تقديم به روان پاك همسر نازنينم    

   افسانه

www.shariaty.com     

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي         

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي

رايانه

علوم و فناوري

گوناگون

كتابخانه  /  فرهنگ نامه

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه

   سخنان كوتاه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 

زخم هاي عشق :

 

كودك با شادي در كنار رودخانه شنا ميكرد كه ناگهان يك تمساح به سوي او حمله ميكند . مادروحشت زده به  سوي فرزندش ميرود و در آخرين لحظه در حاليكه تمساح پاي فرزندش را به دهان گرفته بود تا به داخل رودخانه ببرد ، دستان فرزندش را ميگيرد و نبردي  بين او و تمساح در ميگيرد . مادر با قدرت تمام دستان فرزندش را گرفته بود و ميكشيد .  با فرياد هاي آن مادر و فرزندش چند  نفر به كمك آنها مي آيند و موفق ميشوند تا كودك را از چنگ تمساح نجات دهند .  كودك زخمي مدتها در بيمارستان تحت درمان قرار ميگيرد . روي دستان كودك نيز آثاري از زخم هايي  وجود داشت كه در اثر فشار ناشي از ناخن هاي مادرش ايجاد شده بود .  در اين ايام خبرنگاري  براي مصاحبه با آن كودك به  بيمارستان ميرود  . پسر با ناراحتي زخم هاي روي پاهايش را به خبر نگار نشان ميدهد و ميگويد اينها جاي زخم هاي آن تمساح است . و سپس  با خوشحالي زخمهاي روي دستانش را نيز  به خبر نگار نشان ميدهد و  ميگويد   اين زخم ها را دوست دارم  زيرا اينها زخم هاي عشق مادرم ميباشند .

 

 

 

 

باز گشت به صفحه اصلي