفق است گاه نه  ...!علم  انسان محدود است به حواس او و کم کم به فن آوری و تکنولوژیش و چون حواس ما محدود است و تکنولوژی نیز، بنابراین در دنیای محدودی زندگی می کنیم و در حد خودمان می دانیم نه بیشتر. برای همین است که دانسته های ما کسر بسیار کوچکی از نادانسته های ماست و درست است که انسان نسبت به ابتدای تاریخش بسیار می داند ولی نسبت به وسعت و پیچیدگی جهان بسیار بسیار کم می داند و در چنین شرایطی سرسپردن مطلق به آنچه که می دانیم تا این حد محدود است عاقلانه به نظر نمی رسد

من با آنچه که گفتید در مورد جادو جنبل و خرافات کاملا موافقم اما این، معنیش این نیست که دربست چاکر و مخلص علم هستم . علم هر لحظه ( لحظه نسبی) یک چیز می گوید و این نه از عیبش بلکه از ماهیتش است و اگر جزم و دگم باشد یعنی پیشرفت بی پیشرفت .به نظر من خوب است در برابر انچه نسبی و قابل تغییر است انعطاف پذیر بود و نه دگم البته اگر از من بپرسید حتی در مقابل آنچه که قطعی و حتمی و مطلق هم هست اگر هست خوب است که انعطاف پذیربود. 

 

                                                                                                                                                                                                                    قسمتي  از نامه يك دوست عزيز             

 

دوست عزيز

 فكر ميكنم كه تقريبا همه آدمها   ميگويند و   يا حداقل تصور میکنند كه  حقيقت  آنچيزي است كه خود  بدان  رسيده اند  تا حدود  سي  سالگي  من هم همينگونه بودم  و شك نداشتم  كه آنچه من بدان  رسيده ام  حقيقت ناب است . اما كم كم  حس كردم  برخي  چيزها  جور در نمي  آيد  و من يا بايد  خود  را به نفهمي بزنم و بيخيالي و يا تحقيق كنم ببينم  موضوع  چيست   . و من دومي را انتخاب كردم  و ده سالي  هم  بلا تكليف بودم  اما  تقريبا  از چهل سالگي به بعد  توانستم  خودم  خودم  را عوض كنم  و از آن به بعد  مطلقا فكر  نميكنم  كه من در موضع حق باشم  و حقيقت  را شناخته باشم   و شاهد من هم  نوشته  در  باره  من  ميباشد  كه سالهاست  در صدر  صفحات  اين  سايت  قرار دارد  و تقريبا همه بازديدكنندگان  اين  سايت  آن  را خوانده اند    .  اما به هر حال حقيقت وجود دارد چه ما آن  را بشناسيم چه نشناسيم .      نيوتن  كه از بزرگترين  دانشمندان و نوابغ جهان  علم  است  در مورد دانش خودش  و آنچه  كشف كرد   ميگويد  كه   "  من – نيوتن -  مانند كودكي هستم كه در ساحل يك درياي  بيكران بازي  ميكند و چشمش  به  سنگريزه كوچك و زيبايي افتاده و آن را بر ميدارد و با تعجب و حيرت  نگاه  ميكند . " و دوست نازنينم   من تنها  توانسته ام  برخي از   سنگريزه هاي  كوچكي  كه انسانهاي باهوشي  در طول تاريخ  بشريت  يافته اند و به كناري  گذاشته اند  را در حد توانايي ام  ديده و يا در باره  آنها شنيده و خوانده باشم  . و  همچنان  در كنار اين درياي بيكران  ،  حيران و سرگردان منتظر هستم  تا شايد فرد  باهوش ديگري   چيزي  بيابد  و من هم  بتوانم  آن را هم ببينم .  اما  با توجه به همين  چند  تكه  سنگريزه  كوچكي  كه تا به حال  ديده ، شنيده و خوانده ام ،  تصوري از  دنياي محدود اطراف خود  يافته ام  و  حداقل در اين  محدوده  كوچك  ميدانم  كه  چه  چيز و يا  چيز هايي درست  نيستند .   همين و بس .  بنابراين  من به هيج روي  و به شهادت نوشته   در  باره  من   مدعي   دانستن   حقيقت  نيستم .  اما به دنبال  آن  و در حد توان و امكاناتم  چرا   .

اما  در ميان  همه گروههاي  مختلفي كه  مدعي دانستن حقيقت و يا  رفتن  در پي آن هستند . تنها  و تنها یک  گروه   ويژه را ميشناسم  كه ميگويند  ما  به اين مسئله  معتقد  هستيم  آنهم  به استناد  اين دلايل  كه براي همه  و در همه  ي گيتي  قابل تجربه است  . و   هر كس و در هر كجاي اين گيتي   قادر است همين آزمايشات را انجام داده و همين نتايج را بدست آورد  و اگر هر كس و در هر كجاي عالم تنها و تنها يك مورد خلاف در ادعاي ما مشاهده كرد ما از حرف خود   حتي  در ميان  ميليارد ها ميليارد نمونه درست  بر ميگرديم  .  ادعای فعلی مان   را هم که با دلایل موجهی  آمده اند هر لحظه ميتوانيم  كاملتر و دقيقتر كنيم   و به  كسي كه چنين كند ، هم جايزه ميدهيم   و هم اسمش را روي آن قاعده و قانون و يا  يافته جديد  ميگذاريم .  و  اين گروه  ويژه و منحصر  به فرد ،  دانش پژوهان و    دانشمندان  و دانش  باوران  علوم تجربي  هستند  . و روش آنها روشي است  كه بدان روش  علمي  و سخن آنها سخني است كه به آن سخن علمي ميگويند . (  نمونه ) این گروه  حد  خود  را هم بخوبی میشناسند  و از چهار چوب آن خارج نمیشوند  و اگر شما از آنها  بخواهید  در مورد  چیز هایی سخن بگویند  که  به قول  شما با احساسات و قوای درک  محدود ما  قابل درک  نیستند  .  این گروه از افراد  بسادگی به شما خواهند  گفت  که   نمیدانیم  و در حیطه علم ما  نیست و در مورد  آن  نظری  نداریم  و سخنی  نمیگوییم   زیرا  ما فقط  در مورد  چیزهایی که بتوانیم  با  همین  چند  قوه   محدود حس  خود مانند  بینایی و شنوایی و ... و  آنچه توسط ابزاری  که  برای  توسعه اين قوا   ساخته ایم  ، احساس  کنیم  ،  سخن ميگوییم .  به همین  سادگی .  حال   اگر شما گروه  ديگري  را ميشناسيد   که اینگونه سخن میگویند و عمل میکنند  به من معرفي كنيد .  جايزه  دادن به مخالف را هم نميخواهيم   همينكه  پوست مخالف خود را  نكنند كافي است .

 پس   اهل  علم  ودانش با هم مشكلي ندارند  زيرا  با روش علمي  با هم رفتار ميكنند  .  اما  مشکل وقتی   پیش می آید  که  افرادی خارج از این حیطه  ( علوم تجربي ) ،  در حاليكه  مانند شما  معتقد  هم هستند كه با حس هايي محدود و در دنيايي محدود  زندگي  ميكنند ، به گونه اي نامحدود   و در هر زمينه اي  كه تصورش را بكنيد  ، و از جمله  در حيطه  علوم  طبيعي  و تجربي  و قابل  حس و لمس هم  ، نه تنها  سخن میگویند  که حکم هم صادر میکنند ! احکامی که با ابتدایی ترین  استدلالهای علمی فرو میریزند  .  مثالی برایتان بزنم .  شما  در  خانه ای و در یک شهر زندگی میکنید و در من  یقه شمال را بگیرم  که  شما در خانه  یک کاسه  این شکلی دارید  و یا آن گوشه شهرتان این طوري  هست . شما  هم هر چه نگاه  میکنید  ميبينيد كه   چنین  نیست  و به من اعتراض میکنید .  اما   من به شما  بگویم   تو  نمیدانی  و دانشت  محدود  است    . روزی  خواهی  فهمید .   در  اینکه من دانشم  محدود  است   و هنوز   شهر خودم  را هم خوب  نمیشناسم چه برسد  به جهان را شکی نیست  اما  در اینکه حداقل  بعضی چیزهای  کوچک  را  شناخته ام  و بلد  شده ام  هم  شکی ندارم   . از جمله چشم دارم  و دارم  ميبينم كه من در خانه  خودم  كاسه اي به اين شكل ندارم و   در همين محدوده   كوچك ، من ا  ناقص عقل  ناقص حواس هم  ميفهمم كه برخي  سخن ها چقدر  مهمل  هستند  .   به برخي كه  مرغ پخته در   ديگ  هم  خنده اش ميگيرد  مثل   قانون جذب و يا اراجيفي كه  يك فال بين  ميگويد   . دوست  عزيز   درست است  كه عقل  و حواس  ما انسانها  كامل  نيستند   اما  ما با قوزك پايمان  كه نميتوانيم  فكر كنيم  و يا بگوييم  چون  مغزمان ناقص است از اين  به بعد با كف پايمان مشورت كنيم !  و همين  عقل ناقص  و چشم و گوش و دماغ و چند حس ديگر  ناقصمان  هستند  كه بايد  با آنها  جهان را ببينيم و در آن  زندگي كنيم  . حالا ناقص هستند  باشد  ما هم  ناقص زندگي  ميكنيم  .  باور كنيد اگر همه معتقدان  به انرژي هاي عجيب و غريب و همه مرتاض ها و جن گير ها در يك روز و لحظه اراده كنند كه   با نگاهشان   یک سکه یک ریالی  را یک سانتیمتر  تغییر محل  بدهند  نخواهند توانست  . چرا که برای تغییر محل یک سکه  باید  به آن نیرویی وارد شود  . قطعا   در آینده  دستگاهی اراده ذهن ما را به یک عامل  ایجاد نیرو مرتبط خواهد کرد   و آن عامل  نیز  قادر خواهد بود سکه را حرکت دهد   اما  اینکه   یک مرتاض با  نگاه کردن  و قدرت ذهن  خود  آن را حرکت دهد  و یا یک نفر با فال قهوه سارق  ماشینی را شناسایی کند و .....   به گوش  اهل دانش نخواهد رفت   که نخواهد رفت. 

دوست عزيز وقتي آن  انرژي درمانگر معروف از راه يك برنامه تلويزيوني  ميخواست براي  معالجه بيماران همه دنيا  امواج  بفرستد  پر بيننده ترين برنامه تلويزيوني  وقت شد – گزيده هاي تصويري -  و  بسياري  نوارهاي  ضبط  شده  آن را براي  بيمارانشان  ميفرستادند !  همانطور كه براي نجات نازنينم افسانه از چنگال سرطان براي  من فرستادند  . عزيزاني كه در دوستي و صداقتشان  شك نداشتم  اما زهي تاسف از مدارك  عالي   تحصيلي  شان !!  و متاسفانه بيش از 80%  افرادي  را كه  من  در جامعه خود شناخته ام   و احتمالا در همه جوامع ديگر،   در محدوده اي مي انديشند كه من از آن گريزانم .  باور كنيد كه تصور من اين است  كه اگر  دموكراسي را بر جهان  حاكم كنند  مردم جهان  چيزي جز خرافات و لذايذ جسمي و جنگ و دروغ  و جنايت را انتخاب  نخواهند كرد ! يعني همان خواسته غالبي كه در 80% فيلمها ، سريالها ، بازيهاي كامپيوتري و كتاب و ... مطرح ميشود و  گويا  بدون  اين همه زشتي  زندگي مفهومي ندارد !

 

و در خاتمه دوست نازنينم  ، بر خلاف تصور شما ،اهل علم  هر روز  حرفشان را عوض نمیکنند بلكه آن را كاملتر  ، بهتر ، سنجیده تر و دقیق تر  ميكنند   . هر چه دانش نجوم پیش میرود و فناوری دانشمندان بهتر میشود  مدار  زمین به دور خورشید ، فاصله اش و هزار پارامتر دیگر  را دقیقتر  بیان میکند  . نه اینکه بگوید  آقا غلط کردیم   شما درست میگفتید  ، زمین تخت است و خورشید هم دورش میچرخد ! و یا دانش پزشکی بگوید  اشتباه کردیم    اصلا چیزی به نام میکرب   و ویروس  وجود ندارد ، هر کس هم غش کرد دورش خطی بکشید  تا روح پلید از جسمش خارج شود  اگر نشد  یک لگد بزنید  به .. تا بیرون رود .  و  من  و   شما  تنها و تنها به شرطي  متعصب  نخواهيم بود   و در مسير   حقيقت قرار داريم  كه از گفتگو  و بحث  استقبال كنيم  و بپذيريم   كه اگر بر ما  ثابت شد  كه بر خطا  هستيم   از خطاي خود دست برداشته و حقيقت ثابت شده فعلي را ميپذيريم  و سپس  اگر  در باره  اين حقيقت  هم به چالشي ديگر خوانده شديم  باز هم   استقبال كرده   و باز  به بحث و گفتگو  بپردازيم   .  و تنها در  اين صورت است كه   همواره  در راه حقيقت و  به سوي  پيشرفت و تكامل پيش خواهيم رفت  .   اگر  شما    چنين  هستيد    درود   بي پايان  من بر شما  .  و شما هر اسمی  که بر خود یا من  میگذارید  ، با من هم عقیده و همراهید  .  اما  اگر به هر دليلي حوصله  بحث نداريد و يا  خودتان  را در حد بحث نميدانيد  اما  همچنان    به باورتان  چهار چنگولي   چسبيده ايد و  خداي ناكرده با شنيدن سخن مخالف رنگ صورت شما سرخ و مخالفتان سفيد ميشود ،  به نظر  من نميتوانيد  در وادي  حقيقت  باشيد .  به  دلايلي كه بيان كردم    من به شدت به علم و دانش  ( علوم تجربی ) به قول  شما  متعصب  هستم  بويژه  به بنيادي ترين  شاخه آن رياضي و فيزيك  .    و به هيج روي  با خرافات از هر نوعش   سازش نخواهم كرد . فال بين و كف بينش باشد  يا انرژي در مانگر و  قانون جذبش و ... اما این  تعصب علمي   كجا  كه به خاطر  يك مورد  خطا  در يك ميليارد  درست ، حرف خود  را  پس ميگيرد    و آن تعصب که میخش را میکوبد روی زمین و میگوید  اینجا وسط زمین است  قبول نداری  برو  متر کن .  دانش تو ناقص است   !!

 

 

مظفر شريعتي

آبان  90

 

 

 

 

 

درباره من

تماس با من

نوشته ها

گفتگو

 كارهاي   صوتي    /  تصويري

فهرست مطالب جديد

توليدات

 گزيده ها

پشتيباني  

   Youtub   

 افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

  گوناگون   

كتابخانه

فيلمهاي مستند علمي

 

~باز گشت به صفحه اول