
كودك درون
آيا
ميدانيد
انسان بجز
كودك
درون
يك عدد خر
درون
هم دارد كه
گاهي جفتك مي
اندازد و زمام
امور را بدست
ميگيرد .
جنگ سخن
شماره 11
دوست
عزيزي
ايميلي شامل
اين نوشته برايم فرستاد كه بد
نديدم
آنرا براي
شما هم باز گو
كنم .
یک آدم
صبور و دهنقرص،
گیر بیاورید و
کل بدبختیها
و جفتکهایی که
از "الاغ زندگی"
خوردهاید را
با او تقسیم
کنید…بازگو
کردن مشکلات،
وزن آنها را
کم میکند…
علاوه بر آن
معمولا وقتی
سفره دلتان را
جلو کسی باز میکنید،
اوهم سفره
خودش را برایتان
باز میکند و یحتمل
می فهمید که
شما در این دنیا،
تنها آدم کتک
خورده نیستید. اينطوري
شايد هم
توانستيد راهي
براي جلوگيري
از كتك هاي
آينده براي
خودتان و
ديگران پيدا
كنيد .
دوم
اینکه فقط به
زمان حال فکر
کنید: گذشتهتان
و آیندهتان
را خیلی جدی
نگیرید…
اصلا پاپیچ
خرابکاریها و
کوتاهیهایی
که در گذشته
در حق خودتان
کردهاید، نشوید. همه همینطور
بودهاند
وانگشت فرو
کردن در زخمهای
قدیمی، هیچ فایدهای
جز چرکی شدن
آنها ندارد.
آینده
را هم که رسما
باید به هیچ
وجه به حساب نیاورید. ترس از
حوادث و
رخدادهای
احتمالی،
حماقت محض
است.
فکر هر چیزی،
از خود آن چیز
معمولا سختتر
و دردناکتر است… ( 1 )
سوم
اینکه به
خودتان
استراحت بدهید: حالامیگویم
استراحت، یکهو
فکرتان نرود
به سمت یک ماه
عشق و حال وسط سواحل
هاوایی…! وسط
همه گرفتاریها
و دلهره ها و
بدبختیهاتون...!!!
آدم
میتواند خیلی
شیک به خود،
مرخصی چند
ساعته بدهد…کمی
تنهایی، کمی
بچگی کردن، یا
هر چیز
نامتعارفی که
شاید دوست
داشته
باشید…. که کمی
از دنیای واقعی
دورتان کند و
خستگی را بگیرد…مثل
نهنگها که هر
از چندگاهی به
بالای آب میآیند
و نفسی تازه میکنند
و دوباره به زیر
آب برمیگردند…
چهارم
اینکه تنتان
را بجنبانید ورزش
قاتل دلهره و اضطراب
است...لزومی
هم ندارد که
وقتی میگوییم
ورزش، خودتان
را موظف کنید
روزی هزار بار
وزنه یک تنی
بزنید و بازو
دربیاورید…همچین
که دو تا جفتک منظم
وخفیف در روز
داشته باشید،
کلی موثر
است…از ما
گفتن …
پنجم
اینکه واقعبین
باشید:
ما بیشتر دلهره
مان بابت چیزهایی
است که کنترلی
روی آنها نداریم…
ششم اینکه
زندگیتان، میدان
و مسابقه اسبدوانی
نیست .خودتان
را دائم با دیگران
مقایسه نکنید…
مقایسه کردن
و"رقابتپیشگی"،
دلهره آور است…اینکه
فلاني فوقلیسانس
دارد و من
ندارم و فلاني
لامبورگینی
دارد و من ندارم و فلاني
فلان دارد
و من ندارم،
شما را دقیقا
میکند همان
اسب مسابقه که
همه عمرش را
بابت هویج ِ
سر چوب، دویده
وبه هیچ کجا
هم نرسیده…
زندگی
مسخرهتر از چیزی
است که شما
فکرش رامیکنید…
هیچ
دونفری لزوما
نباید مثل هم
باشند…
خودتان
باشید…
هفتم
اینکه از
مواجهه با
عوامل "ترسزا"
هراس نداشته
باشید: مثال
ساده آن،
دندانپزشک
است…وقتی
دندان خراب
دارید، یک کله
پیش دکتر بروید
و درستش کنید…
نه اینکه
مثل
بز بترسید و یک
عمر را از ترس
دندانپزشک،
بادرد آن بسازید
و همه لقمههایتان
را با یکطرفتان
بجوید…نیم
ساعت جنگیدن
با درد، بهتر
از یک عمر زندگی
با ترس
درد است…
ترس،
دلهره می زاید
نهم
اینکه بخندید:
همه مشکل
دارند…من
دارم، شما هم
دارید… همه
بدبختی داریم،
گرفتاری داریم
و این موضوع
تابع محل
جغرافیایی
آدمها هم نیست…
یاد
بگیرید بخندید…
به ریش دنیا و
مشکلات بخندید…
به
بدبختیها
بخندید… به من
که دو ساعت
صرف نوشتن این
موضوع
کردم،بخندید…به
خودتان بخندید…دو
بار اولش سخت
است، اما کم
کم عادت میکنید
و میبینید که
رابطه خنده و
گرفتاری،
مثل رابطه خیار
است و سوختگی
پوست… درمانش
نمیکند اما
دردش را کم میکند
هشتم
اینکه خوب
بخورید و
بخوابید .آدمی
که درست نخوابد
و نخورد، مغزش
درست کارنمیکند…مغز
علیل هم، عادت
دارد همه چیز
را سخت و مهلک
نشان دهد…آدم
وقتی گرسنه و
خسته است، یک
وزنه یک کیلویی
را هم نمیتواند
بلند کند،چه
برسد به یک
فکر چند کیلویی…!! ( 2 )
روزي لقمان به پسرش گفت : امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي. اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري! دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي!
و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني! پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است.
و اگر با
مردم دوستي
کني و در قلب
آنها جاي گيري
آن گاه بهترين
خانه هاي جهان
مال توست . جنگ سخن شماره 6
در
زندگی از تصور
مصیبت های بیشماری
رنج بردم که
هرگز اتفاق نیفتادند . جنگ سخن شماره 7
|
فيلمهاي
مستند علمي |