www.shariaty.com

پايگاه علمي ،ادبي و فرهنگي مظفر شريعتي

 

 اگر خدا  نباشد

 شنيدم  كه در لندن پشت اتوبوسها نوشته بودند   خدايي نيست   ، راحت باشيد و هر كار ميخواهيد بكنيد     يا چيزي با اين مضمون  .  مدتي قبل هم  با شخصي كه خيلي هم مذهبي بود   صحبت ميكردم   .  با حسرت گفت "  آخ ! اي كاش خدا فقط يك روز  چشمهايش را ميبست و ميگذاشت هر كاري ميخواستيم بكنيم .   او معتقد بود كه ترس از خدا و مجازات  او باعث ميشود مردم گناه و خطا نكنند و ....   به او گفتم  :

اگر اصلا  خدا نباشد .  و يا باشد و به خواست  تو يك روز  به بندگانش مهلت بدهد و چشمش را به روي اعمال آنها ببندد . باز هم  من  دروغ نميگفتم ، ريا نميكردم ، مال ديگري را   نمي دزديدم ، به زن و دختر ديگري  نظر و رفتار سوء  نميكردم ، جاني را نميگرفتم  ، ظلمي نميكردم و قلبي را نميشكستم . چرا كه  اگر خدايي نيز نباشد و يا باشد و يك روز مرا نبيند . همچنان دوست دارم تا در ميان همه  انواع موجودات زنده اي كه ميشناسم  و در طول اين اندك  زمان مهلتي كه دارم ، انسان باشم و انسان بمانم .

نو نيز اگر  پس از دوران بازي هاي كودكانه و جنون هاي  نوجواني  ،همچنان مهلتي براي حيات داشتي . اگر زير درختي نشستي و به ستاره هاي آسمان نگاه كردي ، اگر توانستي چيزي بياموزي و بياموزاني  ، اگر توانستي دستي را بگيري  همانگونه كه خيلي ها دستت را گرفتند ، و اگر توانستي مهربان باشي با كساني كه  كسي  مهرباني را به آنها نياموخت و در يك واژه  اگر توانستي از آدميت  به انسانيت برسي ، نگران بودن و نبودن خدا نخواهي بود . 

 

مظفر شريعتي

شهريور 89

 

  صفحه  اصلي        درباره من             تماس با من           نوشته ها         توليدات   صوتي و تصويري                فهرست مطالب جديد        افسانه     

نجوم    ا دبيات       رايانه       تاريخ       فلسفه     روان شناسي       عكس      داستانهاي كوتاه       سخنان كوتاه     كتابخانه      گوناگون

صفحه ويژه ناشنوايان

youtube    /  Audio weblog    / Video weblog   /  Article Weblog