دوست
عزيز
از
مطالبي كه
نوشته بودي
كاملا مشخص
بود كه فردي
با احساس و
عاطفي هستي و
متاسفانه در
جهاني كه ما
زندگي
ميكنيم
اين
يعني درد
بيشتر . درست
همانطور كه
دانش بيشتر انسان
را خاموش تر و
تنها تر ميكند
. احساسات و عواطف
نيز بويژه در
اين دنياي پر از درد
نتيجه اي جز
احساس رنج
بيشتر ندارد اما هم
دانش و هم
عواطف و
احساسات دو شرط
الزامي ورود
به مرحله
انسانيت
هستند .
اشكال
اينجاست كه ما
هنوز با جامعه
انساني فاصله
اي بسيار دور
داريم .
آري
دوست با عاطفه
عزيزم
، گروه بسياري
از كساني كه
در پيرامونت
ميشناسي با تو
يكرنگ نيستند
. پشت سرت چيزي
ميگويند و در
حضورت چيز
ديگر . نسبت به
استعدادها و
توان تو حسادت
ميكنند .و در
كمك و همكاري
نه تنها بخل
ميورزند كه اگر
بتوانند پوست
موزي زير پايت
بيندازند تا
محكم به زمين
بخوري كوتاهي
نميكنند . خود
را گنجينه همه
خوبي هاي عالم
ميدانند و تو
را
زباله داني
همه زشتي ها . همه
چيزهاي خوب
دنيا را براي
خود ميپسندند
اما اگر تو هم
بدانها دست
يابي
به هيچ روي
خوشنود
نميشوند . به
سادگي فراموشت
ميكنند
همانگونه كه
بسادگي به
خاطر منافع
خود حاضرند تو
را نابود كنند
. در گورستان و در هنگام
به خاكسپاري عزيزي
فيلسوف مي شوند
و مقيد
به
ارزش هاي دوستي و
محبت و
بخشش و .. اما به خانه
كه بر گشتند با
حفاري هم
نميتواني در
وجودشان چيزي
به نام محبت و
بخشش بيابي .
بخشيدن
دشمنان كه
محال است ، دوستانشان را نيز
نميتوانند
ببخشند (
اگر ميتواني دوستت
را ببخش ،
بخشيدن
دشمنان آسان
است مجموعه
جنگ سخن ) و
خلاصه
انبوه
خصوصيات
زشتي
كه متاسفانه
ما ايرانيان
نازنين
به واسطه
مزين بودن به مادر
زشتي ها يعني دروغ از آنها
كم هم نداريم . اما احتمالا تو نيز
دوست ناديده ، در
زندگي
سه تن را
خواهي يافت
كه تو
را براي خودت
دوست بدارند و
بتواني
به آنها
اعتماد كني .
مادرت ، پدرت
و سومي را
خودت خواهي
يافت .
فقط مواظب
باش تا
قدرش را
بداني
و از دستش
ندهي ( مجموعه
جنگ سخن ) .اما
حتي
اگر
شانس داشتن اين
سه تن را
نيز در زندگي
نداشته و نداري باز هم داراي
گرانبها ترين
خصوصيتي
هستي
كه ميتواني
به اتكاي آن و به
تنهايي به قله
بسياري كوهها
نيز
دستيابي و آن
قدرت شگرفي است
كه در وجود
آدمي نهاده
شده است . كافي
است بخواهي كه
از آن استفاده
كني . تو
" گل "
شو ، هر چند
در كويري ، به اميد
روزي كه شايد به جنگلي
انبوه تبديل
شود و
يا تو
بتواني به
گلستاني برسي . و اگر
نيز هيچكدام
رخ ندادند حداقل
در اين جهان گلي بوده اي
زيبا اگر
چه در
كويري خشك . البته
برخي عقيده
دارند كه كوير
را باگل
كاري نيست و گل بودن
در
كوير نشايد .
اما عجيب است
كه زيباترين
گلهاي جهان هم
در كوير ها
ميرويند .
گلهايي
زيبا و با
عظمت
كه در عين گل
بودن كسي را
نيز توان كندن
آنها نيست .
مظفر
شريعتي
خرداد
90
|
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
|
|
درباره
من / تماس با
من نوشته
ها
ي من كارهاي
صوتي
كارهاي تصويري عكس
ها توليدات
پشتيباني Youtub |
|||||
|
صفحه ويژه افسانه |
|||||
|
بايگاني
(آرشيو ) |
|||||