|
|
|
صفحه شخصي مظفر شريعتي پايگاهي علمي ، فرهنگي و ادبي تقديم به روان پاك همسر نازنينم افسانه |
|
|
|||||||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||||||||||
واژه نامه
امپرياليسم :
قدرتي كه بيرون از حوزه ملي خود
به تصرف سرزمينها و ثروتهاي ديگران اقدام ميكند .
آريستو كراسي
در ابتدا حكومت بر اساس فضيلت
بود اما اكنون به معني حكومت اشراف و طبقات بالاي اجتماع ( بالا از
نظر اشرافيت و نظاير آن )
آنارشيسم
مخالفت با وجود هر گونه دولت و قدرت مركزي ، زيستن بدون
دولت و قانون ، دموكراسي را استبداد اكثريت ميدانند
بوروكراسي
اداره بازي
پلوراليسم
كثرت باوري معتقد به دولت و قدرت مركزي هستند اما ميگويند
ديگر نهاد هاي اجتماعي هم بايد قدرت داشته باشند و قدرت فقط در يك جا نباشد .
ماكياوليسم
براي رسيدن به قدرت و حفظ آن هر كاري مجاز است
پان ... در لاتين
پيشوندي است به معناي همه . اما آن را بر سر نام يك
كشور يا مذهب يا نژاد مي آورند مقصود اين است كه ميخواهند همه آن مذهب يا نژاد را
دور هم جمع كنند و يك قدرت واحد تشكيل دهند .
تساهل و
تسامح tolerance يعني
قدرت تحمل كردن نظرات مختلف كه از اصول دموكراسي
است .