www.shariaty.com

Connect me      English page

نجوم

    ا دبيات    

    تاريخ  

   فلسفه

پزشكي

درباره من     /    تماس با من    پشتيباني

روان شناسي  

   رايانه     

طبيعت و حيوانات  

علوم و فناوري

  گوناگون

نوشته ها       عكس      كارهاي صوتي  

كارهاي تصويري

داستانهاي كوتاه 

كتابخانه

   سخنان كوتاه

فرهنگ نامه

عكس

مجموعه هاي انتخابي

 فيلمهاي مستند علمي

مشاهده آگهي توليدات

 

 

  روزی مردی داخل چاله ای   افتاد و فريادش در آمد  .

 

   یک روحانی از آنجا ميگذشت بر سر چاه آمد و  گفت " حتما گناهی انجام داده  ای ،اگر هم گناهكار نيستي خدا ميخواهد امتحانت كند و برايش دعا كرد  !  .    كمي بعد    یک محقق  عمق  چاله و رطوبت خاک آن را اندازه  گرفت  !       یک روزنامه  نگار در مورد دردهایش با او  مصاحبه کرد !       یک مربي يوگا  به او  گفت : این چاله و همچنين دردي كه حس ميكني  فقط  در ذهن تو هستند  و در واقعيت وجود  ندارند!

     یک پزشک برای او  دو قرص آسپرین پایين   انداخت!  و    یک پرستار مدتي  کنار  چاله ایستاد و براي او گریه کرد!

     یک   روانشناس  تلاش كرد تا  با برسي كودكي او خطاي  پدر و مادرش ،  كه باعث شده بود امروز  او  به داخل چاله   بيفتد را  پيدا کند!

   یک تقویت  کننده ذهن  او را نصيحت کرد که مطابق قانون جذب  خواستن توانستن است!

   یک فرد  خوشبين و مثبت انديش  به او گفت :  خدارا شكر كن  ممکن بود الان مرده باشي !

....

و دست آخر  كودك خردسالي كه از آن سوي ميگذشت يك جعبه خالي ميوه به او داد تا زير پايش بگذارد ،  دست او را گرفت  و او را از چاله بيرون آورد...!

 

فرستنده مطلب   N .Arabi     ( البته متن كمي تغيير داده شده است )

باز گشت به صفحه اول