www.shariaty.com

 

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي  

   رايانه     

طبيعت و حيوانات  

علوم و فناوري

  گوناگون

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه 

كتابخانه

   سخنان كوتاه

فرهنگ نامه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 

به  نام  خداوند  جان و خرد       كز  آن  برتر  انديشه بر نگذرد

 

نگنجد جهان آفرين در گمان      كه او برتر است از زمان و مكان

                                                                                                 فردوسي

 

بيزارم از آن كهنه خدايي كه تو داري      هر لحظه مرا تازه خدايي دگر آمد     ناصر خسرو

 - آيا شما خدا را ميشناسيد ؟

 -نه !                اما وقتي كه متوجه ظهور آثار   خشم و ناراحتي  بر چهره او شد م  .  با آرامش پرسيدم      مگر شما ميشناسيد ؟

معلوم است كه ميشناسم . تعجب من از شماست كه ميگوييد او را نميشناسيد .

پرسيدم  ببينم اگر مورچه اي به شما بگويد كه  شهر شما را ميشناسد  چه ميگوييد ؟

معلوم است   ميخندم .

حالا اگر ادعا كند كه كره زمين را ميشناسد چه ؟  لابد بيشتر ميخنديد .  خوب  حالا از مورچه  بخواهيد كه خدا را برايتان توصيف كند . مسلما  آن را به شكل و وضعي شرح ميدهد كه براي خودش قابل درك ميباشد . و   به احتمال زياد   او را مورچه اي بسيار نيرومند و قوي مثلا به اندازه يك فيل تصور خواهد كرد كه در سوراخ بزرگتري زندگي ميكند .  مگرنه ؟!   

 

راستي شما چقدر اين جهان  و خالق آن  را ميشناسيد ؟

شهريور 85

 

شگفتيهاي جهان هستي را ببينيد  

 

 

 

 آيا شما به خدا اعتقاد داريد ؟

 

تقريبا كسي نيست كه دلش نخواسته باشد حداقل يك بار اين سوال را از بعضي ها بپرسد . اين بعضي ها ، برخي مواقع دوستان و عزيزان شما هستند و گاهي هم كساني كه به دليلي مايل هستيد نظر آنها را بدانيد . برخي از دوستان عزيز و اغلب ناديده من نيز گاه اين سوال را از من ميكنند . بنابراين ديدم شايد بد نباشد اگر چند خطي در اين باره بنويسم  تا  پاسخ كوتاهي هم  به اين دوستان  ناديده ام داده باشم .

دوست عزيز ، من به علم و دانش خيلي علاقه دارم در جهان علم ، اول چيزي را تعريف ميكنند و سپس بر اساس آن سوالي را مطرح ميكنند .  بنابراين  به نظر من  بايد اول تعريفي از اين خدايي كه اعتقاد به آن را مورد پرسش  قرار ميدهيم مشخص كنيم و بعد در مورد آن صحبت  كنيم . چون احتمالا دو نفر را در سرتاسر  گيتي پيدا نخواهيد كرد كه مشخصات خدايي كه باور دارند يكسان باشد .در طول تاريخ  بسياري از انسانها  دقيقا  همه صفات و خصوصيات  انساني  خود را به خدا هم  نسبت ميدهند  اما با قدرتي  بيشتر . متفكري گفته است اگر فيلها ميتوانستند خدايشان را توصيف كنند حتما او را به شكل يك فيل بزرگ وصف ميكردند .  و متفكر ديگري هم كه دلش از اينهمه ظلم و بي عدالتي در جهان  به درد آمده  نيز گفته است كه ترجيح ميدهد كه بپذيرد خدايي در كار نيست  تا باشد و اينهمه ظلم و ستم در جهان را ببيند و  كاري نكند  . برخي  خالقي براي جهان  را ميپذيرند  اما  ميگويند هيچ اطلاعي از آن خدا  و اينكه چرا اين كار را كرده ندارند . معتقدند كه خالقي ، جهاني را  با قوانيني ساخته  و آن جهان كار خودش را مطابق آن قوانين انجام ميدهد و برخي هم در نقطه مقابل  اين بينش ،  خدايي را باور دارند كه همه موجودات ساخته خود را با دقت  تمام   تحت نظر دارد و برگ درختي تكان نميخورد مگر به اراده او . و البته عده اي نيز اين پرسش را مطرح ميكنند كه  در اين صورت وعده پاداش و مجازات براي كساني كه تنها هنرپيشه ايفاي نقشي هستند  چه مفهومي خواهد داشت ؟  در پيرامون  همه اين پرسش ها هم  نظرات زيادي مطرح ميباشد  .  برخي اساسا خدايي را باور ندارند و ميگويند بنا به دلايلي كه نميدانيم  و علاقه اي هم نداريم كه بدانيم  اين جهان بوجود آمده و اين هست كه هست . برخي هم مانند  فيزيكدان ها كه هم علاقه دارند و هم دنبال چرا ها ميگردند  ميگويند در اين باره  نظري ندارند زيرا آنچه آنها ميدانند اين است كه  نزديك به 14 ميليارد سال قبل چيزي كه ما جهان ميناميم و زمان و مكان و خود ما  جزئي از آن هستيم بوجود آمد . فيزيك دان ها تا  ثانيه اول آغاز جهان را هم با دقت بيان ميكنند  اما از آنچه در لحظه اول بوده و ماهيت و چگونگي آن چيزي نميدانند و حرفي هم نميزنند  . عده اي اثبات وجود خدا را كار دل ميدانند  و معتقد هستند دل انسان به ضرورت وجود خدا گواهي ميدهد و نيازي به اثبات  ندارد . و خلاصه نظرات  بسيار بسيار  متفاوتي در اين باره وجود دارد و پيرامون هر يك نيز بحث هاي فراوان  . بنابراين  به نظر من اگر به دليلي لازم داشتيم كه  اين سوال را از كسي بپرسم  بهتر است اول مشخصات و تعريف خود را از آن خدا بيان كنيم و بعد بپرسيم كه او را باور داري يا نه .  

حالا اگر مثلا شما از من بپرسيد كه خدايي را كه در خيلي از نامه ها و نوشته هاي  اينترنتي  اين روزها همه  به هم خبر ميدهند را   باور داريد ؟ پاسخ من منفي  است زيرا شواهد بينهايت زيادي در نقض اين گونه نوشته ها وجود دارد .  ايميل هاي بسيار زياد و زيبايي تحت عنوان نامه به خدا و يا تشكر ، پرسش ، شكايت و ... از خدا در اينترنت منتشر ميشود  كه همه ما دريافت ميكنيم  . گاه مطالب بسيار زيبايي نيز در اين نامه ها وجود دارد و براستي انسان را   تحت تاثير قرار ميدهد اما آيا همه انسانها ميتوانند مخاطب اين ايميل ها باشند  و به مانند من و شما از آن لذت برده و احساس آرامش كنند ؟ زيرا ما  به احتمال بسيار در شرايطي آن ايميل را ميخوانيم كه سالم و سير در جلوي مانيتور ديجيتال رايانه شخصي مان  آن را ميخوانيم . اما اين بار كه يكي از اين ايميل ها به دست شما رسيد آن را براي اين  كودك گرسنه و ناتوان آفريقايي كه در انتظار رسيدن خواهر 8  ساله اش بر خاك  ميغلطد   و يا آن كودك گرسنه آفريقايي  كه لاشخوري به انتظار مرگش نشسته هم بفرستيد و نظر او را هم جويا شويد .

 

بنابراين ميبينيد كه  تعريف خدايي كه مورد پرسش قرار بسيار اهميت دارد . و  البته حتي خود اين تعريف نيز در طول زندگي ما تغيير ميكند  و با افزايش درك و دانش ما از  خود و جهان پيرامونمان  و يا تغيير شرايطي كه در آن قرار داريم ، خدايي كه مورد نظرمان هست  نيز تغيير كرده و يا  متحول ميشود . به عبارتي ديگر  خدايي در ذهن ما ميميرد و خدايي ديگر جاي آن را ميگيرد . در ذهن اجدادمان  خداياني  از چوب ، آهن ، خرما و  سنگ وجود داشت كه ميتوان گفت همه مردند  و جاي آنها را  خداياني  ديگر و بزرگتر گرفتند  . سپس همانطور كه  بشر اطلاعات و دانش بيشتري از جهان كسب ميكرد    به كوچكي آنها پي برده و  به سراغ  خدايان بزرگتر ديگري چون خورشيد و ماه ميرفت   و  داستاني كه خود بهتر ميدانيد  . ( اگر بشري باقي بماند و  علم و دانش و تمدن او به همين سرعت پيشرفت كند  ببينيد كه تنها در چند قرن ديگر  ديد آنها نسبت به جهان و مسائلي كه ما اينك بدان مي انديشيم چقدر جلو تر از امروز ما خواهد بود )

 

بنابراين دوست عزيز من  ،اول بايد تعريف چيزي كه مورد سوالتان است را به دقت مشخص كنيد تا  بتوان به آن پاسخ داد  . و چون اين تعريف به تعداد افراد بشر  و حال و هواي آنها  متفاوت است،  پاسخ هايش  نيز به همان  اندازه متفاوت خواهد بود .  بنابراين  من بر اين باورم كه بهتر است تا   به  نداي جان و خرد خود در مورد اين پرسش گوش دهيم  و آن را ملكه ذهنمان سازيم . و به همين دليل نيز  بر اين باورم كه ، هرچه   دانش و  خرد نيرومند تري داشته باشيم  ديدگاه و  تعريفمان از خدا نيز  متعالي تر خواهد  - فيلم شگفتيهاي جهان هستي را ببينيد -     با زير نويس فارسي براي ناشنوايان .   آيا خدايي كه يك دانشمند كيهان شناس در پشت تلسكوپ و يا يك زيست شناس در پشت ميكروسكوپ مشاهده ميكند و دركي كه آنها از جهان و خالق آن دارند ،    با  خدايي  فردي  بيگانه با دانش ، يكي است ؟  حتي  عارفي چون مولوي نيز در داستان  زيباي  موسي و شبان  خدايي متفاوت براي اين دو ميبيند همچنانكه خود نيز در طول سرودن مثنوي ديدگاهاي متفاوتي را تجربه ميكند .  

 

و  اما در پايان اشاره به اين نكته اگر پاسخ اين پرسش ها را بيابيم  احتمالا  ديگر نيازي به اينكه از كسي چنين سوالي را بپرسيم نيز  نخواهيم داشت .

 

 

تذكر : دانشمندان متوجه شدند كه همه ستاره ها و كهكشانهايي كه ما ميبينيم  در حال دور شدن از هم ميباشند .  اين امر يعني در گذشته آنها به هم نزديك تر بوده اند . دانشمندان توسط محاسبه توانسته اند  بدانند كه با اين سرعت و وضعيتي كه اين ستاره ها و كهكشان ها از هم دور ميشوند  در حدود 14  ميليارد سال قبل همگي در يك نقطه متمركز بوده اند  اما اين همه تمركز در يك نقطه  شرايط فيزيكي خاصي مانند درجه حرارت ، فشار و ... بينهايت ايجاد ميكند كه فيزيك دانها  توضيحي براي آن لحظه ندارند .  براي اطلاعات بيشتر به بخش نجوم مراجعه كنيد .

 

مظفر شريعتي

خرداد  88

 

 

 

فيلم شگفتيهاي جهان هستي را ببينيد     

 

 

اپراي زيباي موسي و شبان   را نيز ببينيد         توضيح

 

آذر 88

 

 

 

 

 

باز گشت به صفحه اصلي