تقديم  به  روان پاك  همسر  نازنينم    افسانه www.shariaty.com              

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي         

درباره من    /     تماس با من  /   نظر شما

روان شناسي  

   رايانه     

علوم و فناوري  

گوناگون   

كتابخانه

  نوشته ها   /  كارهاي تصويري   /  كارهاي صوتي    /   عكس    مجموعه هاي انتخابي      پشتيباني

داستانهاي كوتاه 

   سخنان كوتاه

عكس

        فيلم  ( ويدئو )

 فيلمهاي مستند علمي

 

 گزيده اي كوتاه از كتاب       مردان  مريخي    زنان  ونوسي  

 

       نوشته دكتر جان گري    ترجمه مهدي قراچه داغي

 

فرض كنيد مردها از سياره مريخ آمده اند و زنها از سياره ونوس . مريخي ها پشت تلسكوپ هاي خود بودند كه ونوسيها را ديدند و از آنها خوششان آمد . و با سفينه هاي خود به سوي آنها رفتند . ونوسيها هم با آغوش باز از آنها استقبال كردند . سپس با هم به زمين مي آيند . مدتي همه چيز خوب بود اما كم كم هواي زمين روي آنها اثر كرد و يك روز صبح وقتي بيدار شدند هم مريخي ها و هم ونوسي ها ديگر فراموش كرده بودن كه از كجا آمده اند و از آن روز اختلافات آنها با هم شروع شد .

زن ها و مردها بدون توجه به آنكه قرار است با هم تفاوتهايي داشته باشند رو در روي يكديگر ايستادند . همه ما در مواقعي از همسرمان دلگير ميشويم  زيرا اين حقيقت مهم را فراموش كرده ايم. انتظار داريم همسر، يعني جنس مخالف ما ، آنچه را ما ميخواهيم او نيز بخواهد و آنچه را احساس ميكنيم او نيز احساس كند . .

ما به اشتباه فكر ميكنيم كه اگر همسرمان ما را دوست داشته باشد ، بايد با  ما به شكلي رفتار  كند  كه وقتي ما كسي را دوست داشته باشيم با او رفتار ميكنيم .

مردها به اشتباه فكر ميكنند  زن ها بايد مانند آنها بينديشند و ارتباط برقرار كنند و زن ها هم به اشتباه  فكر ميكنند  مردها بايد مانند آنها احساس كنند . .. اگر بتوانيم اين تفاوتها را بشناسيم و به آنها احترام بگذاريم ، تا حدود زيادي از اختلافاتمان كم ميشود . وقتي به ياد بياوريم كه مردها از مريخ و زنها از ونوس آمده اند همه چيز  روشن ميشود .

.

.

.

از جمله رايج ترين شكايان زنان از مردامن اين است كه آنها گوش شنوا ندارند . يا اصلا گوش نميدهند .و يا چند لحظه اي گوش ميدهند  و بعد چونان متخصصي چيره دست علت يابي ميكنند و آنگاه با غرور تمام كلاه همه داني بر سر ميگذارند و راه حل ارائه ميدهند .

.

رايج ترين شكايت مردان از زنان اين است كه  زنان هميشه در صدد تغيير دادن مردان هستند . وقتي زني مردي را دوست دارد ، خود را مسئول ميداند  تا او را در اين رشد كمك كند . زن كانون اصلاح خانواده ايجاد ميكند  و شوهر كانون اصلي توجه او ميشود . بدون توجه به اينكه شوهر تا چه اندازه در برابر زن مقاومت ميكند .

.

.

.

مريخي ها براي توانمندي ، شايستگي ، كار آيي و موفقيت ارزش قائل هستند و در تلاش هستند تا حقانيت خود را ثابت كنند .... آنها به اشيا و هدف ها بيش از اشخاص و احساسات توجه دارند ... براي يك مريخي رسيدن به هدف موضوع مهمي است .و براي يك مريخي احساس رضايت زماني است كه بتواند بدون كمك ديگران به هدفش برسد . . .  راهنمايي كردن يك مرد  اين معنا را براي او دارد كه او نميداند چه بايد بكند و يا به تنهايي از عهده كارش بر نمي آيد ... از نظر مريخي  وقتي  او ميتواند كاري را به تنهايي انجام دهد  تقاضاي  كمك نشانه ضعف است .   اگر مردي به راستي نياز به كمك داشته باشد  از ديگران تقاضاي كمك ميكند و در اين صورت با كسي كه قبول داشته باشد گرفتاري خود را مطرح ميكند . در اين شرايط مريخي ديگر كلاه همه چيز داني بر سر ميگذارد و دوست خود را راهنمايي ميكند و از اين كار خوشحال شده و افتخار ميكند .

اين سنت مريخي نشان ميدهد كه چرا وقتي زنان در باره مسائلشان با مردان حرف ميزنند  ، مردان از روي غريزه راه حل ارائه ميدهند .    وقتي زني معصومانه احساسات خود را با مرد بيان ميكند  مرد به اشتباه خيال ميكند كه او تقاضاي  يك راهنمايي تخصصي ميكند و به همين جهت كلاه همه  چيز داني را بر سر ميگذارد و راه حل ارائه ميكند تا به او كمك كند . ..... مرد هرگز گمان نميكند كه در ونوس صحبت كردن در مورد مسائل و مشكلات به معني تقاضاي كمك و راهنمايي نيست .

ونوسي ها فقط ميخواهند كه به حرفشان گوش كنيد  همين

 

.

.

يكي از تفاوتهاي مهم زن و مرد  كنار آمدن آنان با استرس است .  مردان در اين حالت در خود فرو ميروند و زنان درگيري احساسي پيدا ميكنند .   . . مرد با حل كردن راه حل حالش بهتر ميشود و زن  اگر بتواند در مورد آن مسئله حرف بزند .

مريخي ها براي رسيدن به آرامش به غا ر ذهن  خود پناه ميبرند تا به تنهايي مسائل خود را حل كنند .

ونوسي ها براي رسيدن به آرامش دور هم جمع ميشوند  و در مورد مسائلشان حرف ميزنند .

 

خواندن اين كتاب جالب را به شما توصيه ميكنم .