يك بار و
براي هميشه و
براي مخالفان
نسبيت
دوست
عزيز
چه شما
قبول داشته
باشيد كه چرا
و چگونه هواپيمايي
با صدها تن
وزن پرواز
ميكند و با
فشار دادن يك
كليد ، خلبان
ميتواند چرتي
بزند و استراحتي
بكند و
هواپيما خودش
بقيه سفر را
انجام دهد . و
چه قبول
نداشته باشيد
. هواپيما ها
پرواز ميكنند
و
امروزه همه اين
را ميدانند حتي خود
شما . موقعيت
اين
هواپيماها و
همچنين
موقعيت
اتوموبيل
خود شما در
روي زمين با
خطاي حداكثر يك متر توسط سيستم
جي پي اس ( 1) تعيين
ميشود . و اگر
فرمول و
محاسبات نسبيتي
انشتين را از
جي پي اس ها حذف
كنند خطاي
محاسبه به
كيلومتر ها
ميرسد
و همه
هواپيماهاي
دنيا به هم
برخورد ميكنند . البته
قطعا بسياري
از كساني كه
سوار هواپيما
ميشوند نه از
چگونگي پرواز
هواپيما چيزي
ميدانند و نه
از چگونگي كار
سيستم
جي پي اس GPS) ) و دنياي
پيچيده
الكترونيكي كه آن را
كنترل ميكند . قرار
هم
نيست كه
همه ، همه چيز
را بدانند .
اما حداقل اين
درك را دارند
كه بدانند متخصصاني
كه اين چيز ها را
ساخته اند ، سخن و
كارشان
درست بوده و
هست و چه
خودشان و چه
فرزندانشان
اگر بخواهند
در اين زمينه
بيشتر بدانند
و بطور
عملي
كاري انجام
دهند ،
چاره اي جز تحصيل
و تحصيل و
تحصيل ندارند
. اگر خيال
ميكنيد نسبيت
خلاف ميگويد بدانيد
كه اگر خاموشش
كنند
ديگر نميتواني
سوار هاپيما
بشوي . دوست
عزيز ، كسي كه
قلبش را هم
عمل ميكند شايد چيزي از
تفاوت
قلب با ريه نداند اما ميداند
كه جراح و تيم
جراحي كه قرار
است
قلب او را
عمل كنند ،
بخوبي ميدانند
كه چه ميگويند
و چه ميكنند . حال شما كه
احتمالا الفباي
مطالبي از
فيزيك و شيمي
و رياضي و .. را كه در مدرسه
هم خوانده
بودي و با
هزار كلك و
تقلب نمره اي براي
قبولي رديف
كرده بودي ، از
خاطر برده اي
و احتمالا
الان تفاوت نيرو ، و باتري
نيرو
را نميداني ، پايت
را گذاشته اي
روي پاي ديگرت
و جلوي تلويزيون
فيلم يا خبري
از
سرعت
نور و نسبيت
و انشتين و ..
شنيده اي و چون
چيزي نفهميدي
و برايت عجيب
بوده اند ، نخوانده
و زحمت نكشيده
و تحصيل
نكرده
،دانشمند
شده اي و
ميخواهي چون اين
مفاهيم
برايت
خنده دار و
عجيب هستند با
استهزا آنها
را رد كني !! و از من
هم ميخواهي كه
اگر
فيزيكداني
ميشناسم اين اراجيف
را به او
برسانم !
دوست
عزيز
هيچ اشكالي
ندارد
كه چيزي را
نفهمي اما
اگر
غير
كارشناسانه و غير
علمي بخواهي
آنها را رد
كرده و يا به
استهزا بگيري
، اطمينان
داشته باش كه
تنها خودت را
رنج ميدهي و براي هيچ كس
هم اهميت
ندارد كه تو
چه ميگويي و اگر من
هم اين چند خط
را در پاسخ تو
مينويسم نه به
خاطر اين است
كه مطالبت
ارزش پاسخ
دادن داشته
است
بلكه به اين
دليل كه
ديگران
شايد با
خواندن اين چند
خط ،
راه و
اشتباه تو را
تكرار نكنند .
و با اين قبيل
نوشتن ها نه
خودشان را مضحكه
كنند
نه وقت
ديگران را
بگيرند .
دوست
عزيز
روزي كه كپرنيك بيان
كرد كه زمين
مركز منظومه
شمسي
نيست
همينگونه كه
شما اكنون با طعنه
و تمسخر به
انشتين و
نسبيت
ميخنديد آنها هم
به او
ميخنديدند دليلشان
هم اتفاقا معقول
بود و
خود نشاني از
هوش شگرف بشر . آنها
ميگفتند هر
ابلهي ميبيند
كه در آسمان
خورشيد
است كه دور
زمين ميگردد .
و كشف اين
مطلب هم صد
البته
هوش انساني
ميخواهد و از عهده
هيچيك از ديگر
موجودات روي
زمين
ساخته نيست . اما
انسانها به
تدريج چيز ها
ميبينند و
چيزها مي
آموزند و به
يكديگر منتقل
ميكنند و
بتدريج بيشتر
و بيشتر
ميدانند و
ميفهمند و
باهوش تر و باهوش
تر ميشوند . و چون
توان ساخت
ابزار هاي
بسيار دقيق را
هم دارند كم كم اندازه
گيزي ها و
مشاهداتشان
هم دقيق تر و دقيق
تر ميشود .
روزگاري
بيشترين سرعتي
كه انسانها
ميتوانستند
داشته
باشند و يا
ببينند
سرعت يك اسب
سوار و يا درشكه
اي بود
كه توسط چند
اسب كشيده
ميشد .
اما كم كم راه آهن
و قطار هايي
ساختند كه با
سرعت
بيشتر از 150 كيلومتر
در ساعت حركت
ميكرد و
مسافرانش هم
ميتوانستند
درون سالن هاي
طويل آن راه
بروند . از
اينجا بود كه
كم كم
انسانهاي
باهوش متوجه
چيز هايي شدند
كه قبلا نشده بودند از جمله
اينكه وقتي يك
نفر درون قطار
يك چيزي
را از
روي نيز به
زمين مي
اندازد
خود او تصور
ميكند كه آن
چيز در مسيري عمودي
پايين ميز افتاد اما كسي
كه
كنار قطار و
روي زمين
ايستاده و
قطار با سرعت
از جلويش حركت
كرده بود ادعا ميكند
كه آن جسم در
مسيري غير
عمود به زمين
افتاده است و
البته
هر دو هم
درست ميگويند
. بعد
وقتي
انسان
توانست سرعت
حركت صوت را
در هوا اندازه
بگيرد
و ابزار و
ساعتهاي
دقيقي براي
تعيين سرعتهاي
زياد ساخت
متوجه شد كه سرعت
صوت در هوا
حدود 330
متر در ثانيه
است
يعني اگر در
فاصله يك
كيلومتري از
كسي قرار
بگيريد و به
سوي او
شليك كنيد با
اميد اينكه
تيرتان به خطا
برود
اما او
تقريبا سه
ثانيه بعد از
اينكه نور اسلحه
شما را ديد
يعني لحظه
شليك ،
صداي آن را هم
ميشنود .
حالا فرض
كنيد يك نفر
هم سوار بر يك
ماشين
با موتور جت و با
سرعت 230
كيلومتر بر
ثانيه و درست
همزمان با
شليك گلوله و
حركت صداي
آن، به
سمت شما حركت
كند . اگر از
شخصي كه درون
اين ماشين سوار
است بپرسيد كه
صداي گلوله يا
همان سرعت صوت
گلوله
را حساب كند او به
شما خواهد گفت
كه صداي گلوله
دارد با سرعت
100 متر بر
ثانيه حركت ميكند
. اين را
ما انسانهاي
اين دوره و
زمانه با همين
مختصر هوش و دانستنيهاي
رياضي و فيزيك
و تجارب
روزانه
ميتوانيم درك
كنيم .
در بزرگراهها
هم
وقتي
رانندگي
ميكنيم مشاهده
ميكنيم كه داريم
با سرعت 120
كيلومتر در
ساعت
رانندگي
ميكنيم و لي ماشيني كه با
سرعت 150
كيلومتر از كنار
ما سبقت
ميگيرد
براي ما
ماشيني است كه
با سرعت تنها
سي كيلومتر
حركت ميكند . اما
بشر كم
كم
توانست
ابزار بسيار
دقيقي بسازد
و
بتواند سرعت
مافوق تصور
نور را
هم اندازه
بگيرد
حتي در
مسافتهاي كم . و اينجا
بود كه آنچه
ميديد و
اندازه
ميگرفت را نميتوانست بفهمد . و به قول
معروف با عقلش
جور در نمي
آمد
همانطور كه
شما هم اكنون
با عقلتان جور
در نمي آيد . اما
آدمهاي باهوش
بشر
عقلشان را روي
هم گذاشتند و
با آزمايشهاي
بسيار
هوشندانه (2)و
ابزار
فوق دقيق
سرانجام راز
داستان را درك
كردند و آن
نسبيت بود .
قوانين
فيزيك و از
جمله سرعت نور
به حال و هواي
ناظران آن
بستگي ندارد
و براي
همه ناظران در
هر سرعت و
وضعيتي كه
باشند ثابت
است .
هيچ
جرمي
نميتواند به
سرعتي بالاتر
از سرعت نور دست
يابد . در
سرعتهاي بالا
( از نصف سرعت
نور به بالا )
هر چه بخواهيم
جرم سرعت
بيشتري
بگيرد
بايد
نيروي
بيشتري مصرف كنيم و در مرز
سرعت نور ميزان
اين نيرو به
بينهايت
ميرسد
كه بنابراين عملا
ممكن نيست
بتوانيم جرمي
حتي به
اندازه
يك الكترون را به
چنين سرعتي
برسانيم .
فضا و
زمان به صورت
دو مفهوم
مستقل آنگونه
كه در ذهن ما
جاي دارد وجود
ندارد .
دو رخداد الف
و ب كه
در محل هاي
مختلف روي
داده اند ممكن
است
براي ناظران
دقيق
مختلف
همزمان ، غير
همزمان و با
ترتيب مخالفي
در اولويت باشند . يك زمان
كلي كيهاني آنطور
كه در ذهن ما
وجود
دارد ، وجود
ندارد !
نوشته
نسبيت خاص
را بخوانيد .
ساعتي
كه با سرعت
بيشتر حركت
كند
كند تر كار
ميكند
ولي
نه به
دليل
اشكال
مكانيكي يا فني .
اگر شما با
سرعت نزديك
نور با سفينه
اي به فضا
برويد و بعد
از مدتي
برگرديد شما جوان مانده
ايد
اما ممكن است
ديگر هيچيك از
دوستان و
بستگانتان
زنده نباشند .
و ..... كه تا كنون در هيچ
آزمايشي نه
تنها خلاف
آنها اثبات
نشده است بلكه
هر آزمايش
جديدي كه
ترتيب داده
ميشود درستي
اين نظريه را
بيشتر اثبات
ميكند .
نظريه نسبيت
پيش بيني كرده
بود كه نور در
هنگام عبور از
كنار اجرام
سنگيني
چون ستاره
ها خم
ميشود و از
مسير مستقيم خارج
ميشود . نبوغ
يك دانشمند
(آرتور
ادينگتون انگليسي
) در سال
1919 اين
ادعا را اثبات
كرد . او
در حالت
خورشيد
گرفتگي ( كسوف ) توانست
نشان دهد كه
نور ستاره اي
كه از نزديك
خورشيد
عبور ميكند اندكي و
درست
به همان
ميزان كه اين
نظريه پيش
بيني ميكند منحرف
شده است .
نوشته نسبيت
عام را
بخوانيد .
حالا
دوست عزيز اگر
ميخواهي نسبيت
را بفهمي بايد
آستينهايت را
بالا بزني و
اول معلومات
دبيرستاني ات
را از رياضي و
فيزيك دوباره
تجديد كني و
خوب آنها را
بفهمي . سپس
چهار سال هم
درسهاي رشته فيزيك
دانشگاه را
بخواني آنوقت
اگر چه
شايد هنوز
نتواني
نسبيت را درك
كني
اما ديگر
ميفهمي كه
نميتواني آن
را
ناديده
بگيري و يا
ردش كني . بعد وقتي
پنج ، شش سالي هم وقتت را
روي كتابها و
درسهاي دوره فوق
ليسانس و
دكتري فيزيك
گذاشتي
و موهاي سرت
سپيد شد
، ميتواني
نسبيت را درك
كني و اگر
كارت را خوب
بلد شده باشي
ميتواني در اداره
اي كه با توجه
به روابط
نسبيتي
ماهواره هاي
رهياب GPS را
كنترل ميكنند
و ساعتهاي
اتمي آنها را
تنظيم ميكنند شغلي
براي خودت
بگيري .
و اگر هم
توان اينهمه
فعاليت را
نداري ،
خيلي
خيلي آسان درست
همانطور كه
دكتر هم نيستي
،
مهندس و
مكانيك و ... هم
نيستي اما به حرف
متخصصاني كه
عمري را در
اين رشته ها
سپري كرده اند اعتماد
ميكني .
كافي است وقتي
ميشنوي
كه دانشمندان
فيزيك
مراجع معتبر
، به صورت يكصدا چيزي را
ميگويند آن را
بپذيري . البته
دانشمندان بين
خودشان
بحث و جدلهاي
فني
زيادي
دارند
اما
اين بخش مهم
و اجتناب
ناپذير ي از
دانشمند
بودنشان است و به ما كه
فقط ميخواهيم
در حد معلومات
عمومي از
نتايج تلاش و
تحقيقاتشان
بهره ببريم
مربوط نيست .
فرض كن
موجودي تنها
دو بعد را حس
ميكند يعني
طول و عرض . نقطه اي
روي يك
كاغذ دو بعدي
حركت ميكند .
حال اين نقطه
در محلي كه
كاغذ سوراخ
است
چند
سانتيمتر مي
افتد پايين . اگر
موجودي
دو بعدي باشي هر چه به
تو بگويند كه
نقطه
غيب نشد بلكه امد
پايين ( بعد
سوم ) تو
نميفهمي . در
فيزيك هم
مسائلي وجود
دارد
كه براي آنكه
دركش كني بايد موهايت
سپيد شود و
جانت در آيد تا
بفهمي .
بنابراين
وقتي
كسي كه از
كتابهاي
فيزيك مدرسه
اش هم چيزي را
به خاطر ندارد
، چيزي!
ميگويد ، هيچ
عاقلي
گوش نميدهد بويژه
اهل آن رشته .
بنابراين نوشته
هاي شما در
مورد رد
نظريه
نسبيت
فقط به درد
خودتان
ميخورد و هيچ
فيزيك داني
حاضر به
خواندن آنها
نيست . و شما
دوست عزيز لطفا يك
بار هم كه شده
اگر چه برايت
دشوار است اما
كتاب علم و
نابخردي را كه
گزيده اي از
آن در بخش كتابخانه
همين پايگاه
قرار دارد و نيز
نوشته
" باور
كنيم كه
جهان علم و
دانش
مدتهاست كه
از مرحله
كوبيدن و مخلوط
كردن
مواد و
كيمياگري هاي
انفرادي در زير
زمين خانه عبور
كرده است. را
بخوان .
لطفا و جون
هر كي كه دوست
داري
1- اطلاعاتي
در مورد جي پي
اس به زبان
ساده
توسط دكتر
احمد شريعتي دكتراي
فيزيك
-2-زمين
در مداري
تقريبا دايره
اي به دور
خورشيد ميگردد
بنابراين شش
ماه از سال در
فضا دارد به
يك سمت ميرود و شش ماه
بعد در
خلاف آن مسير
حركت ميكند . دو
دانشمند به
نام مايكلسون
و مورلي
در سال 1881 سرعت
نور را در اين
دو جهت متفاوت
در فضا اندازه
گرفتند
اما به اين
نتيجه رسيدند
كه اين سرعت
در هر دو جهت كاملا
يكي است . چيزي
كه با تجربيات
روزانه ما از جمله
آزمايش با
سرعت صوت و
دانش بشر تا
آن زمان جور
در نمي آمد . تا
اينكه
سرانجام
انشتين در سال
1905 بر
مبناي
كشفياتي كه تا آن
زمان صورت گرفته
بود و بويژه
پس از نظريه فيتز
جرالد و تكميل
آن توسط
لورنتز
نظريه
نسبيت خود را
مطرح كرد و
نقاب از اين
راز برداشت . نظريه اي
كه تا كنون از
همه آزمايشها
پيروز بيرون
آمده است . و
عدم درك ما از
آن به
معني نادرستي
اش نيست .
نظريه اي كه
اگر محاسبات
آن در نظر گرفته
نشود
كل سيستم
رهياب
ماهواره اي GPS از
كار خواهد
افتاد و فواصل
به ميزان دهها
كيلومتر با
خطا محاسبه خواهند
شد . و در
نتيجه
ديگر هيچ هوا
پيما و كشتي
هم نميتواند با
امنيت پرواز
كند و تلفن همراه شما
دوست عزيز
مخالف
انشتين
هم ديگر
نميتواند محل
شما را با دقت يك متر نشان
دهد .
مظفر
شريعتي
دي ماه 90
ميخواهم
كمي در مورد
فهميدن صحبت
كنم . دلايلي
مختلفي باعث
ميشود
تا شما
مقصود يك
سخنران را
نفهميد ...
يكي اين است
كه
زبانش را بلد
نباشيد …... اما دليل
ديگري كه باعث
ميشود فكر كنيد
چيزي را
نميفهميد
اين است كه در
حاليكه من دارم
به شما ميگويم
كه طبيعت
چگونه كار
ميكند ،
شما
نميتوانيد
بفهميد كه چرا
طبيعت
اينطوري كار
ميكند
. اين را من هم
نميدانم . هيچكس
هم نميداند . .... و
سرانجام ممكن
است شما چيزي
را كه من
ميگويم
نتوانيد باور
كنيد و يا
اينكه دوست
نداشته
باشيد
كه باور
كنيد . من به
شما ميگويم كه به اين
دلايل ،طبيعت
اينطوري كار
ميكند ، حال
اگر آنچه را
ميگويم دوست
نداريد ،
اين امر جلوي
درك شما را
خواهد گرفت ....
يادتان باشد
سوال اصلي اين
نيست كه كه يك
نظريه را دوست
داريد يا نه
بلكه سوال
اصلي اين است
كه آيا اين
نظريه
اي كه شما هم
آن را دوست
نداريد ، پيش
بيني هايش با
آزمايش و
واقعيت
ميخواند يا نه
؟
نظريه
الكترو
مكانيك
كوانتومي
طوري طبيعت را
توصيف ميكند
كه از نظر
شعور متعارف
نامعقول است .
اما كاملا با
تجربه و
آزمايش وفق
دارد . از كتاب
" QED
نظريه عجيب
نور و ماده نوشته ريچارد
فاينمن برنده
جايزه نوبل
فيزيك ترجمه
دكتر احمد
شريعتي
(دكتراي فيزيك
)
پديده
رد كردن نسبيت
توسط نا حرفه
اي ها نوشته دكتر
احمد شريعتي (
دكتراي فيزيك
)
|
فيلمهاي
مستند علمي |