اولين كامپيوتر من  !

حدود  بيست سال قبل ، كامپيوتر هاي 80186   تازه وارد بازار شده بودند فقط با دو فلاپي درايو  آنهم از نوع قديم  360  كيلوبايتي و بدون هارد ديسك !  برادر من به دليل آنكه رشته اش فيزيك بود  يكي از آنها خريد  اما من در آن مقطع شديدا درگير درس خواندن بودم و كامپيوتر هم  نه  در رشته اي كه درس ميخواندم   و مه  زمينه اي كه كار ميكردم و  در آن زمان   نقشي نداشت . بنابراين با وجوديكه در خانه  ، كامپيوتر بود من كاري به آن نداشتم  . مدتي بعد هم برادرم  كه در دانشگاه با كامپيوتر هاي قوي تري كار ميكرد  كامپيوترش را فروخت  . اما تقريبا درست پس از آن بود كه  يك روز در شركتي كه كار ميكردم  كامپيوتر  تزئيني ! اتاق مدير عامل را كه يك كامپيوتر 186  بود آوردند به محل كار من كه يك آزمايشگاه الكترونيك بود و براي تزئين بهتر دفتر مدير عامل يك كامپيوتر 286  كه تازه آمده بود  گذاشتند آنجا ! . القصه  آن روز همه همكارها دور كامپيوتر جمع شده بوديم و نگاهش ميكرديم . اما من كه برادرم در خانه كامپيوتر داشت و چند تا كلمه در باره آن ميدانستم   يكي دو تا فرمان   Dir   و Dir/p   و Time   و   Date   وارد كردم و  گفتم كه به كامپيوتر واردم . خوشبختانه  كاري پيش آمد و كسي فرصت نكرد چيز ديگري از من بپرسد  چون  بيشتر از  اين  هم چيزي بلد نبودم . اما گفتم كه اگر همكاران خواستند ميتوانم فردا  چيزهاي بيشتري به آنها بگويم !

در فرصتي مناسب  اندازه صفحه كليد كامپيوتر را گرفتم و شكل دكمه هاي آن را در اندازه واقعي  روي  كاغذي  رسم كردم و  شب در خانه  آن را روي مقوايي كشيدم  . تا همين چند روز قبل يك كامپيوتر در خانه بود و من وقت نداشتم  با آن كاري كنم   و حالا  فردا ميخواهم به همكارانم كامپيوتر ياد بدهم  در حاليكه خودم هنوز چيزي بلد نيستم .   فورا كتاب Dos  را آوردم  و پشت صفحه كليد مقوايي ام نشستم  و فرامين داس را  خواندم  و در ذهنم مجسم كردم .  و روي صفحه كليد مقوايي تمرين كردم  تا دستم  سريع شود .  چون به هر حال چيز هايي از كامپيوتر ديده بودم    قدرت  تجسم  آنها را داشتم . خلاصه  فردا صبح كه سر كار رفتم  يك پا استاد كامپيوتر شده بودم  و فرامين    Md     /  CD   اين چيزها  را هم براي همكارانم توضيح دادم  . و خلاصه نشستم پشت كامپيوتر .  بعد هم  در حاليكه هنوز چيزي از برنامه نويسي هم نميدانستم   گفتم كه ميخواهم يك برنامه براي قسمت  بنويسم و اطلاعات قسمت را وارد كامپيوتر كنم . و البته براي اين كار  مشكل چنداني نداشتم  چون ديگر كتاب  فاكس پرو  را ميگذاشتم  كنارم و  برنامه مينوشتم و البته چون خواهر زاده من هم برنامه نويس ماهري در فاكس پرو بود   اشكالات مرا هم او  برطرف ميكرد .  و خلاصه  كارم  از الكترونيك تبديل  شد  به كامپيوتر و آنقدر به اين  كار علاقه نشان دادم  كه چند سال   بعد  پس از آنكه برنامه  خيلي خوبي هم  براي شركت نوشته بودم  با اردنگي از شركت   انداختنم بيرون !  و البته تنها چيزي كه بابت  آنهمه سابقه كاري  از آن شركت  نصيبم شد  هم   تنها يك كامپيوتر  286  بود   آنهم بدون مانيتور .  اما به هر حال وارد دنياي كامپيوتر شده بودم  كه تا كنون هم در آن قرار دارم .  اما  آن  صفحه كليد  مقوايي و به عبارتي  آن اولين كامپيوترم را هنوز  نگاه داشته ام .

يراي آنها كه نميدانند  كامپيوتر ها ي خانگي  معروف  به   PC    با سري 8086  شروع شد  بعد  80168    سپس  286   ( همان 80286  ) ،  386     بعد  486    بعد مدل هاي مختلف 486  و در آخر  نسل  پنتيوم شروع  شد   و پس از آن  تازه  انواع  مختلف  پنتيوم  1 و 2 و 3 و 4  و  تا به امروز  كه ديگر  خبر داريد .

 

 

 

درباره من

تماس با من

نوشته ها

گفتگو

 كارهاي   صوتي    /  تصويري

فهرست مطالب جديد

توليدات

 گزيده ها

پشتيباني  

   Youtub   

 افسانه

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

رايانه

روان شناسي

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

عكس

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

  گوناگون   

كتابخانه

فيلمهاي مستند علمي

 

~باز گشت به صفحه اول