درس و تجربه اي تكراري

هيچ چيز با ارزشي  را رايگان  و به عنوان هديه به كسي ندهيد . زيرا قطعا تصور خواهد كرد كه چيز بي ارزش و دور انداختني به او داده ايد .

 

در پي درخواست يكي از دوستان  مبني بر ارسال مجموعه از زبان ديگران  2 ( پرسش و پاسخ هاي روانشناسي با دكتر هلاكويي ) به سراغ هارد ديسكي كه اين مجموعه ها روي آن قرار داشت رفتم . به دليلي نامعلوم فقط مجموعه هاي يك تا پنج اين سري روي هارد وجود داشت و بقيه گم شده بودند. چرايش را نميدانم چون تهيه اين مجموعه مربوط به چند سال قبل بود و از آن موقع تا به حال هم فقط چند  نفر اين مجموعه را  درخواست  كرده بودند !به سراغ نسخه كپي بر روي   DVD   رفتم . اما دو مجموعه از آنها هم باز به هر علتي آسيب ديده بودند و پخش نميشدند . ( براي تهيه پشتيبان از چيز هاي با ارزش حتما از دي وي دي هاي خام  با كيفيت بالا – و قيمت بسيار بالا -  استفاده كنيد  . گرچه خود من هم نميكنم ! )  به  فكر افتادم كه از روي  چند نسخه اي كه به عنوان هديه در همان ابتداي توليد در اختيار  برخي دوستان و نزديكان  قرار  داده بودم يك كپي مجدد براي خود تهيه كنم و لذا گوشي تلفن را برداشته و  به دوستان و آشناياني  كه اين مجموعه را به آنها هديه داده بودم  زنگ زدم :

سلام ، يادته چند سال قبل يك مجموعه به نام از زبان ديگران 2 ،  گزيده صحبت هاي دكتر هلاكويي را بهت دادم ؟  آيا هنوز اونو داري ؟  ميخواستم  از يكي از سي دي هاش يك كپي بگيرم آخه نسخه خودم خراب شده .

دكتر  كي ؟!  ....     از زبان چي ؟!        كي ؟!          ...    آهان          آره يادم اومد .       بگذار از ... بپرسم    .           نه  اونم خبر نداره  چي شده    احتمالا قاطي سي دي بچه ها  باشه   .  اگه پيدا شد  خبرت ميكنم .

نفر دوم :

آره   يادمه   اما  من  هنوز  نديدمش  .  نميدونم كجاست .  اگه پيداش كردم  چشم .

نفر سوم :

آره يادمه     ولي دادمش به يك نفر   ديگه 

و خلاصه هيچكدام از كساني كه  اين مجموعه را كه حدود شش تا يكسال كار سخت   صرف تهيه اش كرده بودم و به عنوان هديه  به كساني داده بودم  كه اطمينان داشتم  حداقل چند بخش از صحبتهاي ارائه شده در آن مجموعه ، به احتمال بسيار  داروي درد آنها نيز خواهد  بود .آري هيچكدام از اين افراد  اين هديه و گنج  بزرگي كه به آنها داده بودم  را نه  ديده بودند و نه  ميدانستند آن را چه كرده اند   !!  و چقدر هم دردناك است كه ببيني  دارويي  را در اختيار فردي قرار داده باشي  اما او استفاده نكند و ...  ( داستان كوتاه پني سلين را بخوانيد )  درست  همانگونه كه در مورد يكي از كارهاي صوتي نيز اتفاق افتاد و در اينجا نوشته بودم .

 خلاصه  تقريبا همه كساني كه اين مجموعه را به آنها داده بودم  جوابهاي مشابهي به من دادند . خوشبختانه هفته قبل تنها  نسخه خودم را در اختيار دوستي ناديده و همدرد قرار داده بودم  چرا كه تصور ميكردم  همه آنها روي هارد و دي وي دي به صورت  كامل و سالم  موجود هستند  . در هر حال  خوشبختانه توانستم با او تماس گرفته و ايشان هم لطف كردند و قرار شد يك كپي از دو مجموعه اي كه كم داشتم را برايم بفرستند .

 اما تنها درسهايي  كه اين ماجرا و موارد مشابه به من ميدهد ( كه البته تا كنون بار ها داده است !)  اين است كه  :

1-     بر خلاف گفته اي از گاليله كه در ابتداي   همه كارهاي من قرار دارد و از جمله در لگوي سايت و آگهي آن ،    هيچ چيز را  نميتوان به كسي آموخت  و نميتوان هم  به او كمك كرد تا خود بياموزد .   چون اصلا دوست ندارد كه بياموزد . 

)  هيچ چيز را نميتوان به كسي  ياد داد . اما ميتوان به او كمك كرد تا خود حقيقت را بيابد        گاليله )

 

2-     به هيچ فردي كه تشنه نيست  آب ندهيد  . ( داستان كوتاه پني سلين را بخوانيد  )  و    هيچ چيز با ارزشي  را رايگان  و به عنوان هديه به كسي ندهيد . زيرا قطعا تصور خواهد كرد كه چيز بي ارزش و دور انداختني به او داده ايد .

3-    درست است كه همه ما انسانها در كشتي مشتركي سوار هستيم  كه اگر در اثر جهل و ناداني و خطاي  ديگران صدمه اي ببيند  همه غرق خواهيم شد  ، اما  گاهي فكر ميكنم  وقتي كاري هم از دستمان ساخته نيست و غرق شدن كشتي هم قطعي است . بايد مثل آن چند نوازنده  فيلم تايتانيك  ، موزيكمان را بزنيم و اصراري هم نداشته باشيم  كه كسي گوش كند . چون ظاهرا  فرقي هم نميكند ! 

مظفر شريعتي

شهريور 90

 

~باز گشت به صفحه اول