درباره من

تماس با من

 

نوشته هاي من

 

 

پايگاه علمي ، ادبي و فرهنگي

مظفر شريعتي

مكاني براي انديشيدن

تقديم به روان پاك همسر نازنينم افسانه

www.shariaty.com

 

همكاري با اين پايگاه

 

صندوق نيكوكاري

 

 

عكسهاي  من

 

ساخته ها ي من

 

افسانه شريعتي

 

اعضاء

نجوم

ادبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

روان شناسي

رايانه

گوناگون

سخنان كوتاه

داستانهاي كوتاه

كتابخانه

  عكس

موسيقي

فيلم

شادي

بازارچه

فيزيك 

شيمي

رياضي

آمار

زيست شناسي

جغرافي

الكترونيك

نانو تكنولوژي

 طبيعت

حيوانات

فرهنگ نامه   ( دائره المعارف )

 

 فرهنگ نامه   ( دائره المعارف )

 

اسپينوزا

فيلسوف هلندي

1632 الي 1677

 

او زبان لاتين را فرا گرفت تا بتواند آثار و افكار قديميان را بخوبي دريابد . عقايد سقراط و افلاطون و ارسطو را خواند  و بالاخره با انديشه هاي دكارت آشنا شد .  دكارت ميل داشت تمام عالم را بجز خدا و روح با قوانين رياضي و مكانيك تفسير كند . اصل اين عقيده از لئو نارد داوينچي و گاليله بود .      اسپينوزا توسط دادگاه كنيسه تكفير و محكوم شد و او را لعنت كردند . متن لعنت نامه او چنين است :

بنا به حكم فرشتگان و دستور اولياي دين ما اعضاي مجمع روحانيون در حضور كتاب مقدسي كه ششصدو سيزده حكم دارد روح اسپينوزا را لعن و تكفير و تفسيق ميكنيم و او را به همان نحو لعنت ميكنيم كه اليشع فرزندان را كرد . و تمام نفرين هاي مذكور در سفر احكام را در حق او جاري ميسازيم. لعنت و نفرين باد بر او در شب و در  روز . در خواب و در بيداري . در حال دخولو خروج . خدا هرگز او را نپذيرد و نبخشد ، آتش خشم و غضب خدا بر او باد . و تمام نفرين هاي  مذكور در سفر احكام را بر او نازل ميكنيم . نام او را از آسمانها بزدايد . خدا او را به علت اعمال زشتش از تمام طوايف اسرائيل براند و نفرين سماوات را كه در سفر احكام مذكور است بر او براند .و تمام كساني كه به خدا ايمان آورده اند آمرزيده شوند .  به اين وسيله به اطلاع ميرسانيم كه هيچكس نبايد با او گفتگو كند و. كسي حق ندارد با او مكاتبه كند . هيچكس نبايد به او خدمتي كند . هيچكس نبايد با او زير يك سقف باشد . كسي نبايد بيشتر از چهار ذراع به او نزديك شود و هيچكس نبايد نوشته هاي او را بخواند .

روزييك نفر قصد داشت او را به خاطر نزديك شدن به خدا بكشد . اسپينوزا وانست در حاليكه زخمي شود فرار كند . او گوشه گير شد و به مطالعه پرداخت  كه حاصل آ چند كتاب بزرگ فلسفي بود . كسي او را نصيحت كرد كه بهتر است به وحي بيشتر از عقل ايمان بياورد .   

اسپينوزا مانند بيكن ميگويد . قبل  از هر چيز   بايد  وسيله اي براي اصلاح و جلاي قوه ادراكمان پيدا كنيم .  دكارت عقيده داشت فلسفه وقتي صحيح است كه مانند رياضي ثابت شود. اسپينوزا با داشتن يك ذهن رياضي فكر دكارت را تعقيب ميكرد .و تحت تاثير اكتشافات كپرنيك و كپلر و گاليه قرار داشت . و ميخواست هرج و مرج غير قابل اغماض جهان را به وحدن و نظم مبدل كند . اسپينوزا در مورد خدا ميگفت " خدا آن علت جاوداني و لايزال اشياء است كه بيرون اشياء نيست . او ميگفت همه چيز در خداست . زندگي و جنبش همه در خداست . او ميگويد اراده الهي با قوانين طبيعت امر واحدي است در دو عبارت مختلف.   دكارت مكانيك را تنها در مواد و اجسام ميديد و اسپينوزا آن را در خدا و روح هم ميديد .  او ميگفت چون ما بشر هستيم خيال ميكنيم همه چيز به خاطر بشر آفريده شده است ولي اين خيالي بيش نيست و ناشي از اين است كه بشر خود را در مركز عالم امكان ميداند و اغلب افكار ما بر پايه همين افكار خام است .  خير و شر احكام نادرستي است كه با حقيقت سازگار نميباشد . حقيقت اين است كه عمل جهان از روي طبيعت لايتناهي است و نه بر وفق تصورات خاص انسان .

در مورد اختيار و آزادي انسان اسپينوزا عقيده دارد "   مردم از آنجهت خود را آزاد و مختار فرض ميكنند كه از اميال و اراده هاي خود آگاهند، اما از علل اين اميال و ارادهد ها بي خبرند ." و ميگفت اگر سنگي را به هوا پرتاب كنيد . اگر اين سنگ فكر داشت خودش را در مسيري كه ميرفت و مقصدي كه ميرسيد مختار ميديد . اما نبايد تصور كرد كهكسي مسئول اعمال خودش نيستو جامعه بايدقوانين داشته باشد .  او ميگويد آزاد مرد كسي است كه توجهي به مرگ نداشته باشد و افكار او به سوي زندگي باشد و نه مرگ . و فلسفه او توجه به زندگي است . 

 

 

برگرفته از  كتاب تاريخ فلسفه  نوشته ويل دورانت   ترجمه دكتر عباس زرياب خويي   1357

 

 

 

 

باز گشت به صفحه اصلي