صفحه شخصي مظفر شريعتي
m_shariaty@yahoo.com
تقديم به روان پاك همسر نازنيم افسانه
= = = = = = = = = = =
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
ناگهان
بانگي برآيد
صبح آخرين روز سال ، بسيار معمولي همسرم به خواهرش تلفن زد كه براي
معاينه به بيمارستان
ميرويم و سپس براي خريد لوازم هفت
سين و نهار مي آييم آنجا . اتفاقي بسيار بسيار ساده و معمولي كه
اين بار معمولي انجام نشد . همسرم در بيمارستان بستري شد و شد آنچه در تصورمان
نيز نمي آمد .
براستي زندگي
بازي غريبي است . تكرار تجارب گذشتگان است و بس .
ما همواره از همانجايي شروع ميكنيم كه ديگران شروع كرده بودند و به همان جا
يي نيز ختم ميكنيم كه ديگران . در جواني ممكن نيست سكوت و نگاههاي
عميق يك سالخورده را كه روي يك نيمكت پارك نشسته است درك كنيم . حال انكه او بخوبي
احساس ما را ميداند .به همان سادگي كه ما
حال كودكي را كه با دفتر سفيد مشق به مدرسه ميرود درك ميكنيم .
سعدي بسيار زيبا ميگويد تا غمت پيش نيايد غم
مردم نخوري . به راستي كه چنين است . براي من غمي بزرگ پيش آمد
. غم از دست دادن همسر .
دوستي صميمي كه به اراده انتخاب ميكنيم . و نزديكترين
رابطه انساني را با او بر قرار ميكنيم . همدم و مونسمان ميشود
.خلاء عاطفي و اجتماعي مان را پر ميكند ، يارمان ميشود ، انگيزه
اي ميشود براي حركت و نيازي براي ادامه زندگي ، و در يك
كلام شريكمان در زندگي . اما زندگي كه در تصور ساده مينمايد
، در عمل بسيار بسيار سخت و دشوار ميشود . دو موجود با خواستها ، نياز ها و
خصوصيات كاملا متفاوت آنچنان كه گويي به سان گفتار آن كتاب
زيبا ، يكي از مريخ آمده و ديگري از ونوس در كنار هم قرار ميگيرند . به حكم
نياز هاي عاطفي ، احساسي ، اجتماعي و . . . مكمل يكديگر ميشوند و آرامش بخش
يكديگر . اما به دليل تفاوتهاي بسيار ديگري نيز كه وجود دارد گاه سوهان روح يكديگر
. و كدامين زوج اند كه چنين تجاربي را درك نكرده باشند .
اينك ميخواهم به دليل تجربه بسيار تلخي كه در
از دست دادن همسرم داشته ام اندرزهاي زير را به رايگان در اختيار همه
آن زوج هايي قرار دهم كه مشكلاتي معمولي
دارند . همه آنهايي كه زندگي
معمولي را دارند و قدر ثانيه هاي آن را
نميدانند ، سلامتي را دارند و به ارزش آن آگاه نيستند و خلاصه
همه آنهايي كه هنوز يكديگر را دارند و قدر يكديگر را نميدانند .
زوج هايي كه در آغاز زندگي مشترك ، دست يكديگر را گرفته اند تا راه
دشوار زندگي را با هم طي كنند . اما چه بسا در دست اندازهاي زندگي دستشان از
دست يكديگر جدا شده باشد . اميد كه
مفيد واقع گردد .
(فرض بر اين است كه مشكل زندگي شما جزو مشكلات خاص نميباشد
و در محدوده مشكلات رايج و معمولي زندگي قرار دارد )
1_ اگر تصور ميكنيد مشكلات و سختي ها فقط
مختص زندگي شماست و يا دشواريهاي زندگي شما ديگر قابل تحمل نيستند ، به سختي در
اشتباه هستيد . مشكلات و سختي ها از خود زندگي ناشي ميشود و نه از شما . و
شامل همه زنده گان است و نه فقط شما . و قطعا بسياري در شرايط بسيار دشوار
تري از شما نيز قرار دارند .
2_ اگر تصور ميكنيد همسرتان شما را درك نميكند
. قطعا حق با شماست . مطمئن باشيد شما نيز او را درك نميكنيد . هيچ
انساني ، انسان ديگر را نميتواند كامل درك كند . و هر انساني در
نهايت ، تنهاست . و البته بيزار و وحشت زده
از اين تنهايي
3_ ازدواج براي اين نيست كه همه نيازهاي شما را
بر آورده كند . بلكه براي اين است كه شرايطي را برايتان پيش آورد كه بتوانيد در
كنار يكديگر، جاده سنگلاخ و پر از پيچ و خم زندگي را مطمئن تر و با آرامش بيشتر طي
كنيد . ازدواج يك شراكت است . .
چيزهايي را بايد بدهيد تا چيزهايي
را بدست مي آوريد . اين چيزها بستگي
به خصوصيات شما و درجه اهميت آنها براي هريك از شما دارد . و بايد بتوانيد كه
بر سر آنها با هم به توافق برسيد . اما اين را بايد بدانيد كه
هر چه را به شريك خود داده ايد و يا ازاو گرفته ايد همه
در زندگي جديد خود شما قرار گرفته اند و فقط جاي آنها عوض شده است . اگر امكانات مالي خود را در اختيار همسرتان
قرار داده ايد ، مسلما نميتوانيد منكر نقش هدايت و برنامه ريزي او در آنچه اكنون داريد ،
بشويد . اغلب ما مردان گرچه بسيار ماهرانه با پيچ گوشتي كار ميكنيم و از عهده
كارهاي فني يا تجاري بر مي آييم و ممكن است شب نيز با كيفي پر از پول به خانه
بياييم اما چيزي از مديريت زندگي نميدانيم . اگر انصاف خود را از دست نداده باشيد ، همه
آنچه در خانه خود داريد حاصل مديريت و ذوق همسرتان ميباشد . و چه بسيارند زناني كه امكانات مالي اين امور
را نيز خود و يا به سختي ازمخارج
زندگي تامين كرده باشند . امكاناتي
كه همه و همه در زندگي مشترك خود شما قرار دارد . فقط چند دقيقه به تاثير آنچه
همسرتان در زندگي شما داشته بينديشيد . تاثير وجود همسرتان در زندگي چيزي است كه
فقط و فقط ناشي از وجود خود اوست و با هيچ
چيز ديگري قابل جايگزين شدن نيست .
4_هر چيزي را ميتوانيد بازيچه به حساب آوريد اما
زندگي تان به هيچ وجه بازيچه نيست . نه خودتان با آن بازي كنيد و نه اجازه دهيد
كسي آن را به بازي بگيرد . به هيچكس اجازه ندهيد در زندگي شما دخالت كند .
زندگي شما فقط متعلق به شما و همسرتان است . پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و دوست و
آشنا همه در زندگي شما جاي غير قابل تصرف خود را دارند و هيچ فردي
قادر نخواهد بود جاي آنها را بگيرد حتي همسر تان . همچنان كه هيچكدام نيز نخواهد
توانست و نبايد كه جاي همسرتان را براي شما بگيرد . وجود قلب و شش و كليه و ريه و .... همه با هم
براي زندگي ما ضروري است و هر كدام بايد در جاي خود و كار خود را انجام
دهند . وبايد كه بين آنها
هم ارتباطات لازم برقرار باشد و هم جدايي هاي لازم . اگر نتوانيد
جايگاه هر يك از افراد خانواده خود را تشخيص دهيد و ارتباطات و جدايي هاي لازم را
بين آنها برقرار كنيد .( فراموش نكنيد
خودتان هم جزو همين مجموعه هستيد ) قطعا بايد تا دير نشده به فكر راه علاجي فوري براي خود و زندگي
خود باشيد .
5_ همه كار را همگان توانند
و بدانيد كه انجام بسياري كارها از دست ما ساخته نيست . براي حل مشكلات خود
حتما به مشورت با ديگران نيازمند خواهيد بود . مشورت نشانه بصيرت و آگاهي
است و نه كسر شان . در مشكلات زندگي حتما به سراغ مشاوراني برويد كه اول از
همه تخصص اين كار را داشته باشند و دوم اينكه در حد امكان از
شما چند سالي بزرگتر باشند . و سوم اينكه در حد امكان بيگانه باشند و
هر دو بتوانيد به آنها اطمينان كنيد . يك مشاور با تجربه گاه درست
مانند يك شربت تب بر ، تب و التهاب زندگي شما را برطرف ميكند .و البته بايد
كه نظر مشاور را بپذيريد حتي اگر مطابق ميل و انتظار شما نباشد .
6_قدر يكديگر و زندگي تان را بدانيد و آگاه
باشيد كه اگرشيشه زيبا و ظريف زندگي از دستتان بيفتد به احتمال بسيار
زياد شيشه ظريف و زيباي ديگري در دستان شما قرار نخواهد گرفت .
عده كساني كه به اميد زندگي هاي بهتر ، شيشه زندگي خود را به زمين زده
و شيشه بهتري نصيبشان شده باشد بسيار اندك ميباشد و قانون طبيعت خدشه پذير نيست .
گاه در موارد نادري به دلايل خاص ،شكستن
اين شيشه اجتناب ناپذير و گاه خود به صلاح
ميباشد . اين شرايط ويژه مورد نظر
من نيست . اما اغلب مسائل بسيار بي اهميتي موجب اين شكست ميشود كه من را به ياد دليل نبرد آدم كوچولوهاي داستان گاليور بر سر
شكستن تخم مرغ از سر باريك و يا پهن آن مي اندازد . اگر مشكل شما در اين گروه از مسائل است . هزار
افسوس .
شايد! روزي، ناگهان ، بانگي برآيد ، و شما تنها مانيد .بعد از بروز هر اختلاف و تشنج در زندگي
مشتركتان و قبل از اتخاذ هر تصميمي
، لحظه اي ، اين روز تلخ را در ذهن خود تصور كنيد ، قطعا درقضاوت و تصميم خود تجديد نظر خواهيد كرد . در
زندگي چيزي بهتر ازسلامتي و دل خوش
وجود ندارد به هيچ چيز و هيج كس
اجازه ندهيد اين دو نعمت را از شما بگيرد . ممكن است مشكلات بسياري در بيرون
خانه و يا در ارتباط با ديگران داشته
باشيد كه فعلا راه حلي براي آنها وجود نداشته باشد . اما اگر با هم تفاهم داشته باشيد ميتوانيد وقتي در
خانه هستيد با هم و به ريش همه
آن مشكلات بخنديد . و فردا دوباره مانند
هنرپيشه هاي سينما ، چشمكي به هم زده و
نقش خود را بازي كنيد . در غير اينصورت بتدريج اين دو نعمت را از دست خواهيد
داد كه به هيچ عنوان قابل جبران و قابل معاوضه
نيستند .
و در نهايت قدر زندگي
تان را بدانيد و به بهانه هاي واهي آن را به مخاطره نيندازيد
بيا تا مونس هم ، يارهم ، غمخوار
هم باشيم انيس جان
غم فرسوده بيمار
هم باشيم
شب آيد شمع هم
گرديم و
گرد يكدگر سوزيم شود چون روز دست و پاي هم در كار هم باشيم
دواي هم ، شفاي هم،
براي هم، فداي هم دل هم، جان هم ،
جانان هم ،دلدار هم
باشيم
به هم يك تن شويم و يكدل و
يك رنگ و يك پيشه سري در كار هم آريم و
دوش بار هم باشيم
جدايي را
نباشد زهره تا
در ميان آيد به هم
آريم سر بر
گرد هم پرگار هم باشيم
جهان يكدگر
گرديم و عيب
يكدگر پوشيم قبا و
جبه و پيراهن
و دستار هم
باشيم
غم هم ، شادي هم،
دين هم، دنياي هم
گرديم بلاي يكدگر
را چاره و
ناچار هم باشيم
حيات يكدگر
باشيم و بهر
يكدگر ميريم گهي خندان
ز هم، گه خسته و افكار هم اشيم
به وقت
هوشياري عقل كل
گرديم بهر هم چو وقت
مستي آيد ساغ ر سرشار
هم باشيم
شويم از
نغمه سازي عتدليب
غم سراي هم به رنگ
و بوي يكدگر
شده گلزار هم با شيم
براي ديده
باني خواب را
بر خويشتن بنديم زبهر پاسباني
ديده بيدار
هم باشيم
يكي گرديم
در گفتار و
كردار و در
رفتار زبان و
دست و پا يك
كرده خدمتكار هم اشيم
نميبينم بجز
همدمي اي فبض در
عالم بيا دمساز
هم گنجينه اسرار
هم باشيم
ملا محسن فيض كاشاني