|
درباره
من / تماس با
من نوشته
ها ي
من كارهاي
صوتي
كارهاي تصويري عكس ها توليدات
پشتيباني |
|||||
|
صفحه
ويژه افسانه |
|||||
|
|
|||||
تهران_
ميراث خبر
http://www.chn.ir/news/?section=4&id=1654
با تشكر
از آقاي مستوفي
براي اينكه
اين مطلب را
به من منتقل كردند
.
ظاهرا
به نقل از
مطالب اين
سايت اين مطلب
را فرج الله
صبا سي سال
قبل نوشته
است و نه
چارلي پاپلين
راستش
اين امر اگر
هم صحت داشته
باشد
به هيچ روي
چيز شگفتي
نيست .
من آنقدر در
تاريخ و بويژه
در آنچه به
دست ما
ايرانيان
شريف نوشته
شده است
عجايب شگفت
انگيز ديده ام
كه اين مورد
اساسا نميتواند
مرا شگفت زده
كند .
يكي از ويژه
گي هاي عجيب ما
ايرانيان
عزيز اين است كه كاري
به كار اصل و
واقعيت موجود
نداريم و آنچه
كه در تخيلمان
ميگنجد را و
يا دوست داريم
كه آنگونه
باشد
به نام حقايق
تاريخي و يا نقل قول
هاي اين و آن به خورد
مخاطب ميدهيم
. گاه
شخصيت هاي
خيالي را
تاريخي
ميكنيم و گاه
شخصيتهاي
تاريخي را
خيالي .
يكي از اساتيد
اين امر
استاد ذبيح اله
منصوري بود
كه
استعدادي
شگرف در اين
زمينه داشت .
مشهور بود كه كافي
است يك صفحه
مطلب به او
بدهيد تا او
يك جلد كتاب
تاريخي از آن بيرون
آورد و يا
مشهور بود كه به
يكي از
فيلسوفان
معروف
گفتنئد
كتاب شما در مورد
فلان مطلب در
ايران توسط ذبيح
الله منصوري
ترجمه شده
است و
او با تعجب
پرسيده بود من
كه در اين
مورد كتابي
ندارم .
از جمله مثالهاي
ديگر
ترجمه هايي
است كه از لوح
كوروش كبير در
ايران منتشر
شده است كه
ظاهرا با اصل
آن خيلي تطابق
ندارد و يا خيلي
ايراني وار
صيغل كاري شده
است . ( براي
اطلاع بيشتر در
اين مورد مطلب
منشور
كوروش را
بخوانيد ) و يا شعر
معروف سعدي كه
به ما گفته
اند بر سردر
سازمان ملل
نوشته شده اما
برخي هم آن را
درسر در
سازمان ملل نديده
اند بلكه خبر از
وجود آن در يكي از
تالارهاي
ورودي داده
اند .
اما
اشكال بسيار
بدي كه
اينگونه
پديده هاي رايج
براي ما به
ارمغان آورده
و مي آورد اين
است كه وقتي يكي دو
نسلي از موضوع
گذشت
اساسا
ديگر جزو
تاريخ ما
ميشود
و گاه با
حيرت مشاهده
ميكني كه
مطلبي كه روزي تنها در
تخيل فردي
گذشته است اينك
جزو اصول و
باورهاي تاريخي
ما قرار گرفته
است . به همين
دليل است كه
مطالعه تاريخ و اظهار
نظر در مورد
مسائل و وقايع
آن امري بس
دشوار
ميباشد . گاه
باورهاي ما تكيه بر
وقايعي دارد
كه هرگز در
تاريخ يا روي
نداده است و
يا بدان شكل
نبوده است كه
به ما رسيده
است . علاقمندان
را به مطالعه مقدمه
ابن خلدون جلد
اول تشويق
ميكنم .
اين
نامه را اولين
بار همسر
نازنينم به
من
داد .
در همان
لحظاتي كه آن
را ميخواندم
ضمن اينكه
بشدت بر من
تاثير ميگذاشت بويي از
فرهنگ شرقي بويژه
در مورد
برهنگي را در
آن ميديدم كه
برايم عجيب بود . البته
من نه برهنگي كامل
غربي را
ميپسندم و نه
پوشيدگي كامل
شرقي را
چرا كه در هر
دو
توجه به عامل
جنسيت را ركن اصلي ميبينم و نه
انسانيت) .
تا اينكه
مدتي قبل
فيلمي مستند
در مورد زندگي
چارلي چاپلين
مشاهده كردم و
آنجا بود كه
محتواي اين
نامه با آنچه
كه در فيلم
ميديدم نيز در
تضاد مي آمد
.در اين فيلم
چارلي
چاپلين
بويژه در مورد
زنان شخصيتي
كاملا متضاد
با آنچه داشت
كه در اين
نامه از او
القا شده بود . (
ژرالدين نيز
دختر چارلي و از همسر
جوانش ميباشد
كه در سن
54 سالگي
با او كه تازه
جشن تولد 18
سالگي اش را
گرفته بود ازدواج
كرد . پدر
زن او در
اعتراض به اين
امر هرگز نوه
هايش را نديد )
تا
اينكه
دوستي
ناديده
برايم
ايميلي
فرستاد و به
من تذكر داد
كه اين نامه
از چارلي
چاپلين
نميباشد . كه از
ايشان
سپاسگزارم .
متن
نامه منسوب به
چارلي چاپلين