www.shariaty.com

درباره من     /    تماس با من     

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

نوشته ها      عضويت      پشتيباني

روان شناسي

رايانه

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

گوناگون

         افسانه           توليدات

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

عكس

كتابخانه

 توليدات       

شنيدن كارهاي صوتي

مشاهده مستقيم  كارهاي  تصويري

    گزيده  هاي تصويري  ( سينمايي   و    خبري)

فهرست مطالب جديد

 

 

 

دستگاههاي موسيقي ايراني

 

همانطور كه در بخش  اصول موسيقي و نوشتن نت ها بيان شد يك گام موسيقي از يك نت مثلا دو شروع شده و به نت دو در يك اكتاو بالاتر  ختم ميشود .  به عنوان مثال  گام

دو :

Do   re   me   fa   sol   la   si   do

 

do

نيم پرده

si

پرده

la

پرده

sol

پرده

fa

نيم پرده

me

پرده

re

پرده

do

 

نكته :  اگر الگوي  فاصله ميان نتها  مطابق الگوي فوق باشد يعني پرده ، پرده ، نيم پرده ، پرده ، پرده ،پرده ،نيم پرده   اين گام را ، گام بزرگ يا ماژور گويند .

 

اكنون ميخواهيم ببينيم كه گام  سل چگونه ميباشد .  ابتدا  گام سل را به صورت معمولي مينويسيم يعني

Sol   la   si   do    re    me    fa   sol     

 اما براي آنكه فواصل پرده و نيم پرده را مطابق گام بزرگ ( ماژور ) در اينجا هم مراعات كنيم مجبور ميشويم تغييراتي را انجام دهيم به اين صورت كه

اگر نت fa  را نيم پرده بالا ببريم يعني ديز كنيم .  مشكل بر طرف شده و فواصل اين گام نيز به صورت گام بزرگ ( ماژور ) در خواهد آمد .

 

پس  گام سل  ماژور  به صورت زير  اجرا ميشود :

 

 

sol

نيم پرده

Fa

ديز

پرده

me

پرده

re

پرده

do

نيم پرده

 

si

پرده

la

پرده

sol

 

    گفتيم كه در نواختن يك آهنگ گاه به صداهايي نياز داريم كه جزو اين نت ها نيستند  بنابراين  در موسيقي بين المللي نيم پرده نت را پايين  و يا بالا هم ميبرند كه به آن ديز و بمل گفته ميشود .  مثلا در بالا و در گام سل  نت fa   را  ديز كرديم  يعني  نيم پرده بالا تر اجرا ميشود ( صداي ريز تر ) . اكنون يك پيانو را در نظر بگيريد .  ) ميتوانيد  در اين سايت به صورت  آنلاين آن را تجربه كنيد .) مشاهده ميكنيد فواصل به صورت منظم و مساوي در پرده و نيم پرده  تكرار شده اند .    اما در يك  سازايراني  مانند تار يا سه تار بايد فواصل ربع پرده هم در نظر گرفته شوند .    حال فرض كنيم سه تار ما طوري كوك شده باشد كه سيم اول آن يعني سيم سفيد  با لرزش آزاد صداي نت" دو "را بدهد .  سه تار داراي   25 پرده  ميباشد  . در جدول زير اين بيست و پنج پرده را در روي سه تار و براي سيم اول  مشاهده ميكنيد . اما  چنانچه در جدول مشاهده ميكنيد  در دستگاه  شور   از نت هايي استفاده ميشود كه در دستگاه ماهور از آن نت ها استفاده نميشود كه اين امر حال و هواي قطعه و احساسي را كه منتقل ميكند  متفاوت ميسازد .  همچنين  در دستگاههاي مختلف موسيقي ايراني ،نحوه آغاز و پايان يك  قطعه و يا تاكيد بر نت هاي بخصوص  از مشخصات هر دستگاه  خاص ميباشد . هر دستگاه موسيقي حال و هواي خاص خودش را دارد  .  اين امر  نيز حاصل هزاران سال تجربه شنوايي و موسيقيايي بشر در فرهنگ هاي مختلف ميباشد . در چين و ژاپن فاصله يك اكتاو را به جاي هفت درجه به پنج درجه تقسيم كرده اند . همانطور كه ما در موسيقي خود ضمن رعايت هفت فاصله براي يك اكتاو ، از فواصل ربع پرده اي نيز استفاده كرده ايم .

گامهاي متنوع زيادي در موسيقي بكار رفته است . و به همين دليل نبايد احساس حاصل از  اصوات موسيقي  را يك قانون  طبيعي تصور كرد . چرا كه صدا ها و آواهايي كه براي ما خوشايند هستند چه بسا براي مردم فرهنگ ديگر ( و حتي سياره ديگري )  گوشخراش و آزار دهنده باشند .  اما هر چه باشند  نظمي در آنها رعايت ميشود . به همين دليل نيز  دانشمتداني كه به دنبال حيات هاي هوشمند در ساير نقاط جهان ميباشند  به صداهاي رسيده از آسمان گوش داده و آنها را تجزيه و تحليل ميكنند ( طرح SETI  )  تا با يافتن صداهاي منظم و تابع قاعده و قانون  به وجود تمدن هاي هوشمند ساير نقاط پي ببرند .

 

(  در گام كوچك يا مينور ،ترتيب پرده ها به اين صورت است " پرده ، نيم پرده ،پرده ،پرده ،نيم پرده ، پرده "

 

 

14

13

12

11

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

Do

ديز

do

Si

La

ديز

la

Sol

ديز

sol

Fa

ديز

fa

me

Re

ديز

re

Do

ديز

do

 

نت هاي پيانو  كه  با فواصل منظم پرده و نيم پرده به همين صورت و تا هفت اكتاو تكرار ميشوند .

 

گيتار.jpg

محل ثابت پرده هاي گيتار  و فواصل  منظم پرده و نيم  پرده اي

 

 

جدول زير نت هاي سيم اول سه تار را  نشان ميدهد  اين سيم به صورت دست آْزاد نت دو را اجرا ميكند . 

 

 

شماره پرده  در  سه تار

25

24

23

22

21

20

19

18

17

16

15

14

13

12

11

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

نت هاي استفاده شده   در دستگاه ماهور

 

sol

Sol

كرون

Sol

بمل

fa

me

Me

كرون

 

Me

بمل

re

Re

كرون

do

si

Si

كرون

Si

بمل

la

La

كرون

La

بمل

sol

 

Sol

كرون

Sol بمل

fa

me

Me

كرون

Me

بمل

re

Re

كرون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نت هاي استفاده شده   و نشده در دستگاه شور

sol

Sol

كرون

Sol

بمل

fa

me

Me

كرون

 

Me

بمل

re

Re

كرون

do

si

Si

كرون

Si

بمل

la

La

كرون

La

بمل

sol

Sol

كرون

Sol بمل

fa

me

Me

كرون

Me

بمل

re

Re

كرون

 

نت هاي داراي زمينه سياه  در نواختن دستگاه شور  استفاده نميشوند .

 

( نكات مهم  :

به جاي Sol  بمل  ميتوان گفت    fa   ديز 

اگر هفت نت اصلي را هفت پرده اصلي فرض كنيم  بين آنها پرده هاي فرعي وجود خواهد داشت . بين" مي "  و  " فا"  و نيز  " سي "   و   " دو "  پرده فرعي وجود ندارد

پرده هاي اصلي ديگر ( بجز موارد اشاره شده در فوق )  هر يك دو پرده  فرعي دارند كه از بالا به پايين دسته ساز نام پرده اصلي بعد از خود را ميگيرند  اما به صورت بمل و كرون .

 چون در موسيقي ايراني  نت  "ر" بمل استفاده نميشود   اين پرده را حذف كرده اند و از آن استفاده نميشود .)

در هر دو جدول مربوط به پيانو و سه تار   فاصله " مي " تا " فا "  و نيز  "سي " تا " دو " نيم پرده است  و بقيه  يك پرده ميباشد  .

 

پس در موسيقي ايراني  با تغييراتي كه در بكار گرفتن يا نگرفتن نتها داده ميشود  دستگاههاي متنوعي ساخته ميشود كه هر كدام حال و هواي خود را دارند .  به عنوان مثال در دستگاه شور  نتهايي كه در جدول سياه رنگ شده اند بكار نميرود  ( چنين بيان ميشود  كه  در دستگاه شور  نتهاي  : " مي " و  " سي "  بمل ميشوند و  نت  " لا " كرون  )

اما نبايد چنين تصور شود كه اين به معني سادگي  موسيقي غربي و پيچيدگي موسيقي ايراني است .  زيرا موسيقي ايراني گرچه داراي تنوع دستگاهي و پرده اي بيشتري است . اما  ملودي هاي موسيقي ايراني( آهنگ ها ) ملوديهايي اغلب  بسيار ساده هستند .  حال آنكه ملودي هاي موسيقي غربي   اغلب بسيار دشوار و پيچيده  بوده  و براي نواختن  به مهارت و تجربه بسيار نياز دارد . حال  آتكه موسيقي ايراني  كه نوعي موسيقي محفلي است معمولا دو يا سه ساز با هم به اصطلاح سخن ميگويند  و  در موارد زيادي نوازنده  به  بديهه نوازي دست ميزنند . و  بجز در برخي اجراهاي  سالهاي اخير در موسيقي ايراني  از  اركستر هاي بزرگ و تنوع ساز و صدا  خبري نيست .  حال آنكه در موسيقي غربي بويژه در موسيقي كلاسيك  طيف وسيعي از صداها و سازها و در اسكسترهاي بسيار بزرگ بكار گرفته ميشود و هر نوازنده اي ميبايست درست در زمان مشخصي كه توسط  آهنگساز طراحي شده و توسط رهبر اركستر زير  نظر و كنترل گرفته ميشود  نت مورد نظر را  اجرا كند . در واقع رهبر  اركستر كه نت همه نوازندگان را در يك لحظه كنترل ميكند داراي توان و گوش موسيقيايي خارق العاده نيز ميباشد .

 موسيقي در غرب   بخشي  معتبر و مورد احترام از زندگي  است كه از همان كودكي  ، علاقمندان مستعد به  تحصيل در زمينه آن تشويق ميشوند و تحصيل آن تا سطوح بسيار بالا مقدور ميباشد . حال آنكه اغلب  نوازندگان موسيقي ايراني  سالهاي بسياري در كمد و زير زمين خانه و به دور از چشم پدر و مادر و خانواده و جامعه به تمرين ميپرداخته اند . بنابراين موسيقي غربي يك موسيقي  پيشرفته و  بسيار فني و پيچيده ميباشد .  حال آنكه موسيقي ايراني در عين زيبايي و گستردگي دستگاهها ي آن  در حد موسيقي هاي  ساده و ابتدايي   ميباشد .  البته بايد توجه داشت كه در نهايت آن چيزي كه در موسيقي اهميت دارد  ايجاد احساس لذت  و تبادل احساس از اصواتي است كه شنيده ميشود  كه اين امر نيز  در همه موسيقي هاي دنيا وجود دارد . و هر گوشي بر حسب فرهنگي كه در آن رشد كرده است  از نوعي موسيقي ( صدا )  احساس لذت و تبادل احساس ميكند . حال آنكه همين موسيقي ( صداها) براي مردم فرهنگ ديگري چه بسا عذاب آور نيز باشد .  در مورد موسيقي غربي به دليل  وابستگي به فرهنگ جوامع  متمدن و غالب عصر حاضر و به خاطر شنيده شدن  عمومي آن بويژه به دليل دستگاههاي ارتباط جمعي و نيز صنعت بسيار قدرتمند و تاثير گذار  سينما كه موسيقي بخش مهمي از قدرت  اثر  آن ميباشد  . گوش مردم سراسر جهان نيز بدان خو گرفته است .   خود من شايد 70% به موسيقي  هاي غربي و بين المللي و نيز كشورها و فرهنگ هاي متفاوت گوش ميدهم  و تنها حدود 30% به موسيقي ايراني گوش ميدهم . در بسياري از كارهاي صوتي و تصويري نيز كه انجام ميدهم با وجود علاقه به موسيقي ايراني  امكان استفاده از آن به  دو دليل مهم وجود ندارد . اول   كم بودن منابع  موسيقي هاي  ايراني متناسب با هر موضوعي و دوم  عدم درك و احساس تاثير آن توسط  بينندگان و شنوندگان غير ايراني .  در مجموعه هاي جنگ سخن با  طيف متنوعي از موسيقي  متناسب با موضوع  با سليقه شخصي من آشنا ميشويد  استفاده شده است  كه  در صورت استفاده از موسيقي هاي صرفا ايراني  و اصيل تاثير مطلب به شدت كاهش ميافت . اما در كتاب گوياي از رودكي تا حافظ  تلاش شده است تا  به بهترين صورت  از موسيقي ايراني   استفاده   شود . در اين مجموعه  قدرت بيان موسيقي  هاي ايراني  انتخاب شده  در آماده سازي احساس شنونده  و كمك به درك مطلب نقش بسيار مهمي را ايفا ميكند . 

 

پس به صورت خلاصه موسيقي سنتي  ايراني  داراي هفت دستگاه و پنج آواز ميباشد .  مقصود از آواز ها ، آنها هستند كه از خود  استقلال ندارند  . ضمنا در گذشته به همگي آنها  مقامات دوازده گانه ميگفتند .

 

هر دستگاه تعدادي گوشه  نيز دارد كه گوشه ها  نيز  از خود استقلال ندارند  اما نوازندگان و خوانندگان روي آن بديهه نوازي و بديهه خواني ميكنند .   تعداد گوشه ها به حدود 230 گوشه ميرسد .  موسيقي ما دستگاههاي بسيار زيادي داشته است كه متاسفانه اغلب آنها در طول تاريخ ما فراموش شده و گم  گشته اند .   از آنجا كه  7 نت اصلي وجود دارد  ( رجوع كنيد به اصول موسيقي ) . بنابراين هر دستگاه ميتواند هفت گوشه اصلي نيز  داشته باشد . كه هر گوشه بر يك نت بخصوص تاكيد دارد كه به آن درآمد گويند .

1- دستگاه شور    (  15گوشه  )

          اين دستگاه به دليل تنوع از دستگاههاي بسيار مهم است . اغلب حزن انگيز است  اما آهنگهاي شادي نيز در اين دستگاه ساخته شده است .

آواز ابوعطا شامل 9 گوشه

آواز بيات ترک ( يا بيات زند ) شامل 12 گوشه
آواز دشتي شامل 9 گوشه
آواز افشاري شامل 9 گوشه

2- دستگاه ماهور  ( بيست گوشه )  ( گام آن با موسيقي بين المللي مطابقت دارد . لذا اغلب  آهنگهاي پيانو را در اين دستگاه مينوازند.

3-  دستگاه همايون     شامل 12 گوشه

  آواز اصفهان شامل 11 گوشه

3 - دستگاه سه گاه   ( ده گوشه )

4 - دستگاه چهارگاه  ( ده گوشه )

5 - دستگاه راست پنجگاه   ( 14 گوشه )   ( از دستگاههاي قديمي موسيقي ايراني و  مشابه ماهور )

6 - دستگاه نوا  ( 14 گوشه )

 

در اجرا معمولا ترتيب زير مراعات ميشود :

درآمد ، آواز ،تصنيف و رنگ

ايران به دليل تنوع قومي و زباني داراي گنجينه عظيمي از موسيقي محلي نيز ميباشد كه معروف ترين آنها موسيقي بختياري ، گيلاني ،كردي ،بلوچي ، خراساني ،تركمني ،آذري و موسيقي سواحل خليج فارس ميباشد .

تكنوازي در موسيقي ايراني جايگاه بالايي دارد و موسيقي معمولا در ايران ( و شرق ) ياري كننده صداي خواننده  بوده است كه خواننده نيز معمولا  از اشعار عرفاني بسيار غني ادبيات اين سرزمين بهره ميگرفته است .  همنوازي به شكل كنوني در زمان قاجار و به دليل آشنايي با موسيقي غربي  به موسيقي ما را[ يافت . در گذشته سازها  را به صورت همنوا  و گروهي نيز مينواخته اند  اما همه سازها باهم و يك آهنگ را مينواخته اند .

اگر علاقمند به شنيدن و آموختن دستگاههاي موسيقي ايراني هستيد . مجموعه شش  نواري  شناخت دستگاههاي موسيقي ايراني تنظيم و اجرا از استاد  روح الله خالقي را تهيه كنيد .  براي گوش دادن نمونه اي از اين مجموعه به اينجا اشاره كنيد .

در زمينه آواز نيز ميتوانيد از مجموعه تهيه شده توسط  استاد محمود كريمي استفاده كنيد .  براي شنيدن قسمتي از اين مجموعه به اينجا اشاره كنيد .

 

 

 

منابع :

تئوري موسيقي   مصطفي كمال پورتراب

تئوري موسيقي  پرويز منصوري

تئوري موسيقي   مرتضي سر آبادي

آموزش تار و سه تار   روح الله خالقي

آموزش تار و سه تار  جلال ذوالفنون

دستور سنتور  فرامرز پايور

ياداشتها و جزوات درسي موسيقي  روان شاد همسر نازنينم افسانه

و با تشكر بسيار از   دكتر ارژنگ ناجي  متخصص آكوستيك و موسيقي دان   براي همكاري و محبت  بسيارشان  در تصحيح اين نوشته  و ارائه اطلاعات  لازم 

 

 

مظفر شريعتي   تيرماه  89

 

 باز گشت به صفحه اصلي