|
|
|
صفحه
شخصي مظفر
شريعتي پايگاهي
علمي ،
فرهنگي و
ادبي تقديم
به روان پاك
همسر
نازنينم افسانه |
|
|
|||||||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||||||||||
حادثه اي
درد ناك
برف
زيبايي بر
زمين نشسته
است ، فيروزه
دانشجوي 23
ساله شيفته
عكاسي است .
دوربينش را
برميدارد تا
ضمن مدتي قدم
زدن ، اين مناظر
زيبا را در
حافظه
دوربينش
ذخيره سازد .
اما در راه
تعدادي سگ به
دنبال او
ميكنند . دختر جوان
وحشتزده
ميگريزد و در
اين هنگام به
زمين خورده و
در همان حال
دچار سكته
قلبي ميشود .
چند ساعت
ميگذرد و چون
به خانه بر
نميگردد
خانواده
نگران به
دنبالش
ميگردند تا سرانجام
جسد بيجان او
را در همان
اطراف ( شهرك
غرب تهران )
پيدا ميكنند .
جهانا
مپرور چو
خواهي درود
چو
مي بدروي ،
پروريدن چه
سود
جامي است كه
عقل آفرين
ميزندش
صد بوسه
ز مهر بر جبين
ميزندش
اين كوزه گر
دهر چنين جام
لطيف
ميسازد
و باز بر زمين
ميزندش
20 دي
86