در فقدان انسانيت  

 در فقدان انسانيت يعني همان چيز خوبي كه همه  حتي آنهايي كه بدان عمل نميكنند  آن را ميشناسند  و ميدانند كه خوب است :

آدمها به خطر ناكترين و مهيب ترين موجوداتي بدل ميشوند كه ميتوان تصور نمود .    آنها  بر حسب ميزان قدرت خود  و بدون هيچ مانعي  منابع جهان را به نفع شخصي خود مصرف  ميكنند و مرزي براي آن وجود ندارد . هر چه بيشتر بدست آورند بيشتر تشنه ميشوند و بيشتر و بيشتر خرج ميكنند .  بدنه اتومبيل يا هواپيماي خود  را از الماس ميسازند و صندلي و تخت خواب و هر آنچه در اطرافشان باشد را  از طلا . شراب جرعه اي يك ميليون دلار مينوشند و .... و البته  گاهي هم  در حضور رسانه ها مبالغي خرج بنياد هاي نيكو كاري ميكنند  !!

و در فقدان انسانيت  آدمهاي ديگر و ساختارهاي اجتماعي  جامعه  نيز در تامين نياز هاي مادي و قانوني  اين گونه انسانها !  كمر خدمت را تا زانو خم ميكنند . و به اين ترتيب آدمهاي خطرناك روز به روز با استفاده از اين عوامل   بر قدرت مهيب و غير انساني خود مي افزايند و آدمهاي خوب روز به روز كمتر و كمتر ميشوند تا نسلشان منقرض شود .

و سرانجام آدمهاي بد از آنجا كه با امثال خود نيز  نميتوانند  خوب عمل كنند  ، سرانجام  رو در روي يكديگر قرار گرفته ، به جنگ هم در خواهند آمد  و متاسفانه در اين جنگ  همه چيز هاي ديگر  و حتي حيات و طبيعت  را نابود خواهند ساخت .

و باز  آدمياني ديگر و تكرار و  تكرار و   تكرار ...    تا شايد  روزي و در جايي از اين جهان بس عظيم  آدمهايي  اما انسان  پا به عرصه وجود نهند .   شايد  .    عمر  ماه كوتاه است ،  اما  صبر طبيعت بي حد

چرا جهان اين اندازه عظيم است

خاطرات كودكي

ويدئو

مظفر شريعتي

تير ماه 90

 

كودك فقير و مدرسه 2.jpg

كودك فقير 1.jpg

ثروت 1.jpg

 

 

 

 

www.shariaty.com

 

~باز گشت به صفحه اول