
امان الله
شريعتي
به دليل سن
كمي كه داشتم از او
چيز زيادي در
خاطر ندارم . جز چند قصه زيبا
از سفر
انسانها به كره
ماه و
مريخ . سفري كه
سالها
بعد
تحقق يافت
وسالهاي
ديگري نيز
تحقق خواهد
يافت .
شهر ما
سينمايي داشت
كه گاه به گاه
خانوادگي در
سانس شب به
آنجا ميرفتيم
. سالني رو باز
داشت كه در
تابستانها از
آن استفاده
ميشد و فيلم
را بر روي
پرده آن ميشد
از راه دوري نيز تماشا
كرد .
اما امان اهل
سينما نبود و
ترجيح ميداد
در خانه بماند
و كتاب بخواند
. معمولا وقتي
از سينما باز
ميگتيم در حياط پتو ها
را پهن كرده و
رختخوابش را انداخته
بود. كتابي در
دست و راديوي
موج كوتاهش هم
روشن بود . او
استعداد
بسيار درخشاني
در زمينه
رياضي داشت اما شهر
محل زندگي ما
مدرسه اي كه
رشته رياضي
داشته باشد
نداشت و لذا او
را براي
خواندن رشته
رياضي به شهر ديگري
فرستاده
بودند .و سپس
براي ادامه
تحصيل به
تهران رفته
بود . و در
زمينه درس و
دانشگاه به فرد
بسيار موفق و
سرشناسي بدل
شده بود .
من جز چند
خاطره از
مسافرتهايي
كه مي آمد و برايم
اسباب بازي مي
آورد چيزي به
ياد ندارم . تا
آنكه روزي
همسايه اي به
ديدن مادرم
آمد و پس از آن
نيز دايي و
چند فاميل
ديگر و خبر
درگذشت
ناگهاني او در
25 سالگي و در اثر شوك
ناشي از تزريق
پني سلين .
او نيز مانند
شايسته
در اثر
ازدواج فاميلي
پدر و مادرم و ضعف
دانش و
امكانات آن
روز در تشخيص
و مداوا به
بيماري
اسكوليوز
مبتلا شده بود
. بيماري كه قابل
كنترل و مهار
شدني بود اما
نه در آن زمان و
آن شرايطي كه
او در آن به سر
ميبرد . كه در صفحه
شايسته
توضيح دادم .
بنابراين
قطعا او نيز
دردهايي را كه
شايسته تحمل
كرده بود ، چشيده
بود . اما تا
آنجا كه از
ديگران شنيده
ام و خود
نيز اندكي به
خاطر دارم روحيه
اي كاملا خاص
داشت
كه احتمالا در تحمل درد
و يا تظاهر به
آن
بسيار موفق
بوده است .
روانش شاد و
يادش گرامي
همين
مطالب در
وبلاگ او نيز
قابل دسترسي
ميباشد

بورسهاي
امان االه
شريعتي
بعضي
از همكاران ما
كه قبل از سال 1345
در بانك خدمت
ميكردند شايد
كارمند جواني
را كه داراي
اندامي كوچك بود
و در اداره
بورسهاي
اقتصادي خدمت
ميكرد بياد
بياورند . اين
شخص مرحوم
امان الله
شريعتي بود كه
به حق ميتوان
او را يكي از
افتخارات
دانشجويان
ايراني محسوب
داشت .
امان
الله شريعتي
با وجود نقص
حسمي ، در
تمام دوران
تحصيل از
محصلين
برجسته و
ممتاز بشمار ميرفت
و در سال 1345 نيز
دوره چهار
ساله اقتصاد
دانشگاه
تهران را بپايان
رسانيد و به
علت احراز
رتبه اول از
بين تمام
دانشجويان در
مهر ماه 1345 موفق
به اخذ مدال درجه
اول علمي گرديد
.مشاراليه در
همان سال در
مسابقه
استخدامي
بانك مركزي
ايران شركت
جست و بين همه
شركت كنندگان
با رتبه اول پذيرفته
شد و خدمت خود
را در بانك
شروع كرد . در
همان حال به
تحصيل در دوره
فوق ليسانس نيز
ادامه داد لكن
متاسفانه
اندكي قبل از
اتمام دوره
فوق ليسانس ،
دست سرنوشت او
را از نعمت حيات
محروم ساخت .
نظر
به اينكه
مرحوم امان
الله شريعتي
يك دانشجوي
برجسته و يك
كارمند ممتاز
بود ، بانك
مركزي ايران
تصميم گرفت به
منظور تجليل
از روح وي هر
سال دو بورس
تحصيلي در
اختيار دو
دانشجوي متاز
دانشكده
اقتصاد
دانشگاه
تهران قرار
دهد .
متعاقبا
بانك با
دانشگاه
تهران مذاكره
نمود و قرار
شد كه اين
پيشنهاد با
همكاري
دانشگاه تهران
بمرحله عمل
درآيد . طبق
طرح اعطا اين
بورسها بانك مركزي
ايران همه
ماهه مبلغ سه
هزار ريال
مقرري به
استفاده
كنندگان اين
بورسها اعطا
ميكند و دانشگاه
تهران نيز
آنان را از
پرداخت شهريه
تا اخذ درجه
ليسانس معاف
مينمايد .
در
سال 1347 آقايان
الياس و
غلامعلي
فرجادي و در
سال تحصيلي
جاري خانم
پروين
بنياميني و
آقاي محمد
گرايلي كه از
دانشجويان
ممتاز
دانشكده اقتصاد
هستند براي
استفاده از
بورسهاي
شريعتي
انتخاب
گرديده اند و
در دانشگاه
تهران بهتحصيل
اشتغال دارند