نخستين گام

 

شركتي جهت انتخاب يك مدير  آگهي داده بود . چهار نفر كه شرايط لازم  را داشتند در مرحله نهايي آزمون  به دفتر مدير شركت دعوت شدند . مدير آنها را  در چهار  اتاق جداگانه  قرار داد و  به آنها  گفت كه:

«در اتاق به روي شما بسته خواهد شد اما  قفل اتاق ها ،  معمولي نيستند و فقط  با پاسخ صحيح به يك جدول باز خواهند شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر توانستيد از اتاق خارج شويد من شما را انتخاب خواهم كرد »...

 

مدير  بيرون رفت و در را بست...

 

چند لحظه بعد  يكي از درها باز شد و يكي از آن افراد از اتاق خود خارج شد . اما از سه اتاق ديگر تا مدتها خبري نشد  تا در آخر  مدير  دستور داد در ها  را باز كرده  و آنها را خارج كنند .

 

سه نفري كه در اين آزمون شكست خورده بودند  از آنكه به سرعت آن را باز كرده بود  راز اين معما را پرسيدند .

 

او پاسخ داد . من تصميم گرفتم ابتدا صورت مسئله را آزمايش كنم و ببينم اساسا صحت دارد يا نه به همين جهت اولين كارم اين بود كه دستگيره در را حركت دادم  و در باز شد  !و من بيرون آمدم  ! بنابراين اصلا مسئله اي به عنوان قفل بودن در وجود نداشت كه شما آنهمه روي حل آن كار كرديد .!!

 

تقديم به روان پاك همسر نازنينم    

   افسانه

www.shariaty.com     

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي         

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي

رايانه

علوم و فناوري

گوناگون

كتابخانه  /  فرهنگ نامه

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه

   سخنان كوتاه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 

 

بازگشت به صفحه اصلي