www.shariaty.com

درباره من     /    تماس با من     

نجوم

ا دبيات

تاريخ

فلسفه

پزشكي

نوشته ها      عضويت      پشتيباني

روان شناسي

رايانه

طبيعت و حيوانات

علوم و فناوري

گوناگون

         افسانه           توليدات

داستانهاي كوتاه

سخنان كوتاه

عكس

كتابخانه

 توليدات       

شنيدن كارهاي صوتي

مشاهده مستقيم  كارهاي  تصويري

    گزيده  هاي تصويري  ( سينمايي   و    خبري)

فهرست مطالب جديد

 

ميگويند  روزي فرزندي دوستانش را به خانه دعوت كرده بود . مادر آن فرزند  براي پذيرايي از دوستان فرزندش ليوان هاي شربت و شيريني را به اتاق آورد . و با خوشحالي  جلوي بچه ها گرفت و بچه ها هريك يك دانه شيريني و يك ليوان شربت برداشتند . مادر در حال برگشت به آشپزخانه بود كه تلخ ترين جمله زندگي اش را شنيد .  كسي از فرزندش  پرسيد  اين كي تو بود ؟   و  فرزند  گفت  :

 "كلفتمان "

 

~باز گشت به صفحه اول