بر اساس يك تحقيق كه  بر  روي روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خواند. به هيمن دليل است که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آنرا بخاونيد

حالا اگه برگرديد  متوجه ميشويد  که نمی تونيد  آن را بخوانيد  چون ذهن شما  فهمید و اكنون  عکس العمل نشان ميدهد  . !!!!

 

  مطلب فوق توسط  يك ايميل   از يك دوست  به دست من رسيد  . منبع اين تحقيق هم ذكر شده بود اما چون تا من اطمينان پيدا نكنم كه اين گفته درست است آن را ذكر نميكنم  آن را حذف كردم  اما تجربه خود من اين مطلب را باور دارد . من مطالب اين سايت را خودم و دو انگشتي  تايپ ميكنم  و كسي هم آنها را باز خواني و كنترل نميكند  . بسيار اتفاق افتاده است كه بارها واژه اي را خوانده ام  اما متوجه نشده ام كه اشتباه تايپ كرده ام  زيرا  هميشه آن چيزي را ميخوانم كه   تصور ميكنم نوشته ام  كه گاهي اينچنين نيست .  بسيار هم  كتابها  و مطالبي را خوانده ام  كه  در آنها آنچه را كه از قبل ميخواستم  خوانده و ديده ام  و نه آنچه در آنها نوشته شده است .    بسياري نيز  براي من ايميل ميفرستند و مطالبي را در نوشته هاي من ميبينند و ميخوانند كه من هرگز ننوشته و نگفته ام . به عنوان مثال دوستي به شدت خواهان تماس با من بود تا در زمينه اي كه تصور ميكرد همفكر هستيم  مطالبي را من در سايتم قرار دهم  . وقتي كه با او ملاقات كردم  متوجه شدم كه  او خواهان ارائه مطالبي است كه من دقيقا  بر خلاف آنها مطلب مينويسم .  هر چه تلاش كردم نتوانستم بفهمم كجاي نوشته هاي من در سايت   به او چنين القا كرده است كه من موافق مهملاتي چون قانون جذب و  انرژي درماني  و ... هستم  !!  من نوشته ها و ويدئو هاي  صريحي بر عليه فيلم راز و  قانون جذب و انرژي درماني و اين نوع مهملات و خرافات دارم . پس چطور اين دوست عزيز تصور كرده است كه من هم عقيده او هستم و مطالبي در تاييد فيلم راز در سايتم قرار خواهم داد ؟!       دليلش بسيار ساده است   يعني همان چيزي كه خود من هم  آن را تجربه كرده ام !    انسان آن چيزي را ميبيند و ميخواند كه ميخواهد كه ببيند و بخواند  ! و يا آموخته و عادت كرده كه چنين ببيند و بخواند !

بنابراين  از اين پس وقتي  حوادثي را در پيرامون خود ميبينيد  و يا مطالبي را ميخوانيد   توجه كنيد كه ممكن است  واقعا آنها را آنگونه كه  رخ داده اند  و يا نوشته شده اند نديده و نخوانده  باشيد . بلكه آنگونه كه ميخواستيد و يا عادت داشته ايد ،   ديده ايد .

حتي در مورد  شناختن افراد گاه انسان دچار خطاهاي عظيمي ميشود . بسيار ديده شده كه افرادي با قاطعيت سوگند خورده و شهادت داده اند كه شخصي را ديده اند  و با اين شهادت او را سالها در زندان انداخته  و يا باعث نابودي اش شده اند  در حاليكه آن شخص هرگز  آنجا نبوده است .     نميدانم  اين ماجرا صحت دارد  يا تنها يك داستان است .   اما قطعا چنين مسائلي ميتواند حقيقت داشته باشد .  شخصا  يك بار در كوه شخصي را ديدم كه اطمينان داشتم يكي از بستگان  است . و از اينكه با من سلام و عليك نكرد و رد شد  در حاليكه يكديگر را ديديم   متعجب و دلگير شدم . بعد ها و قتي او را در جايي ديدم و گله كردم كه آن روز  مرا تحويل نگرفتي  تعجب كرد و گفت  كه او اصلا  براي كوه به آن محل نميرود . مطلبي كه من هم ميدانستم احتمالا  درست ميگويد .  من به او گفتم  پس اطمينان داشته باشيد كه  شما يك دوغلو و يا يك فرد كاملا شبيه خود داريد   ( درست مانند  فيلم شايد وقتي ديگر  )  .   شايد واقعا چنين باشد و فردي كاملا مشابه او وجود داشته باشد  و شايد هم   ذهن من خطا كرده باشد . بنابراين يك عكس او را هميشه در موبايلم دارم  تا اگر بار ديگر اين فرد را  در جايي ديدم   اين عكس را هم به همراه داشته باشم .  در هر حال من هميشه ميپذيرم كه ميتوانم  خطا  كنم .   شما  چطور ؟

خطاهاي ديد  ديگر

 

 

 

 

~باز گشت به صفحه اول