|
تقديم
به روان پاك
همسر
نازنينم |
||||||
بدین وسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک
دو
ساله را قبول می
کنم !
می
خواهم به یک
ساندویچ فروشی
بروم و فکر
کنم که آنجا یک
رستوران پنج
ستاره
است !
می
خواهم فکر کنم
شکلات از پول
بهتر است ،
چون می توانم
آن را بخورم !!!
می
خواهم زیر یک
درخت بلوط
بزرگ بنشینم و
با دوستانم
بستنی بخورم !
می
خواهم درون یک
چاله آب بازی
کنم و بادبادک
خود را در هوا
پرواز دهم .
می
خواهم به
گذشته برگردم
، وقتی همه چیز
ساده بود ،
وقتی داشتم
رنگها ،
جدول
ضرب و شعرهای
کودکانه را یاد
می گرفتم ،
وقتی نمی دانستم
که چه
چیزهایی
نمی دانم و هیچ
اهمیتی هم نمی
دادم ...
می
خواهم فکر کنم
که دنیا چقدر
زیباست و
همه راستگو
و خوب هستند .
می
خواهم ایمان
داشته باشم که
هر چیزی ممکن است
و می خواهم که
از
پیچیدگیهای
دنیا بی خبر
باشم .
می
خواهم دوباره
به همان زندگی
ساده
خود برگردم ،
نمی خواهم
زندگی من
پرشود
ازکوهی از
مدارک اداری ،
خبرهای ناراحت
کننده ،
صورتحساب ،
جریمه
وبیکاری
و جدایی ...
می
خواهم به نیروی
لبخند ایمان
داشته باشم
، به یک کلمه
محبت آمیز، به
عدالت
به صلح ، به
فرشتگان ، به
باران ، و به ...
این
دسته چک من ،
کلید ماشین ،
کارت اعتباری
و بقیه مدارک
، مال شما.
" من رسماً
از بزرگسالی
استعفا می
دهم!!! "
نویسنده : سانیتا
سالگا