|
تقديم به روان پاك همسر نازنينم افسانه www.shariaty.com
|
|||||
|
نوشته ها / كارهاي تصويري / كارهاي صوتي / عكس مجموعه هاي انتخابي پشتيباني |
فيلم ( ويدئو ) |
||||
گزيده اي از كتاب آيا انشتين
درست ميگفت ؟ نوشته كليفورد ام ويل ترجمه احمد
شريعتي
1383 سازمان چاپ و انتشارات وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ اول
نوشته هاي قهوهاي رنگ از
متن كتاب نميباشد و اضافه شده است .
كمتر كسي است كه اين
روزها برنامه هاي مستند تلويزيوني در مورد پيدايش جهان ، سياه چاله ها ،
فضانورداني كه به فضا ميروند و پير نميشوند ، منحني بودن فضا ، نسبيت و
بالاخره نام انشتين را در كنار همه اين موارد نشنيده باشد . اما
انشتين چه ميگفت و آيا انشتين راست ميگفت
؟ :
در جهان علم هر نظريه اي تا از آزمايش
پيروز بيرون نيايد پذيرفته نميشود مهم نيست چقدر عميق باشد ، مهم نيست چقدر
زيبا و تحسين برانگيز باشد، اگر با مشاهده نخواند بايد دور انداخته
شود . براي همين است كه من دنياي علم را دوست
دارم . اين دنيا را مقايسه كنيد
با دنياي آدم هاي نا آشنا با علم و منطق كه هر مزخرفي را به سادگي ميپذيرند حتي
اگر هزاران بار باطل بودن آن را مشاهده كرده باشند – پس براي اينكه ببينيم آيا انشتين درست ميگفت يا نه بايد آزمونهاي انجام داد
اين كتاب در باره آزمون هايي است كه در اين مورد صورت گرفته است .
....تكنولوژي هاي علمي دهه 1340
براي انشتين نيز ناشناخته بود . ساعت هاي اتمي ميزر هيدروژن ، رديابي سياره ها ،
تداخل سنجي راديويي اختر وش ها ، همه اين ها پس از مرگش در سال 1334 (1955)
ابداع شد . ..... در اين كتاب به نسبيت خاص نخواهيم پرداخت . نسبيت
عام نظريه اي براي گرانش و فضا و زمان در مقياس بزرگ است ، در حاليكه نسبيت خاص
منحصر به فيزيك در غياب گرانش ميپردازد . .. دليل نپرداختنم به نسبيت خاص
اين است كه نسبيت خاص اكنون يك بخش كاملا پذيرفته شده و جدا نشدني فيزيك مدرن است
. ........ در سال 1340 (1961) اختروش ها كشف شدند . اشيائ دور دست آسمان با
درخشندگي بسيار زياد و دارا بودن چشمه هاي قوي راديويي . ..كشف اختر وش ها
بلافاصله نسبيت عام را به خط مقدم نجوم برد .و علت آن بحران انرژي در مقياس هاي
كيهاني بود . ... هابل در سال 1308 (1929) كشف كرد كه كهكشانهاي دور تر با
سرعت بيشتري از ما دور ميشوند و هر چه كهكشاني دور تر باشد سرعت دور شدنش بيشتر
است . و پذيرفته شد كه جهان در حال انبساط است . .... بحران انرژي اين بود
كه چه چيز ميتوانست منشا چنين چشمه قدرتمندي باشد . قوي ترين نيروي شناخته شده در
مقياس كيهاني نيروي گرانش است . بنابراين پيشنهاد شد كه شايد پاسخ در انرژي ميدان
هاي گرانشي بسيار قوي باشد . بعلاوه چشمه اين انرژي بايد بسيار
فشرده باشد . به يك دليل بسيار ساده : براي آنكه روشنايي چشمه به طور هماهنگ
و با دوره مثلا يك ساعت تغيير كند ، ابعادش بايد كم نر از مسافتي باشد كه نور در
يك ساعت طي ميكند ، وگرنه يك طرف چشمه خبر از آنچه در آن طرف ديگر ميگذرد
ندارد و نميتواند هم آهنگ با ان عمل كند . پس يك راه حل بحران انرژي براي اختر وش
ها وجود ميدان هاي گرانشي قوي بود كه احتمالا يعني تمركز جرمي بسيار بسيار
زياد ، ميليون ها برابر جرم خورشيد، در ناحيه اي كه قطرشكمتر از يك ساعت
نوري است يعني به اندازه شعاع مدار مشتري . اين تمركز جرمي حالت فشرده
جديدي از ماده است كه تنها نسبيت عام ميتواند آن را توصيف كند .
.
.
...مفهوم بيوزني پس از ربع قرن ديدن
فضانوردان در اخبار تلويزيون برايمان خيلي طبيعي است اما براي انشتين
اين انديشه انديشه اي بسيار ژرف بود انديشه اي كه براي او به اين معني بود
كه فضاو زمان بايد خميده باشد . پيش نهادن اينكه فضا و زمان بايد خميده باشد
حاصل نبوغ انشتين بود . او از يك مشاهده تجربي ساده يك آزمايش خيالي ايده آل
( موسوم به آزمايش فكري ) ساخت و استدلال را تا جايي كه منطق اجازه ميداد پيش برد
. اين كه همه اجسام با شتابي يكسان سقوط ميكنند . مشاهده اي كه معمولا ما را
به ياد گاليله مي اندازدكه چيزهايي از بالاي برج كج پيزا مي اندازد . انشتين
اين مشاهده ساده را گرفت و آزمايشگاهي سربسته تصور كرد كه آزادانه در حال سقوط است
و ناظري كه درون چنين آزمايشگاهي نشسته است و از خودش پرسيد كه اين مشاهده براي
اين ناظر چه معني دارد . ؟ اين آزمايش انشتين در آن موقع واقعا يك آزمايش فكري
بود زيرا تا شروع عصر فضا هنوز پنجاه سال مانده بود .
اگر علاقمند به دنبال
كردن اين مطالب شيرين و هيجان انگيز هستيد حتما اين كتاب شيرين و ساده را
بخوانيد . انتفال به سرخ گرانشي نور و ساعت ها انحراف نور از خط مستقيم،
تاخير زماني نور ،آيا ثابت گرانش ثابت است ،آيا شامگاه نيروي پنجم فرا رسيده است
،و ... از موضوعات مطرح شده در اين كتاب است