|
www.shariaty.com |
مجموعه
تلويزيوني 24
گزيده اي
از اين مجموعه
با
زير نويس
پارسي براي
ناشنوايان ، به مدت
هفتاد دقيقه در
مجموعه گزيده
هاي تصويري قرار
دارد .
اگر
از غلو ها و
خطاهاي
منطقي بسيار
زيادي كه در
اين مجموعه
علمي سياسي تخيلي
وجود دارد كه
گاه
شعور بيننده
هايش را در حد يك
كلاغ پايين مي
آورد
بگذريم . اين
مجموعه پر
هيجان و
طولاني ،
كه در ايران
نيز
علاوه بر
نسخه هاي زير نويس
شده به صورت
دوبله اي
زيبا و
بر روي DVD/CD و به
بهايي بسيار
ارزان
نيز عرضه
ميشود ،
براي من به غير
از پيام سياسي
بسيار مهمي كه
ميخواهد براي
همه مردم دنيا
بفرستد
از نظر ديگري
هم قابل
توجه است و آن ،
اين است كه در
اين مجموعه
نگاه به
انسانها و
رفتارشان تا
حد زيادي درست و واقعي صورت
گرفته و
خصوصياتي چون غير
قابل شناخت
بودن ، جاه
طلبي ،
ريا كاري ،
فرصت طلبي ، جهالت
، حماقت و
خيانت
انسانها ،
صرفنظر از
اينكه ساكن چه
نقطه اي از
جهان و
از چه مليتي
باشند ،
خود را
به روشني نشان ميدهد
.
خصوصياتي
كه در
تعيين تاريخ
گذشته و حال
همه
ملتها
سهم زيادي
داشته است . و بديهي
است هر
كه بامش
بيش
برفش نيز
بيشتر .
در اين
مجموعه به
وضوح ديده و
بيان ميشود كه
انسانها موجودات
بسيار پيچيده
اي هستند كه
در هر لحظه
ميتوانند به يكي
از دلايلي كه در
بالا ذكر شد و
يا دلايل
مشابه ديگري عملي انجام
دهند كه مطلقا
قابل پيش
نبوده و سرنوشت
خود و ديگران
را بكلي در
مسيري جز آنچه
پيش بيني
ميشد
قرار دهند .
--------
اما توضيحي در مورد
اين مجموعه چه براي
آنها كه آنرا
نديده اند و
چه براي آنها
كه ديده اند:
احتمالا
يكي از اهداف
تهيه اين
مجموعه ، بيان
اين مطلب است
كه
دنيا عوض شده
است و
قوانين آن هم
از جمله
قوانين حقوق
بشري اش
در حال تغيير
است ومفهوم
جنگ و صلح و
قوانين آنها نيز ديگر با
آنچه تنها تا چند دهه
قبل حاكم بود تفاوت
كرده است . در
اين مجموعه
بسيار پر
هيجان
شما همواره
در شرايط بسيار
ويژه
قرار داريد .
تروريستها يك
بمب اتمي يا
شيميايي و يا
ميكربي در
اختيار دارند
و ميخواهند بر
فراز شهري در
آمريكا
منفجرش كنند
. ( اينكه
اين سلاح هاي
فوق پيشرفته
را نميتوان در
زير زمين خانه
ساخت و
قطعا توسط
دولتهاي فوق
پيشرفته هم ساخته ميشوند تا روزي
و در نقطه اي ميليونها
نفر را بكشد
اهميت ندارد ! چرا كه درست
است كه اگر يك
تن را بكشي
قاتل هستي اما اگر
هزاران نفر را
بكشي
قهرمان ! - مجموعه
جنگ سخن - )
·
مظنوني
دستگيرشده
است و چند
دقيقه هم
بيشتر تا
انفجار آن
سلاح
اتمي يا
ميكربي يا شيميايي فرصت
نيست .
انتخاب اين است
. نجات
زندگي يك
ميليون نفر گرچه با نقض
حقوق بشر براي
يك متهم كه
همه شواهد هم
نشان از مجرم
و مرتبط بودن
آن با مسئله
دارد و
اعتراف گرفتن
از او
به هر قيمتي
و با هر روشي ! و يا
مراعات قانون
رفتار با
زنداني و نابود
شدن ميليونها
نفر .
اين پرسشي
است كه در
سرتاسر فيلم
تماشاچي با آن
روبروست .
·
تروريستي
يك سلاح
شيميايي را در
يك منطقه بكار
ميبرد و
هزاران نفر را
ميكشد . سپس با رئيس
جمهور
آمريكا تماس
ميگيرد و او
را تهديد
ميكند كه اگر
دستوراتش را
انجام ندهد بمب
ديگري را
منفجر ميكند . دستور
اول : رئيس
اداره پليس كه
دارد به
شناسايي او
نزديك ميشود را
بكش و جنازه
اش را تحويل
بده .
شما جاي رئيس
جمهور باشيد
چه ميكنيد ؟
ميگوييد نه و يك
ميليون نفر را
بكشتن ميدهيد و يا دستور
قتل يك تن
آنهم فرمانده
لايق اداره
پليستان را
ميدهيد تا يك
ميليون نفر حداقل
تا يك ساعت
ديگر و در
خواست بعدي
زنده بمانند شايد در
اين فاصله او
دستگير شد .
·
همان
تروريست
جنايتكاري كه
هزاران نفر را
كشته است دستگير
شده
اما ميگويد نه
تنها
به شرطي محل
حادثه
بعدي را
ميگويد كه
رئيس جمهور او
را عفو كند و با
احترام از
كشور خارج كند
. و ضمنا
جك پاور
يا همان
قهرمان داستان
را هم بكشد . شما جاي
رئيس جمهور باشيد چه
ميكنيد ؟ (
البته
جك قهرمان
داستان است و ميپذيرد و از
رئيس جمهور
ميخواهد كه
اجازه اين كار
را صادر كند )
·
در
جايي ديگر
باز
براي خنثي
كردن يك سلاح اتمي و
يا ميكربي جك پاور
( قهرمان
داستان )
دستور ميدهد
فرزندان آن
تروريست را در
حضورش بكشند
تا او را
وادار به گفتن
محل سلاح كند و با
كشتن
يكي از آن
فرزندان
تروريست به
حرف مي آيد و محل
بمب را
ميگويد
و البته خوشبختانه جك پاور
كه خود بشدت
خانواده دوست
است و تقريبا
در
لحظه لحظه
فيلم اين تعلق
خاطر او و
البته تقريبا
اغلب
شخصيتهاي
داستان به
خانواده را
ميتوان ديد ،
واقعا كسي را
نميكشد
و آنچه انجام
شده بود
تنها يك صحنه
سازي بود .
(جالب است كه در
بسياري
سريالها و
فيلمهاي
آمريكايي مشاهده
ميكنيم كه
افراد براي
نجات خانواده
خود حاضر به هر
كاري ميشوند
حتي نابود
كردن
ميليونها نفر !
حتي
در همين
سريال تروريسيتي
كه ميخواهد
ميليونها نفر
را بكشد وقتي
فرزند خودش را
تهديد به مرگ
ميكنند تسليم
ميشود !!
حتي خود
قهرمان
داستان
جك پاور هم
وقتي همسرش به
گروگان گرفته
ميشود
حاضر ميشود
براي نجات
آنها
به جاي انجام
وظيفه اش در
حفظ جان رئيس
جمهمور
او را بكشد .
البته
نويسنده و
كارگردان
نميگذارند
اين اتفاق
بيفتند و جك
پاور با هوش و شانس
سرشار خود هميشه
ماجراها را
سرو سامان
ميدهد !
در تقريبا
تمامي طول
داستان وابستگي
شديد همه چه
تروريستهاي
جنايتكار و چه
ماموران ضد
آنها به اعضاي
خانوادشان
خدشه ناپذير
است و در
حاليكه از كشتن
خانواده
ديگران ابايي
ندارند براي
جلوگيري از
آسيب به افراد
خانواده خود
هر كاري ميكنند
!)
·
بهترين و درست
كار ترين رئيس جمهور
اين
مجموعه يعني
ديويد
پالمر
براي كشف محل
يك بمب اتم دستور
ميدهد
رئيس امنيت
ملي دولت خودش
را كه احتمال
ميدهد با
تروريستها همكاري
داشته باشد در جلوي
خودش شكنجه كنند
. زيرا باز هم
مسئله مرگ
ميليونها نفر
و شايد هم
آغاز جنگ
جهاني سوم است و
تنها
چند ساعت
وقت
براي نجات از
يك فاجعه . اين
امر
توسط وزير
دفاع
نسبت به
فرزندش هم در
جاي ديگري
تكرار ميشود .
·
بهترين
و درست ترين
رئيس جمهوراين
مجموعه
هم در شرايطي
قرار ميگيرد
كه
ناخواسته
مجبور ميشود براي در
قدرت ماندن مخالف
باورهاي اوليه خود عمل
كند . شايد يكي از
زيباترين صحنه
هاي اين سريال
قسمتي باشد كه يكي از
دوستان بسيار
نزديك ديويد
پالمر - يعني
همان بهترين و درست
ترين رئيس
جمهور اين
سريال -
تصميم
ميگيرد كه از
سياست و
همكاري با او
كناره گيري
كند و
به او ميگويد اكنون
ديگر شماها به خاطر
بقاي خودتان
در قدرت
عمل ميكنيد و نه
منافع مردم و
يا آنچه از
اخلاق كه وعده
ميداديد . و در
اينجاست كه به
ياد جمله زيباي
جك پاور در
درست ابتداي
سريال مي
افتيم كه در
ارتباط با
ماموري كه سوء
استفاده اي
كرده بود به
همكارش ميگويد " او آدم
درستي بود اما
فقط و فقط يك
بار كوتاه
آمد و
از آن پس
مجبور شد در اين
مسير به جلو
رود و
هر بار هم
بيشتر و بيشتر
غرق شد ). در اين
سريال
رئيس جمهوران
خائني هم
پيدا ميشوند
كه به
اتكا همان
صاحبان و يا
مافياي
ثروت و قدرت
، پشت همه
اعمال
تروريستي
باشند
كه آنها نيز
با فداكاري جك
پاور و البته سلامت
دستگاه
قضايي
كه در اين
سريالها
هيچگاه مورد
ترديد قرار
نميگيرند
نميتوانند به
اهداف شوم خود
دست يابند . ( اگر قصد
تماشاي اين
سريال را
نداريد
اين بخش كوتاه
از فيلم را
ميتوانيد به مدت
شش دقيقه در
اينجا ببينيد يعني
همان بخشي كه
جك پاور موفق
ميشود خيانت
رئيس جمهور را
ثابت كند و با
استناد به اين
مدرك دادستان
كل رئيس جمهور
را دستگير ميكند . اما اگر
ميخواهيد اين
مجموعه را
تماشا كنيد
بهتر است لطف آن
را براي
خودتان كم
نكنيد )
در هر
حال در اين
مجموعه شما با
دنياي بسيار
بسيار پيچيده
و بغرنجي
روبرو
ميشويد كه صرفنظر
از آنچه وجود
خارجي دارد يا
نه
ميتواند زاويه
ديد شما را به
حوادث جهان كمي
تغيير دهد . چيزي كه
شايد هدف ديگر
ساخت اين
سريال هم باشد
!
در
واقع همانطور
كه بيان شد در
تمام طول اين
سريال
شما در شرايط
بسيار
اضطراري و
ويژه اي قرار
داده ميشويد كه بايد
بين زندكي يك
يا چند نفر و
انسانيت و
اخلاق و هر چه
قبول داريد و
زندگي
چند هزار يا چند
ميليون نفر يكي را
انتخاب كنيد . يعني
همان چيزي كه
فيلم ميخواهد
بر آن تاكيد
كند .
دنيا و
قوانينش عوض شده البته با
تصميم همان
صاحبان قدرت . صاحبان
قدرتي كه در
اين سريال براي
افزايش بهاي
نفت و سهام
كارخانجات
خود قادرند حملات
تروريستي به
آمريكا را راه
بيندازند تا
آمريكا را در گير
جنگ كنند (
مانند
فيلمهاي
مايكل مور ! ) كه
البته در
آخرين ثانيه
ها با ز هم با فداكاري
قهرمان
داستان
انجام
نميشود
.
اما از
موارد ديگري
كه در اين
مجموعه
به صورت
بسيار غلو شده
اي بر آن
تاكيد ميشود
فناوريهاي
فوق پيشرفته
اي است كه در
اختيار
هم تروريستها
و هم دولت
آمريكا قرار دارد كه گرچه
درقدرت
تكنولوژي شكي
نيست
اما
بسياري از آنچه
در اين مجموعه
ميبينيم ،گرچه از نظر امكان انجام
واقعي
ميباشند اما
متعلق به آينده
نسبتا دوري ميباشند و نه دهه
اول سال 2000. و
در واقع كساني
كه با جهان
كامپيوتر و
الكترونيك وحتي
سيستمهاي
اداري
آشنايي
مختصري داشته
باشند
ميدانند كه
آنچه در اين
مجموعه از نظر
توانايي هاي
فني مركز مبارزه
با ترور كه در
اين مجموعه آن
را CTU مينامند ارائه
ميشود ، (صرفنظر
از اينكه پسر
خاله و
دخترخاله و
كودك شير خوار
و ساير بستگان
ماموراني در
چنين مركز
مهمي راحت در
ميان اين مركز
قدم ميزنند و حادثه
مي آفرينند !) برخي گرچه در
آينده اي نه
چندان نزديك قطعا
انجام شدني
است
اما در حال
حاضر و حداقل
با اين سرعت امكان پذير
نميباشد . از جمله
مهمترين اين
مسائل
وجود مركزي
است كه به
اطلاعات كليه سازمانها
و نهاد هاي ي
دولتي و
خصوصي
و نيز شركتها
و كارخانجات
مختلف و حتي
فروشگاههاي همه
دنيا دسترسي
دارد و
در چند لحظه
ميتواند
اطلاعات مورد
نياز قهرمان داستان
را با
كامپيوتر هاي
فوق سريعي كه
دارد جستجو
كرده و در
اختيار او قرار
ميدهد حال آنكه در
حال حاضر حتي
سازمانهاي
دولتي مختلف
نيز به اين
سادگي
نميتوانند به
اسناد
يكديگر
دسترسي داشته
باشند .
به عنوان مثال
در بسياري
صحنه هاي اين
مجموعه
قهرمان داستان
در عرض چند
لحظه به كمك
كامپيوتر هاي
اين مركز به
شماره رمز
عبور هر دري ، و نقشه
فني هر دستگاه
و
ساختمان و هر سند
و ارتباطي بين
افراد
و خلاصه هر
چه كه تصورش
را بكنيد
دسترسي پيدا
ميكند ! مثلا
نقشه فني يك
آي سي يا چيپ
الكترونيكي
ساخت فلان
شركت فلان
كشور در عرض
چند لحظه بر
روي كامپيوتر
هاي اين مركز
قرار ميگيرد و
متصدي مربوط
هم در عرض چند
ثانيه و با
گفتن چند اصطلاح
ابتدايي و
گاه
هم
نامربوط
دنياي
كامپيوتر و
اينترنت و زدن
چند دكمه ، آن را
تجزيه و تحليل
كرده و حتي
قفل فرضي آن را
باز ميكند ! و با
راهنمايي او
قهرمان
داستان هم كه در
همه امور
متخصص است و
مصون از هر خطري
سر بزنگاه
بمبي را خنثي
ميكند . و يا
تصوير
ماهواره اي زنده و يا چند
دقيقه قبل هر
نقطه از جهان
در اختيار
ميباشد .
اموري
كه اگر چه از
نظر منطقي غير
ممكن نيستند و تا
چندين
دهه ديگر
قطعا عملي
خواهند شد (
اگر بشري باقي
مانده باشد ! ) اما
حداقل در حال حاضر
و حتي آينده
نزديك
چه به لحاظ
فناوري و چه
قوانين موجود
حتي آمريكا و چه
تعداد نفرات
متخصص در گير
، حتي در
ساعتها و هفته
ها و ماهها هم امكانپذير
نخواهد بود . ولذا امور
فني بدان
صورتي كه در
اين مجموعه
صورت ميگيرد در حال
حاضر تنها يك
تخيل
سينمايي است و
بس . البته
بماند كه در
حد همين تخيل
نيز
كارگردان گاه
شعور بيننده
اش را آنقدر
پايين تصور
ميكند كه ساده
ترين نكات پليسي و منطقي
را هم رعايت
نميكند
. در
مورد قدرت و
امكانات تروريستها
نيز در اين
سريال
غلو مافوق
تصوري صورت
گرفته
است !
تروريستهايي
كه با يك لپ
تاپ و اتصال
به اينترنت و ده
دوازده نفر
آدم مسلح به
چند تا تفنگ
خودكار ، از
يكي از كشور
هاي آفريقايي
! كنترل
كامپيوتر هاي
سي تي يو
و
ارتش و
هوانوردي
آمريكا را در
دست
ميگيرند و هر
چه ميتوانند با
دولت و
مردم آمريكا
ميكنند . از حمله
به خود
مركز سي تي يو و كاخ
سفيد و گروگان
گرفتن رئيس
جمهور گرفته
تا انفجار
سلاحهاي اتمي
و ميكربي و
شيمايي در خاك
آمريكا .
و سرقت
هواپيماي
مافوق محرمانه
و رادار گريز و
استفاده از آن
براي حمله به
هواپيماي
رئيس جمهور . در واقع
با ديدن اين
سريال شما به
اين نتيجه
ميرسيد كه
گويي چند
ميليون نفر با
تمام تجهيزات
دارند براي
تروريستها
كار ميكنند . و
البته
شايد
بزرگنمايي
بسيار خارق
العاده
قدرت
تروريستها
نيز هدف ديگر
تهيه اين
سريال باشد .
و سرانجام
از بعد
سينمايي اگر چه
اين مجموعه
همانند
شاهكار معروف
آلفرد هيچكاك
يعني پنجره اي
رو به حياط
خانه
اغلب در محيط
هاي بسته مركز
مبارزه با
تروريست CTU
، كاخ سفيد و
يا محيط هاي
محدود ديگري در
جريان است ،
اما
حركات بسيار
زيبا و هنرمندانه
دوربين در اين
كار زيباي
تلويزيوني خلاء و يا
كمبود صحنه
هاي بزرگ و
وسيع
آن را
در ذهن
تماشاگر به
فراموشي
ميسپارد . چرا
كه در واقع
پيام اصلي اين
فيلم
براي مردم
جهان به
اندازه كافي
رسا
ميباشد !
(در
فيلم پنجره اي
رو به حياط آلفرد
هيچكاك
، فردي در
اثر شكستگي پا
ناچار است
مدتي در اتاقش
استراحت كند .
تخت او كنار
پنجره اي قرار
دارد كه رو به
حياط همسايه
مجاور است و
او از طريق مشاهده
آنچه از اين
پنجره ميبيند
در جريان يك
قتل و
ماجراهاي آن
قرار ميگيرد .
آلفرد هيچكاك
در اين شاهكار
خود ، تنها در
همين اتاق تماشاگر
را بر صندلي ميخكوب
ميكند . )
گزيده اي
از اين مجموعه
با زير
نويس پارسي ، به مدت
هفتاد دقيقه در
مجموعه گزيده
هاي تصويري قرار
دارد .
مظفر
شريعتي
تير
ماه 90
|
صفحه اصلي درباره
من تماس با من نوشته
ها
توليدات
صوتي و
تصويري فهرست
مطالب جديد افسانه نجوم ا
دبيات
رايانه تاريخ فلسفه
روان شناسي عكس داستانهاي
كوتاه سخنان
كوتاه
كتابخانه گوناگون |