|
|
|
صفحه
شخصي مظفر
شريعتي پايگاهي
علمي ،
فرهنگي و
ادبي تقديم به
روان پاك
همسر
نازنينم افسانه |
|
|
|||||||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||||||||||
در
اين سه مورد
به هيچ وجه
خود را خسته
نكنيد :
1_ زنده كردن
مرده.
2_ عوض كردن
عقيده و نظر
ديگران وقتي
كه خودشان نميخواهند
ويا شرايط آن
مهيا
نميباشد.
3_از خواب
بيدار كردن
كسي كه خود را
به خواب زده
است ، غرق در
خواب و اوهام
و خرافات
ميباشد و يا
مغزش را اجاره
داده است .
اگر تغييري
درشما رخ داده
است ،اين تغيير در
شما ،
دليل آن نيست
كه ديگران نيز
آمادگي آن
تغيير را
داشته باشند .
و به خاطر نيز
داشته باشيد
كه تغيير كنوني
شما يعني درست
نبودن
آنچه در قبل
ميپنداشتيد .
پس با قاطعيت
، اكنون خود
را نيز درست
نپنداريد .
قطعا شما
هيچگاه وقت و
انرژي خود را
براي آنكه به
يك گربه شماره
گيري با يك
تلفن همراه را
آموزش بدهيد
تلف نخواهيد
كرد . زيرا
بخوبي
ميدانيد كه
براي آنكه يك
گربه بتواند
چنين كاري را
انجام دهد
بايد تحولات
زيادي در او
اتفاق افتاده
باشد
كه نيفتاده
است
زيرا او اكنون يك
گربه است . و
شما يك
آدميزاد . در
مورد انسانها
نيز بايد
دقيقا همينگونه
بينديشيد . ما
انسانها گرچه
از نظر شكل و
ظاهر شبيه
هستيم و از
نظر انجام برخي
امور داراي
استعداد هاي
تقريبا
مشابهي هستيم
. اما
به ميزان
اينكه
سلولهاي
خاكستري
مغزمان چه
اندازه
رشد كرده
باشند و بر
حسب اينكه
حافظه مان با چه
اطلاعاتي پر
شده باشد و نيز به
ميزان قدرت
استنتاج و
تجزيه و تحليلمان
،
موجودات
متفاوتي
هستيم .
حال
اگر احيانا در
شما نيز
تغييري رخ داده
است ، انتظار
درك آن را از
عموم مردم و
اطرافيان خود
نداشته
باشيد . و در
اين زمينه به ميزان دانش و
مهارتهاي فني
افراد نيز توجه
نكنيد . چرا كه ما
انسانهاي
معمولي ، به
همان اندازه كه در
آموختن فن و
دانش و مهارت
هاي فني و
علمي
ساخته شده
توسط ديگران
استعداد و
انگيزه
داريم
. در تغيير
نگريستن به
آنچه آموخته
ايم به شدت
ضعيف و حتي از آن
گريزان و وحشت
زده هستيم
. شايد
بهتر باشد كه
انسان ها را
داراي دو نوع هوش و
خرد
بدانيم . يكي
هوش و خرد فني
كه تقريبا همه
انسانها در حد
متوسط از آن
برخوردارند و
علاقمند به تقويت
آن نيز
ميباشند .
و ديگر هوش و
خرد فلسفي و
اجتماعي كه
متاسفانه در
بسياري از
انسانها بسيار
ضعيف و حتي خاموش
ميباشد و
علاقه اي نيز
به تقويت آن
وجود ندارد !
اما
از سوي ديگر ،
اين به معني
عدم امكان
تغيير آدم ها
و يا عدم موثر
بودن شما در اين
روند ،
نيز
نيست . ( تغيير
شما خود
بهترين گواه
است ) بلكه به
قول گاليله
گرچه شما
نميتوانيد به
مردم مستقيما
چيزي
بياموزيد ،
اما ميتوانيد
شرايط آن را
فراهم كنيد تا
خودشان بياموزند
. فقط اشكال
اين است كه
اين فرايند ممكن
است دهها ،
صدها و شايد
هزاران سال
طول بكشد ! در
مثالي كه در
ابتدا گفتم يعني آموزش
كار با تلفن
همراه به يك
گربه
بايد آنقدر
اتفاقات
عظيمي بر روي
يك مسير هوشمندانه
تكاملي رخ
دهد
تا
گربه
از نظر جسمي
و مغزي به يك
انسان آن هم
در حد شما
نزديك شود .
شما حتي براي
آنكه به يك
همنوع بسيار
باهوش خود تنها
در پانصد سال
قبل
دانسته هاي
امروز
خود را
بياموزيد و يا
طرز كار همان
تلفن همراه را
به او ياد
دهيد ، به
سالهاي بسيار تلاش
و دانستن
اطلاعات
بسيار و در
زمينه هاي مختلف
نياز خواهيد
داشت كه اگرچه
زمينه اي از
ميليونها و
ميلياردها
سال تجارب
عموم
انسانهاي
گذشته
را در ذهن
داريد ، اما
احتمالا تنها
در مورد بسيار
كوچكي قادر به
انتقال و
آموزش آن
خواهيد بود . (تصور
كنيد كه مانند
فيلمهاي
تخيلي شما را در
ماشين زمان
گذاشته و تنها
به هزار سال
قبل
برگردانده
باشند
. از
تنهايي و
مشاهده آنهمه جهل
و ناداني كه
تنها متعلق به
هزار سال قبل نيز
ميباشد ،
آرزويي جز
مرگ يا
بازگشت به
زمان خودتان
نخواهيد داشت .
صرف دانش شما
نيز
راه گشا
نخواهد بود و
اگر آنها را
عنوان كنيد به
احتمال بسيار
شما را در آتش
خواهند
سوزاند . قادر
به انتقال
آنها نيز
نخواهيد بود
زيرا هم در
شنوندگان شما
بايد تحولاتي
رخ داده باشد
كه نداده و هم
شما بايد در
زمينه هاي
بسياري به
اندازه اي آگاه
باشيد كه
بتوانيد
دانسته
هايتان را اثبات
و
منتقل كنيد كه شما
نيز چنين توانايي
را نداريد و
البته نيازي
به ماشين زمان
فيلمهاي
تخيلي هم
نداريد
كافي است به
زندگي خودتان
نگاه كوچكي
بكنيد كه
چگونه براي
آنكه با
فرزندتان
بتوانيد چند
كلمه درد دل
كنيد
بايد ضمن
زحمت فراوان و
فراهم آوردن
امكان انواع آموزشها
و پرورش ها 25 تا 30
سال نيز صبر
كنيد )بنابراين
در برخورد با
چنين انسانهايي
تنها بايد
بگوييد كه " با
شما نبودم !" و سپس سكوت
اختيار كنيد (
يادتان باشد
كه
احتمالا انسانهاي
چند صد سال
ديگر نيز در
مواجه با برخي
از ما چاره اي
جز سكوت نخواهند
داشت ! ) .
پس :
خودتان
را خسته
نكنيد
مگر در
مورد
كساني كه بنا
به دلايلي ،
بخش خاكستري
مغزشان يعني
بزرگترين و
شگفت انگيز
ترين موهبت
الهي ( و شايد
هم بزرگترين
مصيبت انسان ! )
و همان قسمتي
كه ميتواند
مسائل را تجزيه
و تحليل كرده
و مجهولات را
با استناد به
شواهد ديگر حل
كند ، از صدمه
و يا خاموش
شدن و
يا جايگزين
شدن با ساير
چيزها بخصوص
اوهام و
خرافات ، مصون
مانده باشد
.اين افراد كه قادر
به شنيدن و
گوش دادن به
سخنان مخالف با خود
ميباشند بدون
آنكه
خطري را
متوجه آنها
كنند .
ميتوانند
اطلاعات بدست
آمده از حواس
گوناگون خود
مانند چشم و
گوش و ... را به
خوبي تجزيه و
تحليل كرده و
كم كم به
مصيبت تنهايي
گرفتار آيند !
اما براي
آنكه اين قسمت
شگفت انگيز
بدن خود يعني
مغزتان را
تقويت كنيد (گرچه
كار خطرناك و
بد عاقبتي است
) حتما به نكات
زير توجه كنيد
.
حتما
اطلاعات خود
را از علوم
پايه در حد
آموزش متوسط
همواره
پايدار و فعال
نگه داريد .
هميشه
كمي رياضي
بويژه هندسه
مطالعه كنيد
و از آن بدور
نيفتيد
. قضاياي
ساده هندسي
بهترين تمرين
مغز براي
تمرين قضاوت
درست ميباشند
.
دانستن
مقداري فيزيك
و نجوم ، زيست
شناسي ، تاريخ
و فلسفه و
ادبيات بسيار
لازم
و مفيد
ميباشد . به
جاي تماشاي سريال
هاي پوچ و بي
محتواي
تلويزيون كه
درك آنها به
مغزي بيش از
مرغ و خروس
نياز ندارد ،
فيلمهاي
مستند و
آموزشي
تلويزيون و
اخبار مربوط به
آخرين
دستاوردهاي
علمي در زمينه
هاي مختلف را
تماشا كنيد . (
ذهني كه از
تماشاي يك برنامه
تلويزيوني
كودكانه به
وجد مي آيد
همانند كودكي
است كه از يك
بادكنك قرمز
خوشنود
ميشود
چنين ذهني
قطعا توان درك و
تماشاي
فيلمهايي چون
پوآرو و شرلوك
هولمز
و
كلمبو را
نخواهد داشت . )
و
البته تشخيص
مستند بودن و
يا مستند نما
بودن اين
فيلمها هم
بسيار مهم ميباشد
كه آشنايي شما
با علوم و
دانش هايي كه ذكر
شد در تشخيص
اين امر
كمكتان خواهد
كرد . و در
پايان
تا ميتوانيد
مطالعه كنيد.
هيچ چيز
را نميتوان به
كسي ياد داد . اما
ميتوان به او
كمك كرد تا
خود حقيقت را
بيابد . گاليله
و
از
آدمهاي احمق
هم تا
ميتوانيد
دوري كرده و
بگريزيد .
( شعر
زيباي مولوي
را در اين
مورد در اينجا
بخوانيد )
سيستم
عامل فكري خود
را انتخاب
كنيد .
jpg
Html