www.shariaty.com

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي  

   رايانه     

طبيعت و حيوانات  

علوم و فناوري

  گوناگون

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه 

كتابخانه

   سخنان كوتاه

فرهنگ نامه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 


وقتي 20 سالش  بود به او  گفتم که دوستش دارم ...صورتش از شرم قرمز شد و سرش را  رو به زير انداخت و لبخند زد  .
 
  
وقتي که 25 سالش بود به او گفتم که دوستش دارم و خواستم كه با من ازدواج كند .
سرش را پايين انداخت و خنديد  
 
.
وقتي که 30 سالش  بود به او گفتم  که دوستش  دارم ..
 
صبحانه  ام را  آماده کرد وبرام آورد  ، مرا بوسيد و گفت    ديرت نشود .  
 
وقتي 40 سالش شد به او گفتم دوستش دارم .گفت اگه راست ميگويي   زود بيا خونه .و به درس و مشق بچه ها كمك كن

 
.
 
وقتي  که 50 سالش  شد به او گفتم  که دوستش  دارم .  همانطور  که بافتني مي بافت  لبخند قشنگي زد

وقتي كه 60 سالش شد به او گفتم كه دوستش دارم .  آهي كشيد .و سري تكان داد .

وقتي  80 سالم بود   روزي روي صندلي چرخدارم نشسته بودم  كه  او هم به من گفت كه دوستم دارد  .  اشك در چشمانم جمع شد . و آن روز بهترين روز زندگي ام شد  .  چون  كه سرانجام  او هم به من گفت كه مرا دوست دارد .  

 
 

به کسي که دوستش داري بگو که چقدر دوستش داري  
و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي


چرا كه  اگر زماني او را از دست بدهي  


مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني

 

چون


 ديگر هرگز  صدايت را نخواهد شنيد .

 

باور داشته باشيم   که  گاه قلبها به خاطر  كلماتي ميشكنند كه هرگز بر زبان جاري نميشوند.

باور داشته باشيم كه همواره  کسانى که صميمانه دوستشان داريم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم
 
زيرا شايد آخرين باري باشد كه  آن‌ها را مى‌بينم.

 
و باور داشته باشيم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است  .  آن را به ديگران نيز هديه كنيم. بويژه آنها كه در اهداي آن به ما كوتاهي نكرده اند .

 

باز گشت به صفحه اول